اسلاید شو

سامان سلیمانی ، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی

تاثیر عوامل بصری در فروش

پنجشنبه 21 دی 1396 08:37 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

تاثیر عوامل بصری در فروش

وقتی ارایه و معرفی محصولی و یا خدمت را  برای یک شخص و یا گروهی از افراد انجام می دهید ، 70 درصد از شرکت کنندگان تمایل به دیدن  ، 30 درصد بقیه کسانی هستند که به گوش کردن علاقه دارند . این بدان معنی است که 70 درصد مخاطبان ، یعنی بصری ها باید حقیقت ها ، نکات ، ترسیمات و عواملی را که باعث شناخت بهتر کسب و کار شما و همچنین اعتماد بیشتر می گردد را ببینند تا چیزی که شما می گویید را درک و پردازش کنند و مقدار  30 درصد باقیمانده یعنی گوش دهنده ها می توانند تنها با شنیدن اطلاعات از شما ، آنها را درک و پردازش کنند .

در نتیجه 70 درصد مخاطبان شما احتمالا تنها زمانی شما را درک می کنند که مطلب خود را به صورت بصری به آنها نشان دهید . بنا بر این باید خلاصه ای از ارایه خود را بنویسید تا این افراد بتوانند شما را دنبال کنند . یکی از نرم افزارهای موثر و خوب در جهت ارایه موثر نرم افزار پاورپونت می باشد ، می توانید از این نرم افزار برای نکات کلیدی استفاده کنید و در زمان  اشاره به یک نکته ، آن را به روی صحنه بیاورید ...

در نتیجه افرادی که بصری هستند با دیدن ارایه شما آرام تر می شوند . کسانی که به شنیدن علاقه دارند نیز با دیدن نوشته ها یا گرافیک های شما نیز احساس خرسندی می کنند ، اما باز هم تمایل به شنیدن چیزی که باید بگویید دارند و بنا بر این اغلب درباره منظور خاص یا کلمه و عبارت خاصی از شما سوال می کنند . 


آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 فروردین 1397 04:39 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

مراحلی که منجر به خرید مشتری می گردد ؟

جمعه 26 آبان 1396 10:49 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

                                 

روند خرید مشتری 

بسیاری از فروشندگان از خود می پرسند چرا بعضی مشتریان از من خرید می کنند و بعضی فقط به فروشگاه من سری می زنند و بدون خرید فروشگاه را ترک می کنند ، می خواهیم بصورت کلی و اجمالی روند خرید مشتری را بررسی کنیم :

 مشتری در سه مرحله نسبت به خرید و یا عدم خرید خود قضاوت و تصمیم گیری می کند:

 1. یک سوم قضاوت مشتری در مرحله ورود به فروشگاه انجام می شود که این قضاوت بر مبنای عوامل زیر است :

الف – ظاهر فروشنده که بایستی برازنده و مرتب باشد ، نیازی نیست حتما لباس شما از برندهای مشهور و معروف باشد یا عطرهای گرانقیمت زده باشید بلکه باید ظاهر شما آراسته ، مرتب و تمیز باشد همچنین وضعیت مو و زیورآلات شما باید متناسب با محیط کار شما باشد اگر محیط کار شما نسبتا رسمی و اداری است پوشیدن کفش اسپرت و پیراهن یقه باز و زیور های طلا بخصوص برای مردان باعث ایجاد جو نامناسب در تصمیم گیری مشتریان خواهد شد.

ب -  ظاهر فروشگاه : منظور از ظاهر فروشگاه نوع چیدمان کالاها ، تمیزی محیط و نوع نور پردازی محیط می باشد که بسیار در تصمیم گیری مشتری موثر است ، در نظر بگیرید اگر داخل یک فروشگاه تاریک و یا کثیف باشد آیا یک خانم تمایلی برای دیدار از کالاهای داخل فروشگاه خواهد داشت؟

2. یک سوم بعدی قضاوت مشتری مربوط به نحوه برخورد فروشنده با مشتری است : 

این بارها برای همه ما اتفاق افتاده که برای خرید به یک فروشگاه مراجعه کرده و بدلیل برخورد بسیار بد و یا بی تفاوتی فروشنده با ناراحتی آن فروشگاه را ترک کرده ایم ، باید بیاد داشته باشیم که کار و کسب ما با وجود مشتری رونق دارد و چنانچه مشتری وجود نداشته باشد ماهم شغلی نخواهیم داشت بنابراین باید در موقع مراجعه مشتری با تمام وجود و در نهایت ادب و نزاکت اطلاعات درخواستی را در اختیار مشتری بگذاریم در این حالت است که میتوانیم توقع داشته باشیم مشتری بجای رقبا از ما خرید نماید.

 3. و اما سومین عامل اصلی در قضاوت مشتری برای خرید اطلاعات فنی فروشنده راجع به کالای خود است ،

نقش داشتن اطلاعات در فروش موفق :

شاید بارها با این موضوع مواجه شده باشیم زمانی که برای خرید محصولی و یا خدمتی ، هنگامی که از فروشنده سوال درباره مشخصات محصول میپرسیم ،فروشنده با شک و دودلی و گاهی بسیار با صدای آرام  و بعضی اوقات با طرفه رفتن از جواب دادن به سوال مواجه می شویم .  این عامل بسیار مهم بوده و چنانچه مشتری احساس کند فروشنده نسبت به کالایی که به او ارائه می کند تسلط کافی ندارد و نمی تواند به درستی مشخصات ، ویژگی ها و منافع محصول و خدمت را ارایه کند ، در نهایت اعتماد خود را از دست داده و قطعا از خرید منصرف خواهد شد ، بنا براین سعی کنید اطلاعات خود را به حد کامل برسانید ، سعی کنید آخرین بروشورها و اطلاعات را مطالعه کنید ، از اینترنت اطلاعات بگیرید و گزارشات و مقالات موجود در نشریات را راجع به کالاهای خود با دقت مطالعه کنید .

این عامل مهمی است که به شما کمک می کند تا بتوانید تاثیر بهتر و بیشتری بر روی مشتری خود داشته ، و فروش بهتری داشته باشید.


آخرین ویرایش: جمعه 26 آبان 1396 11:17 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

تکنیک های مذاکره برای تعیین میزان حقوق درخواستی

پنجشنبه 20 مهر 1396 10:09 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

12  تکنیک  مذاکره برای تعیین میزان حقوق درخواستی : 

 معمولا مذاکره بر سر حقوق دریافتی یکی از چالش برانگیزترین و سخت ترین مذاکرات است و البته؛ امکان قبول طرف مقابل به پرداخت حقوق مورد نظر شما، غیرممکن هم به نظر می رسداما واقعا اینطور نیست.

مذاکره یک بازی است و فرقی نمیکند شما با رئیس تان یا با کارمندتان در حال مذاکره هستید. هر دو حالت نیز مذاکره است و برای بهتر بازی کردن این بازی برای بردن آن، باید اصول و قوانین آنرا بدانید.

در مصاحبه های شغلی، معمولا فرد مقاضی شغل تحت فشار است و این فشار میتواند به نفع فرد مصاحبه گر شود مخصوصا زمانی که بحث حقوق به میان می آید. معمولا برای هرکسی مصاحبه شغلی همراه با اضطراب و استرس است (البته طبیعی هم هست) اما زمانی که باید در مورد حقوق دریافتی مورد نظر صحبت کرد، این اضطراب و استرس اگر مدیریت نشوند، به ضرر فرد متقاضی شغل تمام میشوند.

تقریبا تمام رئیس ها و افرادی که در قسمت استخدام نیروهای کاری فعالیت میکنند این نکته را میدانند که کمتر پیش می آید متقاضی شغلی تکنیک های مذاکره را بداند و بخواهد آنها را نیز در این بازی به چالش بکشد، بنابراین اغلب با نهایت قدرت پیش می روند و معمولا هم خواسته خودشان را عملی میکنند

اما بعد از خواندن این مطلب، شما 12 تکنیک مخصوص مذاکره با رئیس و فرد بالادستی خود، آشنا می شوید و یادمی گیرید در چنین شرایطی چطور مذاکره کنید، چه نکاتی و  باید و نباید هایی را رعایت کنید و مهم تر از همه چطور طرف مقابل را قانع کنید که حقوقی که شما میخواهید را دریافت کنید.

معمولا متخصصان و افرادی که واقعا شغلی را دوست دارند، به علت پرداخت کم حقوق آنرا ترک میکنند آنها شغل را ترک میکنند نه به خاطر اینکه آنرا دوست ندارند، بلکه به خاطر اینکه در مذاکره با رئیس شان نتوانستند برنده شوند. اگر شما نیز در چنین شرایطی قرار دارید و یا میخواهید با رئیس تان وارد مذاکره شوید، این مقاله کمک زیادی به شما خواهد کرد تا هم شغل تان را داشته باشید و هم حقوق مورد نظرتان و هم رئیس تان راضی باشد از اینکه به شما حقوق میدهد و شما برایش کار میکنید.

12 تکنیک مذاکره برای افزایش حقوق
چطور رئیس تان را قانع کنید حقوقی که میخواهید به شما پرداخت کند :

1.     تا انتهای روند مصاحبه ساکت باشید و حرفی از حقوق درخواستی تان نزنید :
هرچقدر مصاحبه گر بیشتر حرف بزند، شما بیشتر یاد میگیرید. شما باید کاری کنید آنها بیشتر صحبت کنند و صد البته حتی اولین پیشنهاد حقوق درخواستی را نیز آنها اعلام کنند. البته روند مذاکره، آنطور که تصور میکنید قابل کنترل نیست، اما حداقل باید سعی کنید کمترین حد ممکن حرف بزنید و کاری کنید بیشتر مصاحبه گر صحبت کند.

اگر بتوانید پیشنهاد و نظرتان را در مورد حقوق  تان را تا آخرین لحظه مصاحبه در خودتان نگه دارید عالی است؛ چون تنها زمانی که آنها متقاعد شده اند که شما را در شرکتشان نگه دارند، شما حق مذاکره کردن دارید.

 اما اگر مصاحبه گر حرفه ای بود؛ احتمالا در اوایل مذاکره وارد بحث حقوق میشود. پیشنهاد میشود یا بحث را منحرف کنید و این قسمت را برای انتهای مذاکره واگذار کنید و یا خیلی رک و ساده بگویید شرکتتان را دوست دارد و اما حقوق تان شما را راضی نگه نمیدارد و میخواهید افزایش حقوق دهید.

2.   بازار را بشناسید
تحقیق کنید و دقیقا بدانید بازه حقوقی همکارانتان در شرکت های دیگر چقدر است. اگر میخواهید حرفه ای به نظر برسید، باید دقیق بدانید چه مقدار دیگران نسبت به تخصص شان دریافت میکنند و شما نیز چه مقدار باید دریافت کنید. این اطلاعات به شما کمک زیادی خواهند کرد که در مذاکره تسلط کافی داشته باشید و مضطرب نشوید.

3.  ارزش تان را ثابت کنید :
به قول معروفمیخ تان را همان اول بکوبید
شما باید در مذاکره نترس باشید و همان اول به فرد مصاحبه گر ثابت کنید فرد با ارزشی هستید. هرآنچه را در مورد خودتان مثبت میدانید را اعلام کنید، لیستی از قابلیت ها و تخصص هایتان داشته باشید و تمامی گواهینامه و مدارک و کاغدهای تایید سابقه کاری تان را پرونده کنید و در مذاکره نشان دهید؛

از همه مهمتر، به فرد مصاحبه گر بگویید که چطور کمک کردید شرکت قبلی درآمدش افزایش پیدا کند و چرا شما دقیقا همان فرد ایده آل برای شغل مورد نظر هستید.

4.  یک بازه حقوقی مشخص کنید؛ نه یک عدد
اگر نکته شماره 2 را رعایت کردید؛ باید یک بازه حقوقی برای خودتان مشخص کنید از حداکثر و حداقل حقوق و هرگز تنها یک عدد خاص را هدف قرار ندهید. این کار باعث میشود ابتدا شما جا برای مذاکره باقی بگذارید و دوم ،فرد مصاحبه گر شما را انعطاف پذیر بداند (که در شرکت ها خصوصیات کارمندان برتر است)

معمولا شرکت ها قبل از شما تحقیقات بازار را انجام داده اند و اگر بازه ای مشخص نکنید، آنها اینکار را خواهند کرد و بهتر است بدانید آنها هرگز حداکثری برای حقوق شما در نظر نخواهند گرفت بهتر است خودتان اینکار را انجام دهید.

5.   اگر از شما خواستند یک عدد دقیق برای حقوق مشخص کنید؛ یک عدد خاص و عجیب بدهید :
استفاده از یک عدد خاص و عجیب در مذاکره میتواند رشته افکار طرف مقابل را پاره کند ! برای مثال، به جای اینکه حقوق ماهیانه مورد نظر تان را 2 میلیون تومان اعلام کنید؛ حقوق درخواستی تان را 1،890،000 اعلام کید. شاید 110 هزار تومان کمتر اعلام کردید اما بدانید تغییر این عدد به شدت سخت خواهد بود !

تحقیقات نشان داده، استفاده از اعداد خاص و همراه با خورد، جای کمتری برای مذاکره باقی میگذارد تا اعداد رند بنابراین همیشه یک عدد خاص هم همراه با بازه حقوقی تان مشخص کنید.

6.    صبر کردن را تمرین کنید :
زمانی که مصاحبه گر مصاحبه اش را انجام داد و پاسخ قطعی را از شما خواست؛ هرگز در همان لحظه پاسخ تان را اعلام نکنید، حتی اگر راضی هستید ! در عوض، از مصاحبه گر بخواهید تا به شما فرصت دهد تا شما آنها را خبر دهید (“امکانش هست بنده تا آخر هفته پاسخ شما را بدهم؟“)

این زمان، میتواند برای شما مفید باشد و از خیلی دام ها شما را دور نگه دارد. زیرا شما زمانی را دارید تا با خانواده، دوستان و همکارانتان در مورد پیشنهاد مورد نظر مشورت کنید.

7.   همیشه پیشنهاد متقابل بدهید، اما بیش از یکبار اینکار را انجام ندهید :
هرزمانی که پیشنهادی را دریافت میکنید، ممکن است احساس کنید در مذاکره هستید و باید حتما پیشنهادی متقابل اعلام کنید. اما یادتان باشد، مصاحبه گر شما فردا میخواهد رئیس شما باشد ،بنابراین نباید در برابر او فردی پررو و یا گستاخ به نظر برسید.

