منوی اصلی
سامان سلیمانی - گروه مشاوره کسب و کار
دانستن کافی نیست باید اقدام کرد ..
  • مشهد تخفیف سه شنبه 19 بهمن 1395 08:10 ق.ظ نظرات ()
    آخرین ویرایش: دوشنبه 26 شهریور 1397 10:24 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی سه شنبه 27 شهریور 1397 03:38 ب.ظ نظرات ()

    اشتباهات گفتاری که سبب دوری مشتری از شما می گردد

    به‌طور حتم، بسیاری از شرکت‌ها به الفاظی که کارمندان‌شان هنگام ارتباط با مشتری استفاده می‌کنند، نسبت به زبانی که در کمپین‌ها و وب‌سایت بازاریابی آنها استفاده می‌شود، توجه کمتری نشان می‌دهند.
    حداقل این الگویی است که به عنوان یک مشاور زیاد با آن مواجه می‌شوم و این اشتباهی بسیار جدی است، چون مشتریان احساسات خوب و بد خود را نسبت به یک شرکت از اقدامات مغرورانه برندسازی آن شرکت به دست نمی‌آورند، بلکه مکالمات عادی روزانه مبنای این حس است. زبان، مبنای دیگر اجزای رضایت مشتری است. به‌عنوان مثال:
    یک محصول بی‌عیب و نقص تا زمانی که از زبان درستی برای توصیف آن استفاده نکنید، بی‌عیب و تمام‌عیار نخواهد بود.
    حتی خوش‌نیت‌ترین کارمندان شما که از نظر فنی بی‌‌عیب و اشتباه هستند هم می‌توانند با به‌کارگیری زبانی نادرست، مشتریان را دور کنند.
    وقتی در ارائه خدماتی با شکست مواجه می‌شوید، زبان درست می‌تواند بهترین متحد شما باشد. اگر تاکنون به انتخاب و کنترل زبان شرکت‌تان توجه چندانی نکرده‌اید، بهتر است هم‌اکنون این کار را شروع کنید.

    سبک گفتار ثابتی ایجاد کنید
    هیچ برندی تا زمانی که سبک گفتار متناسبی با مشتریان خود در کلیه سطوح بنگاه ایجاد نکند، کامل نمی‌شود. بنابراین، باید تلاش کنید سبک گفتار ثابتی در ارائه خدمات ایجاد کنید.
    یک سبک گفتار پایدار و متمایز در سطح شرکت به خودی خود اتفاق نمی‌افتد. برای این کار شما به مهندسی اجتماعی نیاز دارید یعنی باید آموزش نظام‌مندی به کارمندان خود بدهید. مثلا تصور کنید برای جواهرفروشی لوکس خود ۱۰ فروشنده متعهد انتخاب کرده‌اید. برای آنها یونیفورم و ظاهر شیک و یک‌شکلی در نظر گرفته‌اید و تشویق‌شان کرده‌اید در فروشگاه کاملا نماینده برند شما باشند. اما نحوه صحبت کردن آنها با مشتری، مثل صحبت کردن آنها در خانه است. تا زمانی که آموزش‌های لازم را در این زمینه نبینند، سبک گفتار متفاوتی نخواهند داشت. خوشبختانه، مهندسی کردن یک سبک گفتار در سطح شرکت می‌تواند تجربه مثبت و مشارکتی باشد. اگر به درستی با این موضوع برخورد کنید، نیازی نیست به‌دلیل زبان بد کارمندان خود به مشتری پاسخگو باشید. وقتی همه افراد یک سازمان رهنمودهای استفاده از زبان خوب را بدانند، با یک چالش مواجه خواهند شد، نه یک مانع و اگر واکنش خوبی در برابر آن داشته باشند، باید پاداش بگیرند.