بنابراین فقط یکبار پیشنهاد متقابل بدهید و هرچقدر خواستید بر سر آن پافشاری کنید و سعی نکنید برای هر پیشنهاد رئیس تان، یک پیشنهاد متقابل بدهید. مخصوصا هرگز بیش از یکبار مذاکره نکنید.

8. هیجان زده باشید اما، زیاد نه !
شما باید هیجان و حس مثبت را در خود در طول مذاکره زنده نگه دارید، اما هرگز آنقدر هیجان زده نشوید که در طول مذاکره به روند مذاکره توجه نداشته باشید. شما نمیدانید چند نفر قبل از شما در این مصاحبه حضور داشتند پس زیاد هیجان زده نباشید و آرامش خودتان را در طول مذاکره حفظ کنید.

سرخوش بودن میتواند مشکل آفرین باشد اما اشتیاق زیاد نه. مصاحبه گر ها بدنبال افرادی هستند که اشتیاق زیادی دارند و هیجان زده هستند. نشان دادن اشتیاق تان برای کار در شرکت مورد نظر میتواند، مسری باشد و به آنها نیز سرایت کند و آنها نیز اشتیاق پیدا کنند به شما آنچه را میخواهید بدهند.

9.  در مورد حقوق فعلی تان دروغ نگویید :
هرگز در مورد حقوقتان فعلی تان دروغ نگویید، زیرا یکی از مهم ترین داده هایی است که از شما میگیرند و راجع به صحت آن تحقیق میکنند (خیلی آسان تنها با یک زنگ زدن !) پس صداقت خود را مهمتر از حقوق بیشتر بدانید و هرگز آنرا زیر پا نگذارید.

10.   طرزفکر مثبتی داشته باشید :
اگر حقوقی که میخواستید را نتوانستید دریافت کنید، این خبر را با هرکسی که می شناسید به اشتراک نگذارید. زیرا این خبر ممکن است به گوش رئیس تان برسد و رئیس تان نیز شاید نخواهد دیگر کارمندان بدانند که شما با آنها در رابطه با حقوق دریافتی مذاکره کردید.

البته ممکن است افزایش حقوق تان دست رئیس شما هم نباشد، شاید شرکت در وضعیت مالی بدی قرار دارد، کارمندان زیاد شده باشند، در زمان مناسبی به مذاکره نرفتید و پس شانس تان را برای بعدا مذاکره کردن از دست ندهید.

 . 11انتخاب هایتان را مشخص کنید :
اگر رئیس تان نمیتواند حقوق شما را افزایش بدهد، مشکلی نیست؛ از او بخواهید مرخصی با حقوق تان را افزایش دهد، بخواهید ساعت کاری تان را تغییر دهد، بخواهید امکانات شرکت را در اختیارتان بگذارد (مانند ماشین، وانت و ) سعی کنید رئیس تان را برای نگه داشتن تان در شرکت، محدود نکنید

12. شرکت مورد نظر را به حدی خوب بشناسید که نخواهید درباره آن سوال بپرسید : 

قبل از مصاحبه، با تحقیق در شرکت  های دیگر، حدس بزنید شرکت مورد نظر با توجه به وضعیت جا و مکان و کارمندان و نوع کار و چقدر میتواند به شما حقوق بدهد. اما این را هم بدانید؛ هر شرکتی ،سقفی برای پرداختی هایش دارد، بنابراین اگر حدس زدید شرکت مورد نظر میتواند بیشتر پرداخت کند، توقع نداشته باشید در عمل نیز چنین اتفاقی بیافتد.


آخرین ویرایش: پنجشنبه 20 مهر 1396 10:18 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

چگونه فروشنده حرفه ای باشیم ؟

یکشنبه 1 مرداد 1396 02:11 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

چگونه فروشنده حرفه ای شویم ؟

در بازارهای پر رقابت کاری، همیشه راه هایی وجود دارد که محصول و کسب و کار شما از سایرین متمایز شود و باعث پیشی گرفتن شما رقبایتان شود. بعضی موضوعات کوچیک و پیش پا افتاده محسوب می شوند ؛ اما میتوانند مهمترین موضوعات در پیشرفت شما در بازارهای کاری باشند.

 چشمها و گوشهای بازاریابان، فروشندگان و کارآفرینان حرفه‌ای برای شکار فرصت‌ها حساس است. از هر فرصتی برای بازاریابی و فروش کالاها و خدمات خود استفاده می کنند . در واقع، آن‌ها فرصت شناسهای بسیار خوبی هستند و سعی می کنند در صورت پیدا شدن فرصت، سریعاً از آن استفاده كنند. فروشندگان حرفه‌ای، انسان‌های موفقیت جو و کمال طلبی هستند .

فروشندگان و بازاریابان حرفه‌ای بهتر است با صنعتی که در آن کار میکنند، آشنایی نزدیک داشته باشند. در واقع باید بتوانند تمام نکات و مسائل کسب‌وکار خود را کاملاً بشناسند و سعی  کنند بیشتر و بهتر از رقبا، به مشتریانِ خود ارزش بدهند .

فروشندگان و بازاریابان حرفه‌ای، جسارت و ریسک پذیری عجیبی در کارهای خود دارند و بیش از اندازه احتیاط نمی كنند. دائماً در حال برنامه‌ریزی و انجام ریسکهای متفاوت هستند. دائماً در حال تصمیم‌گیری‌های بزرگ و کوچکند. از هیچ عامل و مانعی در زندگی خود واهمه ندارند.

چند نکته ای که شما را به یک فروشنده حرفه ای تبدیل میکند :

در آغاز مکالمه از مشتری بخواهید  که در مورد شما و محصولاتتان به چه اطلاعاتی نیاز دارد.

با دیگر همکاران و کارمندان همیشه هماهنگ باشید.

طول مکالمه با مشتری را طولانی نکنید.

اگهراحساس میکنید گوینده و سخنران خوبی نیستید، به هیج وجه به سراغ فروش و بازاریابی نروید.

از جملات تبلیغی اغراق آمیز مثل "ما بهترینیم” جدا اجتناب کنید.

همه سوالات مشتری را مستقیم و شفاف جواب بدهید.

لطفا همه واقعیت ها در مورد محصول  ارائه بدهید.

با همکارانتان در مقابل مشتری بحث و جدال نکنید.

از دادن تخفیف های هنگفت به مشتری جدا خودداری کنید.



برچسب ها: فروشنده حرفه ای ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 1 مرداد 1396 02:14 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

چگونه می توان نتیجه مطلوب از تبلیغات گرفت ؟

پنجشنبه 22 تیر 1396 02:18 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

چگونه می توان نتیجه مطلوب از تبلیغات گرفت ؟

 می خواهید برای کسب و کار خود تبلیغ نمایید؟ این نکات و مراحل را دنبال کنید تا بهترین نتیجه را بگیرید.

1-   با برجسته ترین برتری کالا یا خدمات خود شروع کنید این همان چیزی است که می خواهد به چشم بیاید. آن را بیابید و مشخص کنید. شاید انتخاب این برتری برای شما خیلی ساده نباشد اما برای این منظور کافیست از خود بپرسید کالا و خدمات شما چه برتری دارد که آنرا از محصولات دیگر متمایز می کند؟ چه چیز خاصی دارید؟ آیا این برتری قیمت است؟ راحتی یا قابلیت اطمینان است؟

2-   تیتری که توجهات را به خود جلب کند بنویسید. رعایت این اصل در تبلیغات بسیار مهم است مردم در حال بمباران شدن با اطلاعات هستند و به خصوص در اینترنت چیزی را می خوانند که توجهشان را جلب کرده باشد وگرنه به راحتی آن را نادیده می گیرند. اگر تیتر شما جلب توجه نکند، آنگاه احتمالاً همه چیز از دست رفته است چون احتمالا کسی آنرا نمی خواند.

3-   لیستی از همه ویژگی های کالا یا خدمات خود تهیه کنید سپس هر کدام از آنها را به صورت بهره ای برای مشتریان ترجمه کنید. یعنی مشخص کنید این ویژگی چه سودی برای مشتری دارد. باید خود را در موقعیت مشتری فرض کنید ببینید چه استفاده ای از این ویژگی می توانید بکنید؟

  به عنوان مثال نگویید که مثلاً محصول شما سریع است سریع بودن یک ویژگی است بلکه بگویید با این محصول شما وقت آزاد بیشتری دارید یا کمتر وقت شما تلف می شود. یا حتی بهتر است تصویری بکشید که در آن مصرف کننده محصول شما فرصت کافی برای پیاده روی یا خواندن یک کتاب یا استراحت کردن دارید.

4-   متنی بنویسید که با احساسات مخاطب رابطه برقرار کند. مثلا اگر خمیر دندان می فروشید احتمالاً یکی از خصوصیات آن این است که حاوی فلوراید است. اما اگر بخواهید این ویژگی را به این صورت بیان کنید: «حاوی فلوراید» یا « پوسیدگی کمتر دندان» کمی کسل کننده به نظر می رسد می توانید به جای آن از این عبارت استفاده کنید:« با بوفو مسواک بزنید تا از مته دندانپزشک در امان باشید!» به این ترتیب شما یک ویژگی کسل کننده و تکراری را به با پیامی قوی بیان کرده اید و آنرا با ترس از کار دندانپزشک پیوند داده اید. آیا به نظر شما این از عبارت « حاوی فلوراید » موثرتر نیست؟

5-   کار را با نقاط قوت خود برای فروش بیشتر آغاز کنید. چند پاراگراف اول شما بسیار مهم هستند. از این چند خط استفاده کنید تا مشتری را به خرید کردن ترغیب کنید. آن گونه بنویسید که مشتری برتری های مهم کالا یا خدمات شما را لمس کند و او را برای خرید جذب کند. نیازی نیست که به جزئیات بپردازید در ادامه می توانید این کار را انجام دهید. بزرگترین اسلحه خود را اول بکشید!

6-   توصیه به خرید بسیار کمک می کند. وقتی که دیگر مشتریان شما با تجربه خوبی و رضایتی که از شما داشته اند به دیگران توصیه خرید می کنند فروش شما بالا می رود البته این توصیه خرید باید باور پذیر باشد. وقتی که در اینترنت تبلیغ می کنید اعتبار بالا داشتن کار سختی است بنابراین مردم به سختی به شما اعتماد می کنند. و به همین دلیل توصیه نامه های دیگر مشتریان بسیار مفید است. برای اینکه اعتبار این توصیه ها را افزایش دهید می توانید از افرادی که از کالا یا خدمات شما راضی بوده اند بخواهید اطلاعات تماس خود را هم پس از بیان نظراتشان در اختیار بگذارند.

7-   با سبکی آشنا بنویسید. نباید افراط کنید یا خود را خیلی دوستانه جلوه دهید و در تعریف از کالا یا خدمات خود زیاده روی کنید. فقط آنچه را که باید، بگویید به همین سادگی!

8-   تکلیف خود را مشخص کنید این متن را برای چه کسی می نویسید. آیا مشتری شما فردی جدی است؟ فردی با احساسات لطیف است؟ برای چنین فردی از چه لحنی باید استفاده کنید کلام خود را مطابق با مخاطب خود آماده کنید.

9-   یک مرحله مانده به پایان نوشته باید این ویژگی ها به مشتری القا شود.

و آخر از همه باید به خواننده بگویید که چکار کند، مثلاً «تلفن را بردارید و هم اکنون با ما تماس بگیرید» یا « برای اینکه در اولین فرصت آن را دریافت کنید اینجا کلیک کنید!» احتیاجی به گفتن نیست که جزییات و مراحل سفارش باید ساده، واضح و در بهترین محل برای دید باشد.

با توجه به این نکات متوجه می شوید که برای انجام تبلیغات خوب باید با احساسات مشتری خود رابطه بر قرار کنید.

فروش محصول به تحت کنترل در آوردن احساسات خریدار برای القای نیاز خرید به آنهاست و اگر در این کار موفق باشید آنها از شما خرید می کنند نگران نباشید.

آیا این کاری غیر اخلاقی است؟ خوب باید بگویم این به خود شما بستگی دارد اگر با صداقت کالا و خدمات مناسب در اختیار او قرار داده باشید و مشکل او را با کالا و خدمات خود رفع کرده باشید اگر دروغ نگفته باشید کار غیر اخلاقی نکرده اید بلکه مشتری را قانع کرده اید تا کالا یا خدمات ارزشمند شما را خریداری کند. اما به خاطر داشته باشید اگر با فریفتن مردم سعی در جلب مشتری داشته باشید حتی اگر بتوانید چیزی هم به آنها بفروشید این کار دوباره تکرار نخواهد شد و نمی توانید بلند مدت به این روش ادامه دهید تازه اگر گرفتار مشکلات قانونی نشوید. بنابراین بدون گول زدن مشتری باید سعی کنید او را وارد معامله ای برد-برد نمایید تا یک مشتری وفادار داشته باشید.


برچسب ها: گرفتن نتیجه مطلوب از تبلیغات ؟ ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 22 تیر 1396 02:25 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

نحوه مدیریت موثر مذاکره

دوشنبه 19 تیر 1396 09:14 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

نحوه مدیریت موثر مذاکره : 

 مدیریت موثر یک مذاکره شامل باید و نبایدهای که در حین یک مذاکره است می باشد .  به عنوان مثال در خصوص نوع حالات شما در حین مذاکره می‌گویند و اینکه باید با موارد بالاتر از هدف‌تان مذاکره را آغاز کنید. این راهنمایی‌ها با اینکه بسیار مفید هستند، اما بیشتر آنها فقط در یک زمینه‌ی خاص مهارت‌های شما را بهبود می‌دهند. اگر بخواهید در تمام زمینه‌ها مذاکره‌کننده‌ بهتری باشید، باید چه کارهایی انجام دهید؟

نکاتی که در مذاکرات باید رعایت کنید:

۱. گزینه‌های جایگزین را مد نظر داشته باشید

توانایی‌تان برای تغییر توافقی که از آن راضی نیستید، می‌تواند منبع قدرت‌تان باشد. مذاکره‌کنندگان خبره پیش از نشستن بر سر میز مذاکره زمان زیادی را صرف بررسی گزینه‌های مناسب برای جایگزین می‌کنند.

۲. بر سر روند مذاکره هم مذاکره کنید

هرگز تصور نکنید که در خصوص شرایط مذاکره مانند اینکه چه زمانی و در کجا مذاکره انجام شود، با طرف مقابل هم نظر خواهید بود. بهتر است شرایط مذاکره را مشخص کنید تا بتوانید هدفمند و با تمرکز بیشتری مذاکره کنید.

۳. با طرف مقابل ارتباط برقرار کنید

شاید در برخی مواقع رسیدن به نقطه‌ مشترک برای آشنایی بیشتر با طرف مقابل دشوار باشد، ولی انجام این کار مزایای بسیاری دارد. اگر در ابتدای مذاکره، چند دقیقه‌ را صرف آشنایی بیشتر با طرف مقابل کنید، احتمال اینکه با طرف مقابل به توافق برسید، بیشتر خواهد بود. حتی اگر کانال مذاکراتی شما پست الکترونیکی است، معرفی مختصر در حد چند دقیقه‌ به صورت تلفنی می‌تواند تأثیرات چشمگیری داشته باشد.

۴. فعالانه به طرف مقابل گوش دهید

بسیاری از افراد در هنگام مذاکره بدون اینکه به طرف مقابل گوش کنند، فقط می‌خواهند حرف خود را بزنند و مواضع خود را بیان کنند. به جای این کار، بهتر است به طرف مقابل با دقت گوش دهید و با نقل قول از حرف‌هایش، به او بفهمانید که به سخنانش توجه دارید. با دقت گوش دادن به طرف مقابل، نه تنها می‌تواند اطلاعات بیشتری را به شما بدهد، بلکه این کار باعث می‌شود طرف مقابل نیز با دقت بیشتری به حرف‌هایتان گوش دهد.

  ۵. سئوالات خوبی بپرسید

با پرسیدن سئوالات مناسب در مذاکره دستاورد بهتری به دست آورید. از پرسیدن سئوالاتی که پاسخ‌شان بله یا خیر است و همچنین سئوالات جهت‌دار مانند: «شما فکر نمی‌کنید نظر من عالی است؟»، خودداری کنید. به جای اینها بهتر است سئوالات خنثی بپرسید تا از پاسخ‌های طرف مقابل اطلاعات به دست بیاورید. به عنوان مثال بپرسید «در سه ماهه‌ اخیر با چه چالش‌هایی مواجه شدید؟»

۶. در جستجوی مبادلات هوشمندانه باشید

در بسیاری از مذاکرات، دو طرف تنها به یک عامل توجه می‌کنند و توجه چندانی به عوامل دیگر ندارند. در حالی که باید در مذاکرات تمام عوامل را در نظر گرفت. ممکن است بعضی موارد برای شما اهمیت چندانی نداشته باشند، در حالی که برای طرف مقابل بسیار با اهمیت باشند و بر عکس. با در نظر گرفتن تمام موارد می‌توانید مبادله‌ای منصفانه داشته باشید که دو طرف به خواسته‌‌های خود برسند.

۷. از اثر لنگر انداختن غافل نشوید

مطالعات زیادی از پدیده‌ای به نام «اثر لنگر انداختن» حکایت دارند. این مطالعات نشان داده‌اند معمولا نتیجه‌ نهایی توافق به عددی نزدیک‌تر است که اول پیشنهاد می‌شود. بنابراین بهتر است از این پس، با دادن پیشنهاد اول قربانی «اثر لنگر انداختن» نشوید. از آن سو اگر طرف مقابل پیشنهاد اول را ارائه داد، می‌توانید با تجزیه و تحلیل شرایط و تغییر شرایط مذاکره از دام این اثر فرار کنید.

۸. اگر می‌توانید به طور همزمان چندین پیشنهاد آماده کنید

بهتر است به جای داشتن یک گزینه، چندین پیشنهاد آماده در آستین داشته باشید. اگر طرف مقابل مذاکره‌تان تمامی آنها را رد کرد، از او بپرسید که کدام‌ یک از پیشنهادات شما بهتر بوده و چرا. سپس بر روی آن پیشنهاد کار کنید و اگر می‌توانید در مورد آن کمی انعطاف به خرج دهید یا با طوفان فکری و ارائه‌ یک پیشنهاد جدید و فوق‌العاده، یک معامله‌ برد-برد بسازید. استراتژی ارائه‌ چندین پیشنهاد هم‌ زمان می‌تواند احتمال شکست در مذاکرات را کاهش دهد.

۹. می‌توانید یک توافق مشروط را امتحان کنید

در بسیاری از مواقع توافقات با شکست مواجه می‌شوند. زیرا شرایط توافق با گذر زمان دستخوش تغییرات می‌شود. در این مواقع یک توافق مشروط می‌تواند راه‌گشا باشد. این توافق می‌تواند با تغییر احتمالی شرایط تغییر کند. به عنوان مثال پیمان‌کار نوسازی خانه‌تان مدعی می‌شود که می‌تواند ظرف مدت سه ماه خانه‌تان را به شما تحویل دهد. اگر این زمان بیشتر طول کشید می‌توانید بندی را برای جریمه‌ او در توافق لحاظ کنید و اگر زودتر از موعد کارش را به پایان رساند، به او پاداش بدهید. اگر ادعای او واقعی باشد، نباید از پذیرش بندهای قرارداد بترسد.

۱۰. در خصوص جزئیات اجرای توافق برنامه‌ریزی کنید

یک راه مناسب برای اطمینان از روند اجرای توافقات بلندمدت، مشخص کردن نقاطی در قرارداد است که به واسطه‌ی آن از اجرای مناسب توافق اطمینان حاصل کنید. می‌توانید بندی را در توافق لحاظ کنید که در صورت عدم توانایی طرف مقابل به اجرای تعهداتش، بتوان بر روی توافق بازنگری انجام داد یا طرفی را که به تعهدات خود عمل نکرده جریمه کرد.

 ۱۱. صبور باشید

بهترین مذاکره‌کنندگان افرادی بسیار صبور هستند. این افراد پیش از نهایی کردن توافق، از مفاد توافقات صورت گرفته اطمینان حاصل می‌کنند. آنها زمانی را صرف پرسیدن سئوالات مناسب و جزئیات توافق می‌کنند تا در آینده دچار سردرگمی نشوند.


برچسب ها: نحوه مدیریت موثر مذاکره ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 22 فروردین 1397 04:42 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

نکات مهم در پرزنتیشن مشتری چیست ؟

شنبه 17 تیر 1396 10:32 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

پرزنتیشن :

 پرزنتیشن (Presentation) عموما از طرف دانشجویان، مهندسان فروش و یا افرادی که قصد ارائه مطلبی را دارند تهیه می شود و معمولا به این معنی است که از طرف استاد، موقعیت شغلی یا معلم از ما خواسته می شد تا چیزی را پرزنت یا ارائه کنیم.

پرزنتیشن چیست؟

پرزنتیشن یا به عبارتی ارائه مطلب چیزی است که از جانب فردی (Presenter) برای عده ای (که مخاطبان  هستند) ارائه و به توضیح چیزی پرداخته می شود.

پرزنتیشن ها معمولا به صورت، پرزنتیشن رسمی و پرزنتیشن غیررسمی دسته بندی می شوند.

پرزنتیشن رسمی:

در پرزنتیشن رسمی به این صورت عمل می شود که شخصی به روی سِن می رود و  به توضیح ایده ها، محصولات و یا خدماتی که دارد می پردازد.

پرزنتیشن غیررسمی:

پرزنتیشن غیررسمی همونطور که از نامش پیداست، پرزنتیشن ها و ارائه هایی هستند که بصورت غیررسمی و در امور روزمره ما انجام می شوند

نکات مهم در پرزنتیشن :

  • فقط در زمانی که مخاطب ما متخصص همان موضوع پرزنتیشن ما است، از کلمات و جملات تخصصی استفاده کنیم، وگرنه بهتر است که از کلمات و جملات عامیه برای ارائه خودمون استفاده کنیم تا درک و فهم راحت تری داشته باشد
  • کلمات و جملات قلمبه سُلمبه استفاده نکینم، شاید برای یکی دو مرتبه این کار خیلی ما رو باکلاس و بزرگ نشون بده، اما اگر این کلمات و جملات زیاد تکرار بشه باعث می شه که مخاطب از ما فاصله بگیره و صحبت های ما رو هم متوجه نشه 
  • باید از این موضوع اطمینان حاصل کنیم که مخاطب هایی که در انتهای سالن نشسته اند صدای ما رو به وضوح می شنوند
  • در درست کردن اسلاید به مواردی که یک  اسلاید حرفه ای دارد توجه کنیم
  • خیلی خوبه که در پرزنتیشن از داستان استفاده کنیم تا پرزنت ما جذاب تر بشه

 مشخص کردن هدف از پرزنتیشن : 

من پرزنتشن های خیلی خوبی دیدم که ارائه شده، اما متأسفانه افرادی که پرزنت می کردند هدف درستی از پرزنتیشن خود نداشتند. همین موضوع باعث می شد که پرزنتی که ارائه می کنند بی نتیجه باشه.

خیلی خوبه که ما در هر کار که میخواهیم انجام بدیم و یا هر تصمیمی که می خواهیم بگیریم هدفی مشخص و واضح داشته باشیم.

بهتره که قبل از پرزنتیشن هایی که داریم از خودمون بپرسیم:

  • هدف من از این پرزنتیشن چیه؟
  • در آخر پرزنتیشن قراره که چه اتفاقی بیوفته؟
  • مخاطبِ من در آخر پرزنتیشن چه حسی و یا چه کاری انجام بده؟

وقتی ما هدف مون رو از اجرای یک پرزنتیشن مشخص کنیم راحت تر می تونیم مسیر رو طراحی و پیاده سازی کنیم

 شناخت مخاطبان پرزنتیشن : 

شناخت مخاطب در پرزنتیشن یکی از اصلی ترین رکن ها برای یک پرزنت است.

ما در اصل پرزنتیشن را برای مخاطبان آماده می کنیم نه برای خودمون.

اگر به مثال های یک پرزنتیشن رسمی برگردیم، مثلا یک کارشناس فروش وقتی محصول یا خدمات خودش را پرزنت می کنه قصد داره که مخاطب خودش که می تونه مشتری احتمالی اش باشه تحت تأثیر قرار بده و قانعش کنه.

بنابراین مخاطب در پرزنتیشن یکی از رکن های اصلی است که باید بهش توجه کنیم و مطالبی که قرار است پرزنت کنیم بر اساس خصوصیات مخاطب انجام بدیم.

مواردی که می تونیم برای شناخت مخاطب قبل از طراحی پرزنتیشن مد نظر قرار بدیم این ها هستند:

  • سطح تحصیلات
  • علاقه مندی ها
  • وضعیت مالی
  • سن مخاطبان
  • جنسیت مخاطبان
  • جایگاه و سِمَت شغلی
  • وضعیت شغلی
  • نیازهای مخاطبان
  • و

در حقیقت با دانستن این موارد می تونیم از قبل پیش بینی کنیم که:

  • چه مطالبی ارائه بدیم
  • چه نوع شوخی هایی انجام بدیم
  • چه داستان هایی را بیان کنیم
  • و سطح مطالبی که ارائه میدیم چگونه باشد.

·         در پرزنتیشن از چه نرم افزاری استفاده کنیم؟

·         نرم افزار های زیادی وجود دارند که می تونیم برای پرزنتیشن هایی که داریم ازشون استفاده کنیم.

·         اما پر کاربرد ترین نرم افزارهایی که وجود دارند این ها هستند:

·         ۱- نرم افزار پاورپوینت مایکروسافت آفیس

·         پیشنهاد می کنم نگاهی به این مقاله بیاندازیدپاورپوینت چیست و اشتباهات رایج در طراحی اسلاید پاورپوینت

·         ۲- نرم افزار آنلاین پرزی

·         ۳- نرم افزار کی نوت (مشابه نرم افزار پاورپوینت در سیستم عامل مک)


برچسب ها: نکات مهم در پرزنت مشتری ؟؟ ،
آخرین ویرایش: شنبه 17 تیر 1396 10:35 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

چگونه مشتریان را وادار به خرید کنیم؟

جمعه 2 تیر 1396 07:42 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

چگونه مشتریان را وادار به خرید کنیم؟

محققان بازار، مشاوران و فروشندگان مدت ها است که تلاش می کنند علم را وارد هنر بازاریابی کنند و هدف نهایی تمام آنها جدا کردن مشتریان از پول هایشان است ! جدایی که منجر به رسیدن آنها به محصولات و خدمات ما می شود. مارک بابچ پس از مشاهده بازارها و فروشگاه های مختلف در بسیاری از کشورهای دنیا، یادداشتهایی نوشته است که می گوید، کدام فروشندگان در فروش خود موفق تر بوده اند. او در سفرهایش و مشاهده فروشندگان مختلف یک نکته را به روشنی دریافته است: در حالی که کالاها، مخاطبان، قیمت ها متفاوت بوده است، اما اصول بازاریابی در آنها تفاوتی نمی کرده است.