    نحوه انجام کار
    بهترین زبانی که بیشترین کاربرد را در قبال مشتریان شما دارد بررسی کنید و عبارت‌های مخربی را که باید از آن‌ها اجتناب شود، شناسایی کنید. می‌توانید این عبارت‌ها را در یک کتابچه تدوین کنید تا به‌عنوان یک مرجع مورد استفاده قرار بگیرد. در این کتابچه لغت‌ها و اصطلاحاتی که بهتر است استفاده شوند و در شرایط مختلف می‌توان از آن‌ها اجتناب کرد، عنوان می‌شوند. در این‌جا، مثا‌ل‌هایی از گزینه‌های زبان خوب یا بد که برای کسب‌وکار خودم یا کسب‌وکارهایی که به آنها مشاوره می‌دهم تدوین کرده‌ام، عنوان شده‌اند:
    بد: «شما بدهکار هستید…»
    خوب: «اسناد ما نشان می‌دهد ترازهای مالی…»
    بد: «شما باید» (این عبارت باعث می‌شود برخی مشتریان فکر کنند من نباید کاری انجام دهم، چون مشتری شما هستم.)
    خوب: «معمولا بهتر این است که …»
    بد: «گوشی را نگه دارید…»
    خوب: «می‌توانم خواهش کنم چند لحظه کوتاه پشت خط بمانید؟»

    به‌راحتی مشتری فکر کنید، نه تخریب او
    مهم نیست چه نوع کسب‌وکاری دارید، فقط کاری کنید که کارمندان‌تان از زبانی اجبارکننده استفاده نکنند. گاهی اوقات این زبان توهین آشکاری محسوب می‌شود و گاهی توهین غیرمستقیم است. در این‌جا مثالی از هر دو نوع را می‌آوریم:
    توهین غیرمستقیم: در یک کسب‌وکار غیررسمی، اگر مشتری بپرسد «حال شما چطور است؟» پاسخ «خوبم، متشکرم» ممکن است از لحاظ دستوری درست به نظر برسد، اما بهترین انتخاب نیست. این پاسخ رسمی ممکن است باعث شود آن مشتری از این‌که از زبان درستی استفاده نکرده خجل شود. در این شرایط بهتر است کارمندان از گزینه‌های خودمانی‌تری مانند «همه چیز خیلی خوب است» یا «عالی» استفاده کنند.
    لحن اجبارکننده: فراموش نمی‌کنم زمانی به رستوران معروفی رفته بودیم و پرسنل آموزش‌دیده آن‌جا برای سفارش گرفتن غذا پرسیدند «آب معدنی تقطیری میل دارید یا کربونیزه شده؟» ما این جمله را طوری برداشت کردیم که یعنی حق نداریم آب معدنی معمولی سفارش دهیم.

    رویکرد کلاسیک یا دنی میر
    این‌که از کارمندان بخواهید از زبان درستی استفاده کنند، وظیفه سخت و حساسی است. برای تهیه کتابچه مرجع مناسب شرکت، دو روش وجود دارد که باید انتخاب کنید کدام روش برای شما بهتر است. روش اول، سبک زبانی کلاسیک است که براساس آن «چیزی را می‌گویید، درحالی‌که از گفتن چیز دیگر اجتناب می‌کنید». این روش رضایت مشتری را در بیشتر کسب‌وکارها بهینه‌سازی می‌کند و کارکنان را در یک تیم قرار می‌دهد. در این روش، با طیف گسترده‌ای از کارمندان که سوابق متنوعی دارند و می‌توانند در انتخاب بهترین عبارت کمک کنند، همکاری می‌کنید. اما در این روش اگر بخواهید خیلی اصولی رفتار کنید و لیست دقیقی از لغات و عبارت‌هایی را که باید استفاده شوند استفاده کنید، باید لیستی از عبارت‌های منفی که نباید مورد استفاده قرار بگیرد هم داشته باشید. این لغت‌نامه اصطلاحات منفی در قالب روش دوم قرار می‌گیرد که آن را رویکرد «دنی میر» می‌نامیم. دنی میر رستوران‌دار معروف آمریکایی است که در مشتری‌مداری بسیار پیشتاز است. میر از دادن لیست عبارت‌هایی که باید گفته شود به کارمندان خود احساس خوبی ندارد، اما با جدیت کارمندانش را از گفتن عبارت‌های ناپسند به مشتری بازمی‌دارد. یادگیری یک لغت‌نامه عبارات منفی که کوتاه هم باشد آسان‌تر است و البته باید به‌روزرسانی شود
    .