محصول خود را بفروشیم !از محصول خود یک قهرمان بسازید
مشتریان برندها را خرید نمی کنند بلکه انها محصولات را می خرند؛ بسیاری از محصولات شما در فروشگاهی چند قدم آن طرف تر هم وجود دارد؛ بنابراین قانون اول هر بازاری آن است که نشان دهید شما چه چیزی دارید و چرا از محصولات سایرین بهتر است. شما باید نشان دهید که محصولات شما از نظر تنوع، کیفیت و قیمت با فروشگاههای دیگر متفاوت است.
محصول خود را بفروشیم !به مشتریان اجازه تعامل با محصول را بدهید
خریداران دوست دارند، محصول را لمس کنند، آن را از نزدیک ببینند، بو کنند و بعد بخرند. اجازه دهید تا آنجا که ممکن است به محصول نزدیک شوند و آن را تست کنند، تا تصوری از محصولی که می خواهند بخرند داشته باشند و با اطمینان بیشتری خرید کنند.
محصول خود را بفروشیم !با مشتری صمیمی شوید
مارک می گوید؛ در استانبول فرش فروشی را دیدم، که یک فنجان چای با مشتری می نوشید و مذاکرات پیرامون خرید و مشخصات فرش در حین نوشیدن صورت می گرفت و به این ترتیب فروشنده ضمن ایجاد فضای دوستانه، شانس بیشتری برای فروش محصول دارد.
محصول خود را بفروشیم !آنها را کارخانه و فرآیند تولید محصول بیشتر آشنا کنید.
یک قدم به عقب تر بروید و مشتری را از فرآیند تولید محصول مطلع سازید، در بسیاری از کشورهای دنیا دیده ام که شرکتها مشتریان را از داخل کارخانه و خط تولید عبور می دهند تا به فروشگاه برسند. البته این روش برای تمام محصولات توصیه نمی شود اما اگر محصول شما پوشاک، صنایع دستی و یا صنایع غذایی باشد، احتمالاً آشنا کردن مشتریان با مراحل تولید، موثر خواهد بود.
محصول خود را بفروشیم !خوب بودن محصول را اثبات کنید
به گفتن جمله ی این محصول فوق العاده است اکتفا نکنید ! سعی کنید به روش و شیوه ای کیفیت آن را برای مشتری اثبات کنید.
محصول خود را بفروشیم !یک نمایش درست کنید
حتماً شما هم نحوه ی سرو غذا را در رستوران دیده اید ! جایی که آشپز با میز مخصوص در کنار شما همراه با نمایشی زیبا از طرز تهیه ی غذا، آن را به شما تحویل می دهد ! این کار اشتهای شما را تحریک می کند و از غذا خوردن بیشتر لذت می برید. این کار می تواند در فروش محصولات دیگر هم به گونه ای موثر باشد. مثلاً در فروش پوشاک، محصولات صنایع غذایی و ... هر کدام می توانند نمایش خاص خود را داشته باشند !
محصول خود را بفروشیم !با شرایط بازار منطبق شوید
مارک بابچ می گوید؛ در میانمار که واردات محدود است و محصولات وارداتی بسیار گران هستند مشاهده کردم که کالاهای دست دوم، وارد ابعاد جدیدی شده است ! بنابراین فروشندگان باید خود را با شرایط حاکم بر محیطشان هماهنگ کنند !
محصول خود را بفروشیم !تا آنجا که ممکن است محصولات را سفارشی کنید
تا جایی که می توانید دقیقاً همان چیزی را به مشتری بدهید که او می خواهد؛ هر چند انجام این کار به صورت سودآور کار مشکلی است، اما هر چه بیشتر در این جهت حرکت کنید، فروش شما بیشتر خواهد شد.
محصول خود را بفروشیم !به مشتریان وفادار خود خدمات بیشتری بدهید
ارتباط با مشتری ! هیچ گاه آن را فراموش نکنید. ارتباط با مشتری رمز موفقیت بسیاری از فروشندگان بوده است، و برای شما هم می تواند باشد ! بابچ دو رستوران کباب ترکی (دونر) در ترکیه را دیده است که هر دو غذای یکسان داشتند، چیدمان یکسان، اندازه ی یکسان و قیمت برابر اما یکی پر از مشتری و دیگری خالی ! و با کمی دقت علت آن را ارتباط خوب با مشتری یافته است !


برچسب ها: چگونه مشتریان را به خرید تشویق کنیم ،
آخرین ویرایش: جمعه 2 تیر 1396 07:43 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

پانزده عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری

پنجشنبه 18 خرداد 1396 10:21 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

پانزده عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری

 خیلی ها بدنبال راهکارهای افزایش فروش هستند و انتظار پیشنهاداتی را از مشاور فروش دارند تا معجزه کند. اما راهکارهای ساده و دم دستی را به هیچ وجه جدی نمیگیرند. همگی ما می دانیم که وقتی صحبت از مدیریت ارتباط با مشتری در میان باشد، گفتار نیکو و لحن مثبت از اهمیت خاصی برخوردار است که در نهایت منجر به تحقق رضایت مشتری خواهد شد. اما بسیاری از فروشندگان هنوز  از واژه ها و عباراتی استفاده می کنند که به مشتری تصویری نادرست القا می کند و در ذهن او از تجربه خرید تاثیر منفی باقی می گذارد.

 بکارگیری برخی ازعبارات باعث خدشه وارد کردن به فروش و احتمالا  از دست دادن مشتری می شود. در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می کنیم.

 نمی دانم

مشتری از فروشنده انتظار ندارد که همه چیز را بداند ولی وقتی صحبت از پاسخگویی به یک سئوال یا درخواست در مورد کالا در میان است، از فروشنده این توقع را دارد که به حرفه خود تا حدی اشراف داشته باشد که بتواند به سئوالات وی پاسخ دهد.
بهتر است بگویید: “این سئوال خوبی است اجازه بدهید جواب آنرا برای شما پیدا کنم.”

 جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود

ممکن است سیاست فروشگاه شما به گونه ای باشد که استرداد کالا را مجاز نداند. خوب است که این امر را به اطلاع مشتری برسانید اما فروشنده لازم است انعطاف پذیر باشد و برای حفظ یک مشتری اجازه استرداد یا تعویض کالا را بدهد.
بهتر است بگویید: ” اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست چطور می توانیم رضایت شما را جلب نماییم.”

خونسرد باشید

شاید در خدمت رسانی و پاسخگویی به مشتری جمله ای بدتر از این نباشد. اگر مشتری از عصبانیت در حال انفجار است بهترین برخورد سکوت است. اجازه بدهید مشتری صحبتش را به اتمام برساند و وقتی کاملا خود را تخلیه کرد، احساس بهتری خواهد داشت و برای پذیرش راه حل آمادگی پیدا می کند.
بهتر است بگویید: ” من از شما
  عذرخواهی می کنم.”

 این کالا را ندیدید؟

اگر مشتری به دنبال کالای خاصی می گردد احتمال دارد که قبلا آنرا جستجو کرده، اما نیافته است.  معنی آن این است که یا کالا به اتمام رسیده است و یا جایی در فروشگاه وجود دارد. حتی اگر مشتری قبلا به دنبال آن نگشته باشد، بهترین نوع خدمت به مشتری این است که وی را برای یافتن جنس مودرد نظر همراهی کنید و یا اینکه در انبار به جستجوی آن بروید.
بهتر است بگویید: ” بله، از این جنس داریم، اجازه بدهید ببینم آیا در انبار هست.”

ساعت کار ما تمام شده است

در پایان روز، کاری که کارکنانی که شیفت کاری آنها به پایان رسیده است تمایلی به انجام آن ندارند این است که پس از اتمام ساعت یک مشتری را در فروشگاه بپذیرند.  پیش از اینکه یک فروش بالقوه را از دست بدهید به این نکته توجه کنید که شاید مشتری ساعت کار مغازه را نداند و یا حتی نداند که ساعت چند است.
بهتر است بگویید: ” ساعت تعطیلی فروشگاه ساعت
و ساعت شروع به کار آن ساعت . است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟”

 خرید شما همین است؟

شاید مشتری از این عبارت برداشت منفی نداشته باشد اما واقعیت این است که این عبارت را فروشندگان بیش از حد استفاده می کنند که استفاده از آن یک فرصت فروش را از بین می برد.
بهتر است بگویید: ” آیا کالای
ما را دیده اید که همراه با آنچه شما خریده اید استفاده می شود؟”  یا ” آیا تا بحال از فلان کالای ما استفاده کرده اید؟”

 چیزی که می خواهید آنطرف است

پیش آمده است که از زبان یک فروشنده گرفتار یا بی تفاوت این نوع سرویس دهی نا مناسب را شنیده ایم. گاهی به یک جهت نا معلوم اشاره می کند و زمانی حتی سر خود را بلند نمی کند که به مشتری اطلاعات دهد.  به همه فروشنده های خود تفهیم کنید که این نوع پاسخگویی به زبان آوردن یک “نه ” بزرگ است.
بهتر است بگویید: ” با من بیایید من به شما نشان می دهم که کجاست.”

 من نمی توانم این کار را انجام دهم

یکی دیگر از عباراتی که بار معنی منفی دارد و نمی بایستی توسط هیچ فروشنده ای بکار رود، همین جمله است.  یا اختیارات فروشنده باید افزایش یابد ویا اینکه به وی آموزش داده شود که برای حل مسائل دشوار به سرپرست یا مدیر فروشگاه مراجعه نماید
بهتر است بگویید: ” کاری که می توانم انجام دهم این است که

 این بخش به من مربوط نمی شود

ممکن است که همین طور باشد، اما این چیزی است که قطعا مشتری تمایلی به شنیدنش ندارد. به فروشنده می بایست آموزش داد که با تمام فعالیتهای موجود در فروشگاه آشنایی یابد. یا دست کم بداند که در مورد بخشهای مختلف با چه کسی تماس بگیرد.
بهتر است بگویید: ” من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.”

 ما الان این کالا را تمام کرده ایم

در یک فروشگاه پیش می آید که یک نوع جنس تمام شود و مشتریان نیز این را می دانند. اگر به مشتری بگوییم که چه زمانی این کالا در فروشگاه موجود خواهد بود احتمالا آنرا از جای دیگری تهیه خواهد کرد. اما بهتر است فعال تر عمل کنیم و پیشنهاد کنیم که با او تماس خواهیم گرفت اما از او نخواهید که بابت این مسئله با شما تماس بگیرد.
بهتر است بگویید: ” الان از این کالا در مغازه نداریم اما
روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید  تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟”

این بر خلاف سیاست فروشگاه ماست

در بازار رقابتی امروز، فروشنده نمی تواند قابل انعطاف نباشد. داشتن خط مشی و سیاستهای خاص در هر فروشگاهی از اهمیت خاصی برخوردار است. اما مهم تر آن است که مشتری را راضی نگهداریم  از این عبارت فقط وقتی استفاده کنید که از یک سیاست به غلط استفاده می شود.
بهتر است بگویید:
  ” سیاست مغازه ما این است اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من می توانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که.”

 من اینجا تازه کار هستم

بدلایلی بعضی از فروشندگان فکر می کنند با بیان این عبارت خود را خلاص می کنند. اما در حقیقت به مشتری ربطی ندارد که شما تازه آمده اید. او فقط می خواهد با کسی سروکار داشته باشد که به وی اطلاعاتی را که لازم دارد بدهد و اورا به نتیجه ای که می خواهد برساند.
بهتر است بگویید: ” لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.”

 گوشی

این عبارت یا نظایر آن باید بکلی فراموش شوند راه های مودبانه تری برای بیان این مفهوم بدون اینکه مشتری را آزرده کند وجود دارد.
بهتر است بگویید: ” ممکنه خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید؟”

الان سر من شلوغ است

آیا تابحال این جمله را از زبان یک فروشنده شنیده اید یا خودتان گفته اید که :” بخاطر مشتری است که کاری برای انجام دادن دارم.” اگر در کار خرده فروشی هستید حتما به این مسئله اندیشیده اید. حقیقت این است که بدون وجود مشتری، در یک فروشگاه کاری برای انجام دادن وجود ندارد.
بهتر است بگویید: “خوشحال می شوم که به شما کمکی بکنم.”

 شما اشتباه می کنید

البته همیشه این  مشتری نیست که درست می گوید اما فروشنده هم هرگز نباید بگوید شما اشتباه می کنید. بهترین برداشت از آن این است که دارید او را سرزنش می کنید.
بهتر است بگویید: ” فکر می کنم سوء تفاهمی پیش آمده است

 


برچسب ها: عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 18 خرداد 1396 10:24 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

چگونه به کسب و کار خود رونق دهیم ؟

شنبه 13 خرداد 1396 08:52 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

چگونه به کسب و کار خود رونق دهیم؟

ارزش کار خود را بالا ببرید و به همان اندازه شاهد رونق حرفه خود باشید. آدم‌های موفق در یک محیط کاری جدید به شغل خود همانند یک محصول مهم تجاری می‌نگرند، هرگز ارزش‌های آن را دست کم نمی‌گیرند و بخوبی آگاهند تا زمانی در محیط کارشان ارزشمندند که بتوانند سودآوری داشته باشند، چه برای خود و چه برای شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند.
یک محصول، زمانی در بازار پرفروش می‌شود که از کیفیت خوب، تبلیغات، بازاریابی قوی و چندین فاکتور موثر دیگر در جلب توجه مشتری برخوردار باشد و افراد نیز زمانی می‌توانند شاهد رونق حرفه خود باشند که ارزش کار خود را بالا ببرند، برای بالا بردن توانایی‌های خود بکوشند، درباره توانایی‌های خود تبلیغ کنند و در محیط کار انعطاف‌پذیر باشند. برای نیل به همه این اهداف، آدم‌های موفق همچنین می‌دانند که تابع بازار خود هستند و این بازار جایی نیست جز سازمان، شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند
آنها باید از تمام جوانب کاری شرکتی که برای آن کار می‌کنند؛ آگاه باشند و به نوع مهارت‌های خود، تقاضا برای آن مهارت‌ها و توانایی‌های تغییر و تحولات مختلف در محیط کارشان و پروژه‌هایی که در ارتباط با شغلشان است، آشنا باشند. با آگاهی از همه این عوامل، آنها باید درصدد بالا بردن ارزش کار خود باشند
برای این کار باید از همه مهارت‌های خود به‌نحو‌ عالی استفاده کنند، درصدد یادگیری مهارت‌ها و تجربه‌های جدید باشند و بتوانند خود را با شرایط جدید کاری و تغییر و تحولات سازمانی منطبق کنند.
به ابزارهای خود اعتماد دارید؟ 
وقتی کسی را برای انجام کاری (همچون کارهای مختلف تعمیراتی و غیره) استخدام می‌کنید؛ دوست دارید که او از بهترین و روزآمدترین ابزارهای لازم در کارش استفاده کند تا پولی که به او می‌پردازید هدر نرود و حتی در آینده مشتری دایمی او شوید، چنین مثالی درباره شما نیز صدق می‌کند.
ابزار کار شما آن چیزی است که می‌دانید و چگونگی انجام کاری که به شما محول شده. دستمزد شما بر مبنای ارزش‌های فعلی دانش و مهارتتان است.
امروزه مهارت‌ها و فناوری‌های جدید، با سرعتی بیش از گذشته، در حال ورود به بازار و معرفی به مشاغل مختلف هستند
بنابراین مطمئن باشید که کس دیگری در جایی دیگر، مشغول یافتن راهی بهتر، موثرتر، سریع‌تر و حتی کم‌هزینه‌تر برای انجام کاری است که شما در حال حاضر آن را انجام می‌دهید.
به خاطر داشته باشید، اگر نتوانید از مهارت‌ها و تکنولوژی‌های جدید در کار خود استفاده کنید یا دانش خود را روزآمد کنید؛ همکاران و رقبای شما این کار را خواهند کرد و شما از قافله عقب خواهید ماند.
در این زمینه به مثالی خوب اشاره می‌کنیم. زمانی انجام کارهای مختلف گرافیکی به صورت دستی و با داشتن ذوق و سلیقه لازم از سوی گرافیست امکان‌پذیر بود، اما امروزه با ورود کامپیوتر در همه عرصه‌ها، کارهای گرافیکی راحت‌تر انجام می‌گیرد. در این میان، با توجه به برنامه‌های مختلفی که برای انجام کارهای گرافیکی با کامپیوتر به بازار عرضه شده، برگ برنده با کسی است که بیشترین احاطه را بر برنامه‌ها داشته باشد و بتواند از هر یک از آنها در جای لازم استفاده کند. به خاطر داشته باشید که مهارت‌ها، قابلیت‌ها و توانایی‌های ما تا زمانی با ارزش هستند که کسی حاضر باشد برای استفاده از آنها پول پرداخت کند. شرکت‌ها و کارفرمایان امروز در بازارهای جهانی برای روزآمدترین مهارت‌ها و دانش کار، پول پرداخت می‌کنند؛ بنابراین برای رقابت در عرصه بین‌المللی، باید بتوانید خود را «مجهزتر> کنید و نه فقط «مجهز.> 
چرا که در غیر این صورت، فرد دیگری با شرایط بهتری نسبت به شما از راه خواهد رسید و جایگزین شما خواهد شد
چه ابزارهایی در دست دارید؟
در عصری که هر روز آن دستخوش تحولات مختلف است، باید خود را با تغییرات و تحولات جدید در محیط کار آماده کرد
همه ما در محیط کار خود با چالش‌های مختلفی از جمله با تغییرات و تحولات جدید از جمله یافتن جایگزینی برای شغل فعلی خود مواجهیم و این چالش، زمانی جدی‌تر می‌شود که حس کنیم فقط در یک حوزه قادر به فعالیت هستیم و کار دیگری از دستمان بر نمی‌آید
برخی‌ با چند مشاوره و تست روان‌شناسی و... براحتی به قابلیت‌های دیگر خود که البته بالقوه هستند پی می‌برند؛ در‌حالی‌که برخی دیگر به طور اتفاقی و حتی ناآگاهانه متوجه آنها می‌شوند. در هر دو حالت، افراد به این نتیجه می‌رسند که مهارت‌ها و علایق و قابلیت‌های بیشتری نسبت به آنچه فکر می‌کنند دارند و برای یافتن مهارت‌ها و علایق جانبی، چه برای آنهایی که حرفه‌ای هستند و چه برای آنهایی که به صورت تفننی کار می‌کنند؛ روش‌های مختلفی وجود دارد
در مدرسه یا دانشگاه در چه درس‌هایی نمرات خوب می‌گرفتید؟ به چه کارهایی علاقه داشتید؟ در حال حاضر در چه کارهایی مهارت دارید، آیا کسی از شما در کار دیگری تعریف کرده است؟ فکر می‌کنید چه استعدادهای ذاتی‌ دیگری دارید؟ دست و دلتان به چه کار دیگری می‌رود؟ در پاسخ به سوال‌های فوق و سوال‌های مشابه، به فهرستی از فعالیت‌ها و کارهایی می‌رسید که از انجام آنها لذت می‌برید یا در گذشته لذت می‌بردید. مطمئنا این‌گونه فعالیت‌ها، نیازمند مهارت‌ها و توانایی‌هایی هستند که شما در خود دارید و از وجود آنها بی‌خبرید. پس معطل چه هستید؟ آنها را کشف کرده و به نحو بهینه از آن استفاده کنید
مهارت‌ها چقدر با ارزش هستند؟ 
برخی مواقع انسان‌ها بعضی کارها را بی‌دردسر انجام می‌دهند و به این‌که آن را چگونه انجام می‌دهند فکر نمی‌‌کنند. با این حال، در انجام همین کارهای ساده هم، فرآیندهای مختلفی دخیلند و برای انجام این فرآیندها، مهارت‌های مختلفی مورد نیاز است؛ مهارت‌هایی که با ارزش‌تر از آن چیزی است که شما فکر می‌کنید
برای تعیین ارزش مهارت‌هایتان می‌توانید تمرین زیر را انجام دهید
یک صفحه از آگهی روزنامه را جدا کنید (به صفحه خاصی توجه نکنید چون در هر حال دنبال یافتن یک شغل نیستید و این کار فقط یک نوع تمرین است.)
عنوان آگهی، یعنی شغل و پستی را که برای استخدام افراد آگهی می‌شود با یک تکه نوار نامرئی بپوشانید (طوری که بعدا بتوانید آن را جدا کنید و عنوان را بخوانید..)
حال به فهرست شرایط مورد نیاز داوطلبان مراجعه کنید. از یک ماژیک فسفری یا روشن، برای جدا کردن مهارت‌هایی که به آنها در مشاغل مختلف نیاز هست و شما آن را در خود می‌یابید، استفاده کنید. حال نوارهای چسبیده را بردارید و به عنوان آگهی‌ها توجه کنید. حتما غافلگیر خواهید شد؛ چون خواهید دید واجد مهارت در حوزه‌ها و مشاغلی هستید که هرگز به ذهنتان خطور نمی‌کرد. بنابراین به خاطر داشته باشید که مهارت‌های یک فرد کارآمد در زمینه‌های کاری مشابه، قابل استفاده‌ است (هر غذا ادویه خاص خود را می‌طلبد، اما برخی غذاها با ادویه مشابه تهیه می‌شوند.)
حال که متوجه مجموعه‌ای از حوزه‌های مختلف کاری شده‌اید که به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؛ زودتر می‌توانید فهرستی از مشاغل مورد علاقه خود را به ترتیب اولویت فهرست کنید البته ممکن است نام برخی شغل‌ها را نشنیده باشید؛ این‌ها همان مشاغل جدید هستند که با پیشرفت و تکنولوژی تولید می‌شوند

 


برچسب ها: رونق کسب و کار ،
آخرین ویرایش: شنبه 13 خرداد 1396 08:53 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

بهبود فروش و رونق کسب و کار با 1 کلمه مهم

دوشنبه 8 خرداد 1396 11:21 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

بهبود فروش و رونق کسب و کار با یک کلمه مهم

مشکل اصلی این است که مردم اغلب تمایلی به صحبت کردن ندارند، یا خیلی به موضوعی مشغول هستند یا هزاران هزار دلیل دیگر که منجر به از بین رفتن یک رابطه مبتنی بر فروش قبل از حتی شکل گرفتن آن می‌شود. البته غیر از عواملی که علیه یک فروشنده هستند، یک فروشنده باید خریدار بالقوه‌ای را پیدا کند که در درجه اول با وی صحبت کند، سپس از برخورد آن‌ها خوشش بیاید یا حداقل ناراحت نشود و سپس اقدام به خرید یک محصول یا خدمت از آن فروشنده بکند.

چگونه یک فروشنده حرفه ای شویم ؟ آیا این کار سختی است؟

نه!! با قدری فکر و بررسی می‌توانیم ببینیم که یک فروشنده خیلی هم از ایجاد یک رابطه اولیه با مشتری بالقوه دور نیست. چرا که به‌راحتی می‌تواند با استفاده از یک کلمه مناسب و ضروری (که مهمترین کلمه یک فروشنده است) نخستین جرقه برقراری ارتباط را در مسیری جدید قرار دهد:

متشکرم.”

اغلب چند بار در روز در روابط خود با مشتریان بالقوه قبل از خرید آنها از این ” مهمترین کلمه یک فروشنده ” استفاده می‌کنید؟ اغلب اصلاً استفاده نمی‌کنید، درست است؟ همین می‌تواند یکی از دلایل عدم موفقیت شما باشد، امتحان کنید!!!

اگر می خواهید پاسخ این پرسش را بدانید که چگونه یک فروشنده حرفه ای شویم پاسخ تشکر کردن است. تشکر کردن ساده‌ترین راه برای نشان دادن احترام است. این کلمه یکی از نخستین کلماتی است که ما در کودکی یاد می‌گیریم که اتفاقا در فرآیند فروش و روابط ما هم تأثیر بسیار زیادی دارد، و اما دلیل آن:

 تشکر کردن شما را مقبول‌تر و دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

در دوره کنونی، فرآیند فروش بیش‌تر فرآیندی رابطه محور شده است. همان‌قدر که خریدار باید محصول یا خدمت موردنظر را دوست داشته باشد، باید فرد فروشنده را هم دوست داشته باشد و به عبارتی در نظرش فردی قابل‌قبول به نظر برسد.

امروزه تأثیر ارتباط بسیار فراتر از خودفروش است و در واقع تا زمانی که این فرد همچنان مشتری شما باقی مانده است، این ارتباط باقی بوده و تأثیرگذار است. این بدان معناست که فروشنده و خریدار باید برای مدتی با یکدیگر همکاری داشته باشند پس بهتر است برای هم قابل ‌قبول و پذیرش باشند.

نکته کلیدی؟ اینکه تشکر کردن از مشتری به معنای قدردان بود شما نسبت به زمانی است که وی در اختیار شما قرار می‌دهد و در واقع حمایتی که با این کار از برند شما به‌عمل می‌آورد.

 تشکر کردن موجب بالا رفتن عزت‌نفس شما می‌شود.

بطور خاص می‌توان گفت که این فقط شما نیستید که از این تشکر کردن سود می‌برید. بلکه مشتری هم به همین نسبت سود می‌برد.

در فرآیند فروش قدردان بودن و تشکر کردن، به مشتری بالقوه کمک می‌کند تا مراحل سخت فرآیند فروش را بهتر و راحتر طی کند. چرا که به هر حال این خریدار در این بین در حال هزینه کردن و عبور از نقطه دردی است که مشترک بین تمامی خریداران می‌باشد.

از مشتریان بالقوه خود به دلیل صرف وقت جهت صحبت کردن با شما، پرسیدن سؤال از شما یا حتی برای پاسخگویی سریع به یک ایمیل تشکر کنید. همه این راهها، روش‌های ساده‌ای برای نشان دادن میزان قدردانی شمانسبت به آنها و بالا بردن عزت‌نفس آنها می‌باشد.

تشکر کردن موجب تغییر ذهنیت افراد می‌شود.

 بر اساس تحقیقی که در این رابطه انجام‌شده است، عموماً کودکانی که نسبت به خدمات دریافت شده قدردان هستند، نمرات بهتری دریافت می‌کنند، اهداف بالاتری انتخاب می‌کنند و از خانواده، دوستان و مدرسه خود احساس رضایت بالاتری نسبت به آنها که قدردان نیستند دارند. به عبارت دیگر قدردانی به شما کمک می‌کند تا نقاط بالاتر و بهتری را ببینید و برای به‌دست آوردن آنها تلاش کنید.

خوب حالا اگر در فرآیند فروش قرار گرفته باشید، این موضوع چه معنایی برای شما دارد؟ تشکر کردن در واقع کلید اصلی کسب نتایج بهتر و بیشتر در هر روز است. قدردان بودن و دریافت حس قدردانی از طرف مشتریان و دوستان در مقابل موجب انگیزش بیشتر و تلاش بیشتر از سوی شما می‌شود. تحقیقات بسیار زیادی موفق به نشان دادن ارتباط مستقیم بین مثبت اندیشی و در نتیجه کارایی بالاتر شده‌اند.

تشکر کردن موجب رشد شما می‌شود.

مطالعات همچنین نشان داده است که تشکر کردن موجب احساس همدلی در دو طرف می‌شود، باور و رویکرد شما را ارتقاء می‌دهد و همچنین شادی و خرسندی کلی شما را افزایش می‌دهد که همه و همه برای رشد شخصی شما بسیار حساس است.

رشد شخصی هم برای نمایندگان فروش در طی دوره فعالیت حرفه‌ای آنها از اهمیت حیاتی برخوردار است. در حوزه فروش هرگونه فعالیتی که داشته و در پی ارتقاءدادن آن باشید، ایجاد یک زنجیره از “تشکر” برای نشان دادن قدردانی خودتان از مشتری بالقوه موجب تغییر شخصیت و برخورد شما با مشتری بالقوه در بلندمدت شده که می‌تواند موجب ارتقاء و بهبود موقعیت شما هم بشود.

فروش در واقع آغاز کردن و توسعه روابط دوسویه است و در حالیکه ایجاد ارتباط و حفظ آن ممکن است برای برخی از نمایندگان فروش کار سخت و دشواری باشد، استفاده از یک کلمه ساده “تشکر می‌کنم” می‌تواند شروعی خوب و مناسب برای شکل دادن به این فرآیند باشد . امیدواریم به این سوال چگونه یک فروشنده حرفه ای شویم شما پاسخ خوبی داده باشیم و بتوانید کسب و کارتان را رونق دهید.


برچسب ها: رونق فروش ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 خرداد 1396 11:27 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

7 عامل سازنده برندهای بزرگ:

دوشنبه 8 خرداد 1396 09:56 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 
7 عامل سازنده برندهای بزرگ:

با هجمه رقابتی موجود در بسیاری از صنایع  تمایز و ایجاد هویتی منحصربفرد از طریق برندینگ استراتژیک اهمیت بیشتری از پیش یافته است. هرچند که ارادئه خدمات و محصولات باکیفیت یک اصل بدیهی است، اما برندسازی اثربخش میتواند موتور محرک و قلب توسعه سازمانها باشد.

برخی برندها قادرند بصورت کامل  بازار هدف خود را قبضه کنند. اما چه ویژگیهایی این امر را محقق میکند؟ در ادامه عوامل ایجادکننده برندهای اثرگذار را مرور میکنیم:

۱. رهبر

پشت هر برند موفقی، نیرویی محرک و پشتیبان، یعنی یک تیم رهبری مستعد وجود دارد.

برترین برندهای بازار برخوردار از رهبر و یا تیمی از رهبران مستعد، با  بینشی متعالی و استراتژیک و آینده نگر برای توسعه  بازار هستند که امیدشان در دست گرفتن و تسخیر بازار هدفشان است.