    نویسنده: Micah Solomon

      

    آخرین ویرایش: سه شنبه 27 شهریور 1397 03:40 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی سه شنبه 27 شهریور 1397 03:31 ب.ظ نظرات ()

    علل شکست برنامه های بازاریابی

    روزی مردی به منزل خود وارد شد در حالی که در بیرون از منزل مردمی را دیده بود که از یک شیرینی فروشی بزرگ خریدمیکردند و وی بسیار هوس کرده بود که هر جور شده در آن روز، شیرینی بخورد. پس از ورود به خانه به همسر خود گفت که: “ای زن امروز برای من شیرینی درست کن میخواهم بدانم که این شیرینی چه طعمی دارد که اینقدر مردم برای آن سر و دست میشکنند.” همسر وی تقاضای مردش را اجابت کرد و به داخل آشپزخانه رفت. پس از مدتی بیرون آمد و گفت ای مرد برای درست کردن شیرینی نیاز به آرد گندم داریم و ما فقط آرد جو در خانه داریم. مرد گفت با همان آرد جو کارت را انجام بده، ما میخواهیم شیرینی بخوریم اینقدر بهانه نیاور. زن بار دیگر به آشپزخانه رفت و دوباره بازگشت و گفت ای مرد برای درست کردن شیرینی، نیاز به شیر داریم که در خانه موجود نیست. مرد با ناراحتی گفت من بعد از مدتها از تو درخواستی کردم و تو مرتب بهانه میآوری. حال اگر شیر نباشد چه میشود؟ بجای شیر آب را با آرد جو مخلوط کن. زن که مستاصل شده بود باز هم به آشپزخانه رفت و برای بار سوم بازگشت و گفت برای شیرین کردن شیرینی نیاز به شکر هست که آنهم در خانه نیست. در جواب مرد با عصبانیت گفت بجای شکر از کشمش استفاده کن. فرقی که نمیکند.
    پس از یک ساعت زن شیرینی را حاضر کرد و به نزد مرد آورد. در همان لحظه اول که مرد شیرینی پخته شده را شروع به خوردن کرد به یکباره شروع به سرفه شدید کرد و گفت: “واقعاً چقدر این مردم بیسلیقه هستند که شیرینی به این بدمزگی را دوست دارند و برای خرید آن صف میکشند.”

    آنچیزی که در حال حاضر ما در کسب و کارها در ایران با آن مواجه هستیم همین حکایت است. متاسفانه یا برنامه جامعی برای بازاریابی محصولات و خدمات خود نداریم و یا در صورت داشتن یک برنامه جامع و مدون، آنقدر آن برنامه را بد اجرا میکنیم که متاسفانه من فکر میکنم اگر از ابتدا هزینهای برای تنظیم برنامه صورت نمیگرفت و مدیران بر اساس شهود خود عمل میکردند، شاید نتیجه بهتری حاصل میشد.
    آنچه که مهم است اینست که بدانیم برای بازاریابی موفق و پایدار، حتماً نیاز به برنامه بازاریابی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داریم و هیچ راه میانبری وجود ندارد. بسیاری وقتی صحبت از برنامه بازاریابی به میان میآید آنقدر آن را بزرگ میپندارند که هرگز اقدام به تدوین آن برنامه نمیکنند تدوین یک برنامه بازاریابی هر چند که کار پیچیده و ظریفی است اما آنقدر سنگ بزرگی نیست که علامت نزدن باشد اکثر این افراد بدنبال یک راه کوتاه برای جبران کمبود نقدینگی خود هستند. وقتی سالهای گذشته مدیریت آنها را مورد بررسی قرار میدهید متوجه میشوید که آنها همواره دچار کمبود نقدینگی بودهاند. آیا میدانید چرا؟ چون همیشه فعالیتهای بازاریابی آنها غیر منسجم و کوتاه مدت بوده است و صرفاً نتایج مقطعی به بار آورده است.