آنها به نحو احسن انگیزه میبخشند و می‌دانند چگونه همه‌ی منابع مورد نیاز برای توسعه را در اختیار تیم‌شان قرار دهند و جاده صاف کن موفقیت خانواده کاری باشند.

۲.رقابت‌پذیری و انگیزه پیشرفت

انگیزه پیشرفت مداوم و  اراده خودارزیابی مستمر، کلید موفقیت یک برند است. یک برند عالی باید بر خط رقابت توسعه یابد و نسبت به آن مشتاق باشد.

انتظار منفعلانه برای آنکه مصرف‌کنندگان بازار را تغییر دهند، در قاموس برندهای بزرگ نیست. در عوض،  آنها همواره در حال نوآوری و ابداع، و یافتن فرصتها و روش‌هایی برای دگرگون کردن بازار پیش از رقبایشان هستند.

۳.شناخت مخاطب

شناخت مخاطب مقدمه ایجاد هویتی متمایز برای یک برند است. شما باید بدانید مخاطبان‌تان چه می‌خواهند، و محصول‌تان چگونه نیازهای‌شان را برآورده خواهد کرد، و چگونه می‌توانید بگونه ای خودتان را در بازار موقعیت گذاری کنید که مخاطبان برندتان را به خاطر بسپارند.

۴.فرهنگ سازمانی سازنده و سالم

برندهای فوق‌العاده به جهت آنکه ارزش‌های فوق‌العاده‌ای دارند، خیره کننده هستند. برترین برندها ارزش‌هایی دارند که مورد تحسین مشتریان و مراجعان‌شان است.

 

بهترین برندها سابقه ای قوی در خدمات رسانی به مشتری و ارائه‌ی خدمات  دارند و  هم‌چنین به‌طور فزاینده‌ای بر اساس ارزش‌ها و اخلاق رهبری می‌شوند.

۵.منحصر به‌فرد بودن

برندهای برتر منحصر به‌فرد هستند که البته منحصر بفرد بودن به معنی اولین بودن نیست.

هرچند ممکن است برندتان نخستین برند در آن حوزه نباشد، اما شاید جذابیتی زیبایی‌شناختی یا محبوب داشته‌باشد که این یعنی افراد تمایل دارند آن را بخرند. رویهم رفته، آن‌چه بهترین برندها نیاز دارند یک هویت متمایز است. در مجموع مادامی که پیامتان درست بوده و موقعیت روشنی در ارتباط با مخاطبان داشته باشید، دیگر مهم نیست که فقط یک محصول اصلی داشته باشید.

۶. شناساندن

تعریف من  پرویز درگی از بازاریابی این است: شناسایی، شناساندن و خشنودی. در واقع امروزه بیش‌تر از هر زمان دیگری، این فرصت را داریم که تا جای ممکن برند خود را بشناسانیم.

البته شرکت‌های بزرگ‌تر شاید در این خصوص مزیت بیشتری داشته باشیم چرا که این دست برندها از موقعیت بهتری برای شناساندن برند خود به بیش‌ترین افراد ممکن برخوردارند. هرچند که امروزه با وجود رسانه‌های اجتماعی به عنوان یکی از مولفه‌ های کلیدی کمپینهای تبلیغاتی و بازاریابی، این امکان وجود دارد که برندهای کوچک‌تر این شکاف را کم‌‌تر کنند.

۷. بردباری

شما باید با برندتان همچون یک نوزاد رفتار کنید، و این موضوع را درک کنید که یک برند برای شکوفایی حقیقی و تبدیل شدن به برندی به‌یادماندنی و سودآور تبدیل شود، به صبر و مراقبت نیازمند است.

 توسعه بازار  باید با توجه و مراقبت صورت گیرد و نباید در این خصوص کندروی شده و یا شتابزده عمل کرد. تمرکز روی پیام اصلی و خلق یک برند اصیل وابسته به این است که به خودتان وقت و فضا بدهید تا همه‌چیز را در مسر درست قرار دهید.

برندهای تجاری که نامشان مترادف با نام ژنریک محصولات شد

ا BandAid در واقع یک برند پانسمان و چسب زخم است که در ۱۹۲۰ توسط شرکت تجهیزات پزشکی جانسون‌اند جانسون معرفی شد اما در کشورهای مختلف همچنان پانسمان را با نام باند میشناسند.

 

زیراکس نیز یکی از برندهای شناخته شده در زمینه تولید دستگاههای کپی است، که در سال ۱۹۳۸ ساخته شد و امروز نام آن معادل رونوشت گرفتن استو  مدتهاست که ماشین‌های اسپرت و آفرود شاسی‌بلند با عنوان جیپ شناخته می‌شوند. کرایسلر توانست با تولید برند جیپ بازار را قبضه کند.

جکوزی مترادف وان آب داغ شده‌است، هرچند این شرکت دوش و توالت هم می‌سازد.

کلینکس که در ابتدا به عنوان جایگزینی برای حوله‌ی صورت به بازار عرضه شد، اکنون به عنوان دستمال کاغذی‌ای که میلیون‌ها نفر آن را انتخاب می‌کنند مشهور است.


برچسب ها: عوامل سازنده برند ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 8 خرداد 1396 09:58 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

شش تکنیک بسیار ساده و کاربردی در بازاریابی و فروش

سه شنبه 2 خرداد 1396 11:38 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

شش تکنیک بسیار ساده و کاربردی در بازاریابی و فروش: 

همه کارایی که در زمینه بازاریابی شما انجام می دهید فقط برای اینکه بتوانید در مشتری نفوذ کنید و او از شما خرید کند.  خیلی مهم است که  چه چیزی باعث می شه تا مشتری از شما خرید کند ؟ . تحقیقات بازاریابی نشون داده در قسمت های بازاریابی شرکت  بیشتر وقت کارمندان فروش (چیزی حدود ۷۵ % زمانشون) به ارتباط برقرار کردن با مشتری ها صرف می شود ، هرچقدر بازاریابان بتوانند  بیشتر حرف بزنن و بهتر حرف بزنن نمی توانند  با مشتری ارتباط بهتری برقرار کنند، بلکه هر چقدر که حرف می زنند باید به جواب هایی که از سمت متشری دریافت می کنند هم گوش کنند و دقت کنند و متناسب با چیزهایی که شنیدن مشتری رو راهنمایی کنند  تا بتوانند یه ارتباط خوب و مفید با مشتری برقرار کنند.

در ادامه به شش تکنیک ساده و کاربردی در بازاریابی و فروش اشاره می گردد :

تکنیک اول بازاریابی :  توانایی فروشنده در تفسیر حرف های مشتری. یعنی وقتی مشتری با شما حرف می زند حرفهای او را به خوبی بازگو کنید و به مشتری اطمینان دهید که حرفای او را  متوجه شدین و می دانید مشتری به چه چیزی احتیاج دارد و به دنبال چه چیزی می گردد.

تکنیک دوم :  در خصوص حرف هایی که از مشتری می شنوید ازش سوال کنید. شما باید برای اینکه متوجه  شوید که مشتری دقیقا دنبال چی می گرده و اینکه اون فقط از صحبت کردن شما خسته نشود درباره خواسته اش ازش سوال کنید تا ذهنش از مسیر مذاکره منحرف نشود.

تکنیک سوم : وقتی تمامی مواردی که درباره محصول وجود دارد , یعنی وقتی کیفیت و نحوه استفاده و مزایای محصول به مشتری گفته شد و با هم ارتباط برقرارکردید، حتما سکوت کنید تا بتواند تصمیم گیری کند .

تکنیک چهارم  :  به سه دقیقه طلایی ابتدایی توجه زیادی کنیند، وقتی مشتری وارد فروشگاه شما می شود در  سه دقیقه اول مشخص می شود که مشتری می خواد از شما خرید کند یا نه! اگه توی این سه دقیقه تجربه های خوبی رو داشته باشه مطمئنا از شما خرید می کنه و اگر توی این سه دقیقه تجربه بدی پیدا کنه مطمئنا از شما خرید نمی کنه و بدونید اگه تجربه اش بد باشه خیلی سخت می توانید  از ذهنش پاک کنید پس تمام تلاشتان را  انجام دهید تا مشتری توی سه دقیقه اول تجربه خوبی داشته باشد یعنی در واقع توی این سه دقیقه مشتری یه نتیجه کلی توی ذهنش ایجاد می شود که شخص و یا کالا رو دوست دارد یا نه ! می خواهد بخره کالا رو یا نه! و از اون به بعد دیگه به گفته ها و اطلاعات جدیدی که شما در موردش صحبت می کنید گوش نمی کند و آنها رو طوری تعبیر می کنه که روی تفکرات قبلی مهر تایید بزنه.

تکنیک پنجم :  تاثیر خنده روی آدمهاست. کسی می تواند  فروشنده خوبی باشه که خوش اخلاق باشد و همیشه خنده روی لبانش باشد یعنی در واقع کسی که چهره عبوسی دارد نباید مغازه بزنه و مطمئنا هر فروشنده ای که چهره عبوسی دارد مشتری را فراری میدهد! معمولا فروشندگان دزدگیر و گیت فروشگاهی  از این ابزار استفاده می کنند.

 تکنیک ششم : نحوه  دست دادن افراد با مشتری ،  وقتی می خواید با مشتری مذاکره کنین با او در ابتدا دست بدهید، سعی کنین حتما دستتان خشک باشد ، یه مقدار متعادل دست طرف مقابل رو فشار بدهید و حدود ۶ ثانیه دستش رو توی دستتان نگه دارید و یا حتی برای ایجاد ارتباط بهتر دست طرف مقابل رو مدت زمان بیشتر و مقدار بیشتری فشار بدهید تا به اون انرژی مثبت بیشتری منتقل کنید  و در همین هنگام حتما لبخند بزنید و با طرف مقابل ارتباط چشمی برقرار کنید  و کمی هم جلوتر بروید.


برچسب ها: تکنیک بازاریابی و فروش ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 2 خرداد 1396 11:52 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

مهارت‌های با ارزش جهت موفقیت در فروش

یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 11:45 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 
مهارت های با ارزش جهت موفقیت در فروش 

راز فروش موفق یک محصول به نحوه ارائه خدمات ، پرسیدن سوال و گوش کردن دقیق به پاسخ مشتریان بستگی است. بسیاری از فروشندگان به جای داشتن درک صحیحی از نیاز‌ها و خواسته‌های مشتریان  سعی در متقاعد کردن آنها به خرید دارند  به منظور موفقیت در فروش همواره به مهارت‌های خوب گوش دادن و ایجاد ارتباط اهمیت فراوانی دهید:

صداقت: بدون پیروی از هیچ دستور کاری به نیازها و خواسته‌های مشتریان با دقت گوش کنید.
اصول اخلاقی: مشتریان را به انجام دادن کاری وادار نکنید.
 
پرسش: با مطرح کردن سوالاتی از مشتریان در تصمیم‌گیری خریدی مناسب به آنها کمک کنید ، به عنوان فروشنده سعی در ایجاد ارتباط برنده برنده داشته باشید و بدانید که قصد از چنین ارتباطی تنها برآوردن نیاز مشتریان است. در ادامه  سه مهارتی که
به ایجاد ارتباط کمک می‌کنند عنوان شده است که در صورت استفاده متناوب از آنها  به افزایش میزان فروش و همچنین رضایت مندی مشتریان ثابت کمک خواهد کرد.
1. صادقانه گوش دادن
 
فرآیند خرید شامل خواسته‌ها و احتیاجات فروشندگان نمی‌شود، بلکه فقط توقعات خریداران را در بر می‌گیرد. بسیاری از فروشندگان بیش از حد به دستور کار سهمیه ترفیع و کمیسیون فکر می‌کنند فروشنده‌ای که برنامه کاری مدیران خود را دنبال می‌کند تحت فشار است و در این شرایط نمی‌تواند با دقت به حرف‌های مشتریان گوش کند  فروشندگان باید برنامه کاری خود را کنار گذاشته و سعی کنند تا جایی که امکان دارد روی مشتری و چگونگی تحقق بخشیدن به امید آرزو و اهداف آنها از طریق ارائه
محصولات تمرکز کنند. اگر نیازهای مشتریان را به اندازه کافی بر آورده کنند آنگاه می‌توانند به خواسته‌های خود در زندگی نیز برسند.
2. عدم اصرار مشتریان به خرید
 
انجام دادن هر کاری به نفع مشتریان  اخلاقی‌ترین کاری است که می‌توان در زمینه کسب‌وکار انجام داد فروشنده در روند فروش وظیفه‌ای به جز ارائه و معرفی محصول به طور روشن  موجز و صادقانه ندارد  یک مشتری خوب بر اساس منافع خود اقدام به خرید می‌کند. 
مشتری وفادار و دائمی‌ لزوما فرد فرهیخته‌ای است در زمینه کسب و کار ، سعی در متقاعد کردن مشتریان نداشته باشید  بلکه محصول  خدمات یا نظری را پیشنهاد و ارائه دهید و همچنین به توضیح منافع بپردازید و سوال‌های مشتریان را پاسخ دهید  خریدار
بر اساس اطلاعات دریافتی  اقدام به خرید می‌کند  هنر فروش در مطرح کردن سوال ، پاسخگویی به سوالات و ایجاد رابطه قابل اعتمادی است که طرفین از آن سود می‌برند.
 
3. تشخیص خواسته و نیاز مشتریان
پس از این که به احتیاجات  خواسته‌ها و توقعات مشتریان پی بردید آنگاه می‌توانید بهترین خدمات را برایشان انجام دهید  آنچه برای فروشندگان حائز اهمیت است  امکان دارد برای مشتریان مهم نباشد ،  این موضوع داستانی را یادآوری می‌کند مادر جوانی که
به تازگی اقدام به شروع کار در یک شرکت بازار یابی بزرگ از طریق شبکه کرده بود بسیار هیجان زده و مشتاق کسب و کار خود را با دیگر مادران خانه دار در میان می‌گذاشت ، او با نیروی مضاعف و در حالی که فرزندانش در کنارش به بازی مشغول بودند مشتاقانه
محصولات را عرضه می‌کرد و از این که مجبور نیست منزل را ترک کند و می‌تواند در کنار فرزندانش بماند  بسیار راضی بود. مادر دیگری که به حرف‌های او گوش می‌داد ناگهان علاقه و توجهش را از دست داد و زمانی که مادر بازاریاب مشتاقانه از دوست
خود خواست که او هم به کسب‌وکار ملحق شود با صدای بلند گفت: «نه». مادر اولی متعجب و ناراحت دلیل مخالفت او را پرسید دوستش در پاسخ گفت: «چون دلم می‌خواهد برای انجام دادن کار از منزل خارج شوم و با دیگران ارتباط برقرار کنم.» نتیجه
اخلاقی داستان: به عنوان فروشنده سوال مطرح کنید و به حرف‌های مشتریان گوش کنید. 
تصور نکنید آنچه برای شما اهمیت دارد برای مشتریان هم مهم است.فروش موفق به معنی بر آورده شدن خواسته‌های فروشنده نیست، بلکه به نوعی برآورده کردن نیاز مشتریان است. خدمت کردن به افزایش فروش و جذب مشتری دائمی ‌کمک می‌کند. با رعایت سه اصل : 
(صداقت، اصول اخلاقی و پرسش) می‌توانید بدون هیچ تلاشی مشتریان جدیدی پیدا کنید ، فروش خدمات، محصول یا ایده‌ها، به معنی انجام کاری مناسب برای تمامی‌افراد اعم از فروشندگان مشتریان و همچنین ایجاد رابطه برد- برد است.

 

 


آخرین ویرایش: یکشنبه 31 اردیبهشت 1396 12:11 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

جذب اعتماد مشتری

سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 12:30 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

جذب اعتماد مشتری برای فروش بیشتر

نیاز مشتری را بشناسید ، با محصول یا خدماتی آن نیاز را به سرعت و به گونه‌ای حرفه‌ای برآورده سازید و این کار را بلافاصله به دیگران نیز یاد بدهید. خلاقیت و نوآوری را از یاد نبرید و برای هر کاری که می‌کنید دلیلی محکم و مشتری‌پسند داشته باشید. در ادامه سعی دارم که به برخی پرسش‌های مشابه شما پاسخ بگویم.

در تهران و حدوداً در انتهای خیابان بهشتی (عباس‌آباد سابق) فروشگاهی است که در ده سال اخیر پارچه‌ای بر سر در مغازه‌اش آویخته است: «حراج! به علت تغییر شغل » آیا باور می‌کنید؟ آیا دیگر اعتماد می‌کنید؟ آیا این راهش است؟

ایجاد اطمینان در مشتریان احتمالی و جلب اعتماد آنان سخت‌ترین کار برای کسانی است که کالا یا خدماتی را برای عرضه در بازار دارند. می‌گویم سخت‌ترین کار است بخاطر آنکه پیش از هر اقدامی در خصوص آن، باید بسیار درباره آن فکر کرد و پس از تعیین استراتژی، تکنیک‌ها و تاکتیک‌هایی را آزمود و نهایتاً با برخورداری از یک ثبات رویه آن استراتژی را به اجرا گذاشت.

جلب اعتماد مشتری راههای مختلفی دارد و با توجه به نوع کالا یا خدماتی که ارائه می‌کنید، می توانید استراتژی‌های مختلفی را به کار برید. اما یک سری از کارها به نوع کالا یا خدماتی که ارائه می دهیم بستگی ندارد و به نوعی جزو اصول ایجاد اطمینان در مشتری و جلب اعتماد او به شمار می آید.

در ادامه به یکی از راههای ایجاد اطمینان و جلب اعتماد مشتری می پردازیم :

دلیل قانع کننده و مشتری پسند!
برای هر چیزی که به مشتری می‌گویید یک دلیل قانع‌کننده داشته باشید به طوری که مطمئن هستید که او حرف شما را باور می کند. برای اینکه شما پیش از اینکه بخواهید این استراتژی را در پیش بگیرید، لازم است که خیلی خوب درباره آن بیاندیشید و آن را از زوایای مختلف بسنجید و امتحان کنید. خودتان را جای مشتری بگذارید: «آیا خودم این حرف را باور می‌کنم؟» ببینید که بسادگی می‌توانید خودتان را و کلاه‌تان را قاضی کنید: «آیا من خودم این حرف را باور می‌کنم؟» با این شیوه، مطمئن باشید که اگر خودتان، حرف خودتان را باور کنید از هر لحاظ، مشتری شما نیز حرف شما را باور می‌کند و به این ترتیب شما یکی از راههای جلب اعتماد مشتری را آموخته‌اید. حال اجازه دهید که یک مثالی بیاورم: من فروشگاهی دارم که در آن می‌خواهم روی همه کالاهای آنالوگ، ۵۰ درصد تخفیف بدهم و برای این کار تا پایان ماه مهلت گذاشته‌ام، دلیل این کار کاملاً روشن است، همه‌ی کالاهایی را که ارائه می‌کنم دارند دیجیتال می‌شوند و من باید هرچه زودتر و بیشتر جلوی ضرر را بگیرم اما از طرف دیگر می خواهم روی برخی از انواع دوربین‌های دیجیتال هم ۵۰ درصد تخفیف بگذارم! در اینجا مشتری تعجب خواهد کرد و حس کنجکاوی‌اش به او می‌گوید لابد خراب از آب درآمده می‌خواهد از شرشان راحت شود یا اینکه از شما بپرسد چرا؟ به چه علت؟ چرا حالا؟ این مارک؟ و در اینجاست که شما باید دلیل قانع کننده داشته باشید و اگر حرف و پاسخ بی ربط بدهید مطمئن باشید که اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید. اگر بگویید که برای تغییر شغل روی این نوع اجناس دیجیتالی تخفیف می دهید و بعد چنین تغییر شغلی هیچگاه رخ ندهد، چه اتفاقی می افتد؟ اما حالتی را در نظر بگیرید که شما حقیقتاً برای این تخفیف دلیل قانع کننده دارید، شما به مشتری می گویید: «می‌دانید؟ ما در چند ماه اخیر فروش خوبی نداشته‌ایم و باید بتوانیم اجاره مکان و حقوق بچه‌ها (کارکنان) را سر ماه و به موقع پرداخت کنیم و ببینید که اگر فروشگاه شما پیش فروشگاههای همسایه معروف به عدم پرداخت سر ماه و به موقع حقوق کارکنانش باشد، بار دیگر اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید و او دیگر از شما خرید نمی کند.

در ایران متاسفانه و معمولاً بازاریاب‌های ما و فروشندگان ما یک استراتژی بیشتر یاد نگرفته‌اند و به قول خودشان : «همین ما را کفایت می کند و بس است و بیشتر از این هم نمی خواهیم!» ببینید این غلط است که ما بگوییم می‌خواهیم «مشتری» به ما اعتماد نکند! این مشتری نشد، که نشد، می رویم سراغ یکی دیگر! فروشندگان ما راه را به خطا می‌روند وقتی مشتری را دست کم می‌گیرند دیده اید که اکثراً درست و حسابی جواب مشتری را نمی‌دهند، یا جوابهای سربالا می دهند، دلایل الکی، بی سر و ته و بی محتوا تحویل مشتری می‌دهند و به اصطلاح مشتری را سنگ قلاب می‌کنند. بعد می‌نشینند توی مغازه‌هایشان و از نبودن مشتری و وضع بد اقتصادی و تورم و دولت و مجلس و غیره شکایت می‌کنند! و این در حالی است که آنها که رمز و رموز کار را بخوبی می‌دانند به قول خودمان آرام آرام یکی شان را دو تا می کنند و دو تایشان را چهار تا و حسابی پول در می‌آورند و پس از مدت کوتاهی می‌بینید که فروشگاهشان هی بزرگتر و بزرگتر می‌شود و شعبه‌های گوناگونی این طرف و آن طرف باز می‌کنند. در عین حال، عده‌ای چون خود را در این میدان رقابت شکست خورده می‌بینند حرف و حدیث را پشت سر اینها آغاز می‌کنند: «نه بابا فلانی پشتش محکمه به فلان شخصیت و بهمان وزیر و وکیل و » از اینجاست که به کار و اهمیت دادن به مشتری به عنوان یکی از عوامل موفقیت در کسب و کار، بازار شایعه و بدگویی و زیرآب زدن و چوب لای چرخ گذاشتن‌ها داغ می‌شود!

وقتی دلیلی قانع کننده و باورکردنی داشته باشیم، مشتری هم خودش را جای فروشنده می‌گذارد و این رابطه که به مرور مستحکم شود، اعتماد مشتری جلب می‌شود و این اعتماد به باور و یقین مبدل می‌گردد. یک اشتباه می‌تواند تمام باورها را به شک و بعد بی اعتمادی مبدل کند و فروشندگان ما باید خیلی مراقب این نکته باشند.



برچسب ها: جلب اعتماد مشتری ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 26 اردیبهشت 1396 12:48 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

مناسب‌ترین زمان و بهترین راه ارایه‌ پیشنهاد فروش

دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:05 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 
مناسب ترین زمان و بهترین راه ارایه پیشنهاد فروش 

اگر می‌خواهید فروشی صورت بگیرد، باید به‌موقع پیشنهاد بدهید. حتما می‌گویید این را خودم هم می‌دانم، بهترین زمان پیشنهاد دادن چه وقت است؟ من از کجا بدانم؟ هیچ‌کس به‌جز خود شما نمی‌تواند تشخیص بدهد. فقط می‌توانم بگویم زمان مناسب، وقتی است که نشانه‌های تمایل را در خریدار ببینید و احساس درونی خود شما هم مؤید آمادگی شرایط باشد.

تشخیص این‌که پیشنهاد را چطور عنوان کنیم، آسان‌تر از تعیین زمان مطرح کردن آن است، باید با آمادگی کامل در مورد آن اقدام کنیم.

نکته مهم: پرسش‌هایی که هرگز نباید در هنگام پیشنهاد فروش طرح کرد از این قرارند:« چه‌کار کنم تا این معامله انجام شود؟» یا « شما برای انجام دادن این معامله چه انتظاری از من دارید؟» به‌نظر برخی این پرسشها توهین‌آمیز هستند و از طرفی فروشنده‌های حرفه‌ای با هدف‌ها و وظیفه‌های خود آشنا هستند.

بعضی از فروشنده‌ها پیشنهادشان را طوری مطرح می‌کنند که گویی اهمیت چندانی برای پاسخ مشتری قائل نیستند. این عده با شنیدن «نه» دست از تلاش بر می‌دارند ولی فروشنده‌های حرفه‌ای همیشه «نه» را «هنوز نه» تلقی می‌کنند.

1. بپرسید: نگرانید که از معامله با ما ضرر کنید؟ 
وقتی از مشتری چنین پرسشی شود، اگر نگران چیزی باشد آن را بروز خواهد داد و از آن‌جا که معمولاً مورد خاصی وجود ندارد و سکوت می‌کند، می‌توانید فوری بگویید: ... «خب پس حالا که چیزی را از دست نمی‌دهید، امضاء بفرمایید.»

2. بپرسید: آیا مایلید از خدمات دیگر شرکت ما هم استفاده کنید؟ 
اگر شما فروشنده‌ی شرکتی هستید که محصولات متعددی دارد، در ابتدا کار فقط با یک نوع محصول موقعیت خود را تثبیت کنید و در حاشیه راه را برای معامله‌های دیگر هموار کنید.

3. به مشتری نشان دهید که مایلید در مراحل بعدی کار هم مشارکت کنید.
به‌طور مثال بپرسید: آیا می‌خواهید ترتیبی بدهید که من هم زمان تحویل جنس حضور داشته باشیم؟ یا می‌خواهید چند نفر از کارمندان آموزش ببینند؟ یا به‌نظر شما جلسه‌های آموزشی را کی برگزار کنیم؟

4. بپرسید آیا مانعی سر راه معامله با شرکت شما می‌بیند؟ 
بگویید: اگر موردی به نظرتان می رسد، بفرمایید تا رفع کنیم.

5. اگر به مانع یا مشکلی اشاره کرد، بپرسید: فقط به‌خاطر همین یک مورد است که رضایت نمی‌دهید؟ 
پس اگر این مشکل بر طرف شود کار تمام است؟

6. خلاقیت به خرج دهید. 
در مدت زمانی که منتظر دریافت جواب مشتری هستید، با یک شوخی جالب اعلام وجود کنید. به طور مثال، برایش پیامک بزنید و بزنید و بنویسید« با جواب مثبت خود خواب را به چشمان من بازگردان» یا «با یک بله‌ی شما شب تار فروشنده‌ی بینوا سحر می‌شود.»
نمک بپاشید و پول پارو کنید!

7. شرایطی فراهم کنید که «نه» گفتن به پیشنهادتان سخت باشد. 
به طور مثال،بگویید: «چطور است روز جمعه ناهار در خدمتتان باشیم تا در این فرصت خواسته‌هایتان را برایم شرح دهید. همان جا به شما خواهم گفت که بر آوردن آنها در توان ما  هست یا نه. این پیشنهاد را می پسندید؟» یا « چطور است که برای آزمایش، یک نمونه از محصول ما را ببرید. اگر به کارایی آن و صحت گفته بنده ایمان نیاوردید لازم نیست هزینه‌اش را بپردازید، پیشنهاد منصفانه است؟»

اگر هیچ یک از مواردهای بالا کار ساز نبود:

8. با شوخی کار را تمام کنید. 
بگویید: می‌دانید چطور هر دوی ما خلاص می شویم؟ با بله گفتن شما!

نکته مهم
پیشنهادتان را وقتی عنوان کنید که مشتری از نظر روحی در شرایط مساعدی باشد. یکی از بدترین مکان‌های ارائه پیشنهاد، دفتر مشتری است و بهترین جا سر میز صبحانه، ناهار، و یا شامی است که شما میزبانید. دفتر خودتان و نمایشگاه‌های تجاری هم در الویت‌های بعدی قرار دارند.

پاسخ نهایی
رمز موفقیت در این است که با حالتی دوستانه و محترمانه پیشنهادتان را عنوان کنید. مراقب باشید مشتری احساس نکند تحت فشار قرار گرفته و لحنتان آمرانه نباشد. برای کسب مهارت چاره‌ای جز تمرین زیاد ندارید.