    مشکل بزرگ دیگر این است که در حال حاضر، همانند گذشته صرفاً راهاندازی یک کسب و کار، تضمینی برای بقای آن نیست. شرایط بازار بسیار متلاطم و غیر قابل پیشبینی است. شرایط تجارت نیز با وجود رقبای بیشمار در هر کسب و کار بسیار متفاوتتر از گذشته است.
    حال فرض کنید که یک مدیر، برنامه بازاریابی سازمان خود را طرحریزی کرد. آیا صرف داشتن برنامه بازاریابی میتوان گفت فروش محصولات و خدمات افزایش مییابد؟ قطعاً چنین نخواهد بود.

    آیا تیم مشاوری که این برنامه را تدوین کرده است از کیفیت بالایی برخوردار بوده است؟ آیا میدانید میزان مهارتها، سوابق و نبوغ افراد این تیم نقش بسزایی در موفقیت برنامه دارد؟
    آیا این برنامه با کیفیت مطلوب مورد نظر تیم مشاوره به اجرا در آمده است؟
    آیا زمانبندی اجرای برنامه بازاریابی که مهمترین نقش را بازی میکند بدرستی طرحریزی و انجام شده است؟
    آیا همه فرآیندهای عملیات بازاریابی ما بدرستی تدوین شده است و روابط میان این فرآیندها بارها و بارها بررسی شده است؟
    چه کسانی قرار است این برنامه را اجرا کنند؟ و یا عوامل اجرایی برنامه چه کسانی هستند؟
    آیا تیم مشاور همواره در کنار شما برای اعمال تغییرات احتمالی در برنامه بر اساس شرایط متغیر بازار و عملکرد رقبا است؟
    و بسیاری سئوالات دیگر

    در انتها باید بگویم اگر شما برنامه‌ای داشتید که شکست خورده است می‌بایست منصفانه دلایل شکست برنامه خود را بررسی کنید نه این‌که اعتقادتان به برنامه‌ریزی را از دست بدهید مطمئن شوید حکایت شما، حکایت آن مرد که شیرینی هوس کرده بود نشده است و اگر تا کنون برنامه‌ای برای بازاریابی محصولات و خدمات خود نداشته‌اید، باید بگویم که هیچ راه میانبری برای موفقیت پایدار در تجارتتان ندارید. ابتدا برنامه‌ای هر چند کوچک و کوتاه تدوین کنید و با اجرای صحیح آن برنامه، مطمئناً از نتایج فوق‌العاده آن شگفت زده خواهید شد.

    منبعwww.ibazaryabi.com

    آخرین ویرایش: سه شنبه 27 شهریور 1397 03:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی یکشنبه 25 شهریور 1397 12:14 ب.ظ نظرات ()

    مهارت های مورد نیاز در جهت پیشرفت شغلی

    ما در عصر دیجیتال هستیم، شاید به‌خاطر همین  هم آموزه‌های دوره‌های قبل بدردبخور نباشند و لازم باشد چیزهای جدید یاد بگیریم. اما نه! همیشه قوانین بنیادینی وجود دارند که در همه اعصار بدردبخور و پرکاربرد هستند. حتی با گذر زمان آن‌ها مهم‌تر از قبل می‌شوند. در ادامه به مواردی اشاره می‌کنیم همیشه جزء اصول تجاری هستند و پایدار خواهند بود:

    ۱ مهارت‌های ارتباطی: توانایی ایجاد رابطه و ارائه درست و قابل قبول کار، ایده و به رئیس و یا مشتری‌تان می‌تواند کار شما را به شکوفایی برساند. سیستم‌های کامپیوتری و دیجیتالی می‌توانند برای شما تمام اطلاعاتی که نیاز دارید را فراهم آورند اما ماشین‌ها نمی‌دانند چگونه می‌توان از آن‌ها در پیش‌برد یک هدف و یا سیاست‌گذاری و تصمیم‌گیری از آن‌ها استفاده کرد.

    ۲ مدیریت زمان و سازماندهی: توانایی در سازمانده بودن و اولویت‌بندی کارها می‌تواند باعث پیشرفت شما و تیم کاریتان شود. شاید یک برنامه کامپیوتری بتواند کاری را در کمتر از میلی‌ثانیه انجام دهد اما نمی‌داند آن کار در کدام زمینه بدردبخور خواهد بود.

    ۳ هدف‌گذاری: هیچ کار تجاری نمی‌تواند بدون هدف و چشم‌انداز به سرانجام درست و معقول برسد.

    ۴ کارگروهی: هرچقدر که باهوش و تحصیل کرده باشید، به تنهایی نمی‌توانید از پس همه کارها بربیایید، به قول معروف نمی‌توان با یک دست دو هندوانه برداشت. کارگروهی و کار تیمی می‌تواند توانایی‌های شما را افزایش دهد و شما را کاملاً به نتیجه برساند.

    ۵ صحبت کردن در جمع و داشتن مهارت در ارائه مطالب: توانایی ایجاد ارتباط و ارائه مطالب و ایده‌ها به حضار و دوستان می‌تواند سطح کاری و تجاری شما را افزایش دهد. امروزه با برپایی کنفرانس‌های تحت وب و اینترنتی هم می‌توان ایده‌ها و نظریات خود را برای حضار ارائه داد اما تاثیر گفتگوهای مستقیم و رو در رو بسیار بیشتر و بالاتر خواهد بود.

    ۶ ایجاد رابطه: هیچ جیز موثرتر و بهتر از روابط خوب کاری نمی‌تواند پروژه‌های تجاری را پیش ببرد. شاید این روزها با وجود شبکه‌های اجتماعی بتوان راحت‌تر با دیگران در ارتباط بود اما باید توجه داشت که آن‌ها فقط بدرد ادامه رابطه می‌خورد نه برای ایجاد یک رابطه خوب و مستحکم کاری.

    ۷ شرکت در کنفرانس‌ها و کارگروه‌های حرفه‌ای: بهترین راه برای تبادل ایده‌ها، یادگیری مطالب جدید و گسترش شبکه کاری را می‌توان شرکت در کنفرانس‌ها و کارگروه‌هایی دانست که مربوط به فعالیت شما هستند. بسیاری از وبسایت‌ها و تالار گفتمان‌های تخصصی وجود دارند که در ارتباط با حوزه‌های متفاوت فعالیت می‌کنند. کاربران می‌توانند با حضور در آن‌جا به تبادل نظر بپردازند.

    ۸ اشتیاق و اراده: همیشه انگیزه می‌تواند موتور محرک برای رسیدن به هدف باشد. در کنار انگیزه عزم و اراده برای انجام کار می‌تواند تلاش برای نیل به اهداف را ممتد و همیشگی کند. این دو مسئله را به هیچ عنوان نمی‌توان از دنیای دیجیتال طلب کرد.

    ۹ ادب، نزاکت و احترام: هیچ چیزی بهتر از این نیست که در محیط کاری همه به یک‌دیگر احترام بگذارند. این باید یکی از قوانین طلایی برای هر شرکت و یا استارتاپی باشد.

    ۱۰ کارآفرینی و مهارت در نوآوری: حتی در جاهایی که بیشترین سطح از تکنولوژی موج می‌زند، همیشه راه‌هایی برای ابتکارهای نو وجود دارد. ایده‌های جدید توسط ماشین‌ها بوجود نمی‌آیند، ایده‌های جدید توسط انسان‌ها بوجود می‌آیند.

    ۱۱ علاقه به یادگیری: هیچ کس نمی‌تواند منکر ارزش تحصیلات و یادگیری شود، حالا چه این تحصیلات و یادگیری در محیط‌های آکادمیک بدست آمده باشد، چه با زمان صرف کردن در محیط‌های کاری و کسب تجربه.

    ۱۲ انعطاف پذیری و سازگاری: سخت‌گیری هیچ‌گاه باعث پیشرفت نخواهد شد. توجه به ایده‌های دیگران می‌تواند درهای جدیدی را به روی آدمی باز کند.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 25 شهریور 1397 12:18 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 33 1 2 3 4 5 6 7 ...