برچسب ها: ارایه پیشنهاد فروش ،
آخرین ویرایش: دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 08:20 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

وظایف مدیر فروش چیست ؟

چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 09:32 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

وظایف مدیر فروش چیست ؟

مدیر فروش فردی است که وظیفه تصمیم گیری برای اجرای هرچه بهتر عملیات فروش در چارچوب اختیارات و وظایف تعیین شده از سوی معاونت بازاریابی و مدیرعامل را برعهده داشته و مدیریت نیروهای فروش برای نیل به اهداف مشخص شده برعهده ایشان است. بطور کلی تمام مدیران وظیفه اصلی تصمیم گیری و نظارت بر اجرای صحیح تصمیمات است. منتهی هریک در حیطه اختیارات و شرح وظایفشان با نگرش سیستمی برای توفیق جمعی عمل خواهند کرد ، ابزارهای تصمیم گیری شامل چهار عامل تجربه، دانش، اطلاعات و شم است. به عبارتی هریک از مدیران شرکت ازجمله مدیر فروش، معاونت بازاریابی و مدیر عامل، برای تصمیمگیری صحیح و اصولی نیازمند بهرمند بودن از آن موارد میباشند.

تجربه: سابقه همراه با رشد را تجربه میگوییم. انسانهای اندیشمند از تجربه یاد میگیرند. در دنیای پیچیده رقابتی امروز نمیتوان نقش تجربه را در مدیریت انکار کرد. اما هر سابقه کاری هم تجربه نیست. چه بسا انسانهایی که با سابقه کار طولانی تجربه اندکی دارند.

دانش: مجموعه علومی است که در یک فرد جمع شده است. برای مثال مدیر فروش، معاونت بازاریابی و مدیرعامل هریک برای مدیریت کردن نیروهای تحت پوشش و تصمیمگیری صحیح باید به دانش منابع انسانیف بازاریابی و... مجهز باشند. همه دانشها قابلیت اکتسابی دارند و باید نسبت به یادگیری و بکار بستن آنها اقدام کرد. دیگر نمیتوان بدون پشتوانه علمی و فقط براساس حدس و گمان تصمیم گرفت.

اطلاعات: اخبار روزمره از درون و بیرون شرکت را اطلاعات میگوئیم. به شرطی که به صورت داده خام نباشند، بلکه پردازش شده و قابل استفاده باشند. اطلاعات از کلیه عوامل دخیل در کسب و کار خصوصاً مشتریان، رقبا، واسطه ها، تأمین کنندگان و کارکنان جزء لاینفک تصمیمگیری مؤثر است. اطلاعات باید دقیق، شفاف، به روز و مرتبط باشد.

شم: همان ذات یا قوه شهود است و بینش فرد را شکل میدهد. شم فطری است. بعضی از انسانها درونگرا و برخی برونگرا هستند. و وجود هردوی این افراد برای توفیق در کسب و کار ضروری است. به شرطی که هریک در جای مناسب خودشان قرار گرفته باشند، که تشخیص این مهم با متخصصان مربوط است.

مدیر فروش مسلط به ابزارهای چهارگانه فوق با استفاده از اطلاعات دریافت شده از مهندسی فروش و همچنین سایر نیروها، نظیر سرپرستان فروش شرکت که همانند چشم و گوش شرکت در بازار عمل میکنند، در حیطه اختیارات خویش تصمیم گیری نموده و تصمیمات را جهت اجرا به نیروهای عملیاتی (سرپرستان و فروشندگان) ابلاغ میکند.

مدیر فروش با ارائه اطلاعات و پیشنهادات به مقامات مافوق، ایشان را در جریان امور گذاشته و تصمیمات کلان و مهمتر را از ایشان دریافت نموده و با تکیه بر نیروهای تحت امر خویش نسبت به اجرای آنها اقدام میکند.

لازم است علاوه بر سیستم گزارش گیری معمول و رسمی شرکت، مدیران، از جمله مدیر عامل و معاونت بازاریابی و مدیر فروش، ساعاتی را در هفته به مشاهده مستقیم عملیات در بازار اختصاص داده و با مذاکره با مشتریان و فروشندگان اطلاعات خویش را کامل کنند. پشت میز جای کوتاهی برای دیدن بازار است. برای دیدن بازار باید به سراغ آن رفت.

درست است که فروشندگان چشم و گوش شرکت هستند و هرچند که چشم باید خوب ببیند و گوش هم باید خوب بشنود، اما وظیفه تصمیم گیری با مغز است که این مهم برعهده مدیران کارآزموده و مجرب و شایسته است. اما لازم است بین چشم و گوش و مغز یک سیستم عصبی کارامد وجود داشته باشد تا اطلاعات، به موقع منتقل و دستورات هم به موقع منعکس شوند و این امر ضروری، با برقراری سیستم گزارشگیری و بازخورد و همچنین با جلسات هفتگی و ... امکان پذیر خواهد بود.

در شرکتهای بزرگ که تعداد فروشندگان آنها زیاد است، برای نظارت دقیق تر بر عملیات فروشندگان و ارتباط بیشتر با مشتریان، مدیر فروش نسبت به تقسیم بندی مناطق عملیاتی بین سرپرستان فروش اقدام میکند تا وظایف به نحو احسن انجام شود.

ضرورت برقراری ارتباط مستمر و دوطرفی بین تمام عوامل شرکت و مطلع بودن از نظرات مشتریان  همواره تأکید میشود. صدای مشتری را از هر طریق ممکن باید شنید. اگر شما صدای مشتریانتان را نشنوید، رقبا صدای آنها را    می شنوند و طبیعی است که آنها هم به دعوت آنها پاسخ خواهند گفت.

تقسیم کار در درون سازمان ضروری است اما مهمتر از آن برقراری فضای همدلی جهت اجرای صحیح وظایف است و برقراری این سیستم به عهده مدیران ارشد است.

شرکت باید با آموزش مستمر و ارتباط گسترده با نیروهای فروششان در جهتی حرکت کنند که تمام نیروهای فروش با رفتار و کردارشان و ارائه اطلاعات پیشنهادات سازنده ، هریک مهندس فروش شایسته ای برای شرکت باشند


برچسب ها: وظایف مدیر فروش ،
آخرین ویرایش: چهارشنبه 20 اردیبهشت 1396 09:42 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

پاسخگویی به مشتری وقتی که می‌گوید: می‌خواهم فکر کنم

سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 10:45 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

پاسخ به مشتری وقتی که میگوید : می خواهم فکر کنم 

مشتریان غیر از «بله» یا «نه» چیزهای دیگری هم می‌گویند. برای بسیاری از فروشندگان چگونگی برخورد با جمله کوتاه می‌خواهم درباره آن فکر کنم از همه دشوارتر است. این جمله در اساس مثبت است، اما اگر در برابر آن عقب‌نشینی نمایید ممکن است هرگز دوباره با آن مشتری صحبت نکنید .

منظور بعضی از مشتریان که این جمله را می‌گویند نه است. شما باید بدانید که باید از این جمله معنی ظاهری را درک کنید یا نه. بنابراین پاسخ بهتر چیست؟ غالبا بسیار مشکل است که دلیلی بیابیم که چرا مشتری نباید درباره آن
فکر کند ( مگر آن‌که شما بتوانید دلیلی قطعی برای تصمیم‌گیری فوری ارائه کنید).بنابرین بهترین راه پذیرفتن است، و نه فقط پذیرفتن بلکه تشویق مشتری به فکر کردن درباره آن است. به او بگویید که این تصمیم مهمی است، بگویید که نباید به آسانی تصمیم‌گیری کند و عجله نماید، و این که باید مطمئن باشد؛ به هر صورتی که آن را بیان می‌کنید باید به روشنی نشان دهید که شما موافق فکر کردن درباره آن هستید. اما بعد بپرسید که چرا او هنوز هم باید فکر کند، یا این‌که چه بخشهایی از تصمیم هنوز احتیاج به بررسی بیشتر دارند. غالبا در اینجا نکته‌ای عرضه می‌شود، گیر خاصی درکار وجود دارد، چیزی در مجموعه که به خوبی بقیه اجزاء نیست، یا در زمینه‌ای از کار نیاز به اطلاعات بیشتر به‌چشم می‌خورد. آن‌گاه شما می‌توانید بکوشید تا توجه را به مذاکره بیشتر معطوف سازید . 

مشتری : ((می‌خواهم در باره آن فکر کنم))

فروشنده :  البته،این تصمیم بزرگی است، شما باید مطمئن  شوید که از هر نظر درست است، آیا هیچ جنبه خاصی وجود دارد که شما می‌خواهید به ویژه در باره آن فکر کنید؟

 مشتری : خوب، فکر می‌کنم که زمان نصب بیش از همه نگران می‌کند چون حتما بر کار جاری ما اثر می‌گذارد .

فروشنده : تا حدی درست است، اما می‌توانیم مشکل را رفع کنیم، شاید من به اندازه کافی توضیح ندادم که چگونه با این
موضوع برخورد خواهیم کرد؛ آیا می‌توانیم قبل از  پایان گفتگو یک بار دیگر آن را توضیح دهیم؟

 مشتری :   بسیار خوب، من می‌خواهم تمام موضوع را بطور واضح بفهمم : 

اکنون جلسه دوباره جریان می‌یابد و دلیلی وجود ندارد که به سمت پایین دیگری حرکت نکند (در چنین شرایطی استفاده از روش اعتراض نهایی درست خواهد بود) که بدون درخواست برای فکر کردن بیشتر به توافق برسد. این عبارت معمولا نشانه‌ای از آن است که چیزی و شاید چند چیز -که در این حالت شما ممکن است بتوانید از مشتری بخواهید که آنها را برای شما فهرست کند و بعد پیشنهاد بحث بیشتر را مطرح نمایید-. لیکن در اینجا راه دیگری هم وجود دارد. ممکن است مشتری فرصت بیشتری بخواهد که فکر کند، نه به این دلیل که برای فکر کردن زمان لازم است بلکه به دلیل دیگری که برایش مطرح است دو دلیل که بیش از همه محتمل هستند یکی نیاز به مشورت با شخص دیگری در سازمان (احتمالا تصمیم‌گیرنده واقعی) است و دومی این که شاید رقیبی وجود دارد و جلسه‌ای به منظور مقایسه با آنان ترتیب داده شده است این احتمالات، یا موارد دیگر، را می‌توان با پرسشهای دقیق فهمید. در چنین حالتی نقشه شما برای نهایی کردن کار ممکن است تغییر یابد؛ شاید
اولین گام، تلاش برای تشکیل جلسه‌ای با همکار آنها باشد. گاهی آنان از کمک گرفتن برای هرگونه اقناع داخل سازمانی که ممکن است لازم شود استقبال می کنند، یا آنکه سعی شود شما هم بعد از جلسه با رقیب دوباره درباره پیشنهاد خود صحبت کنید

باز هم مشاهده می‌شود که هر‌چه اطلاعاتی که در هر مرحله کسب می‌کنید بهتر باشد، موقعیت شما برای پیشبرد کار بهتر خواهد بود. چنین روشهایی شکست‌ناپذیر نیستند اما اگر احتمال موفقیت شما را حتی اندکی افزایش دهند،
ارزش دنبال کردن را دارند


برچسب ها: پاسخگویی به مشتریان ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 19 اردیبهشت 1396 11:07 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

پیشنهاد فروش شما چیست؟

یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 10:58 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

پیشنهاد فروش شما چیست؟

با مشاهده روزنامه‌ها و مجله‌ها می‌بینیم اغلب تبلیغات مشابه یکدیگر و بسیار عمومی ‌هستند. همگی آن‌ها به‌طور غیرمستقیم می‌گویند: «بیایید از ما بخرید، تا ما سود ببریم و ثروتمند شویم.» ولی به این پرسش جواب نمی‌دهند که چرا باید از آنها خرید کنیم.

حال این تبلیغات را با تبلیغی مقایسه کنیدکه به‌طور خاص، بسته‌ای ویژه از محصولات و خدمات را با قیمتی خاص برای افرادی خاص معرفی می‌کند. چنین تبلیغی در بین ده‌ها تبلیغ در همان زمینه متمایز خواهد شد و احتمال فروش افزایش می‌یابد.

تبلیغات خود را خاص سازید
تبلیغات خاص و متفاوت همواره موردتوجه قرار می‌گیرد. یکی از موارد مهم برای متفاوت بودن، ارائه قیمت و توجیه آن است. بسیاری از رقیبان قیمت‌ها را به‌راحتی در اختیار علاقه‌مندان قرار نمی‌دهد و همچنین قیمت را توجیه نمی‌کنند. بارها از فروشنده پرسیده‌ام چرا این پیراهن گران‌تر است و او می‌گوید چون کیفیتش بهتر است. چنین پاسخ‌هایی کافی نیستند. تعریف کیفیت بهتر چیست؟

در تبلیغات خود قیمت را توجیه کنید و توضیح دهیدکه مشتری با پرداخت قیمت، چه مزایایی به‌دست خواهد آورد. همچنین حس فوریت را در مشتری برانگیزید تا بلافاصله به خرید اقدام کند.

پیشنهاداتی که به‌سرعت فروش را افزایش می‌دهند
وقتی مجموعه محصولات و قیمت آن‌ها را مشخص کردید، نوبت به ارائه پیشنهادات فروش مناسب می‌رسد. پیشنهادهای فروش آزموده‌شده‌ای وجود دارند که به‌محض به‌کارگیری فروشتان را افزایش خواهند داد. بر‌خلاف روش‌هایی مانند برگزاری تبلیغات دو مرحله‌ای، هدف این روش فروش مستقیم محصولات است. در این روش قیمت محصول را ذکر کرده وآن‌را با اطلاعات مکمل توجیه می‌کنید که باعث می‌شود کالای شما بسیار با‌ارزش به‌نظر برسد، سپس با ایجاد حس فوریت دلیلی به خواننده می‌دهید تا او فوراً با بخش فروش تماس گرفته و این پیشنهاد فروش را از دست ندهد.

با اینکه این نوع پیشنهادات فروش معمولاً به‌صورت کتبی انجام می‌شوند، اما کارکنان فروش باید درباره پیشنهاد، تمام اعتراضات ممکن درباره قیمت، محصولات یا خدمات و سایر جنبه‌های معامله آموزش ببینند.

انواع پیشنهادهای فروش 
در این بخش به نمونه‌های اثبات‌شده‌ای از پیشنهادات فروش مستقیم می‌پردازیم که خواننده را وادار به اقدام سریع جهت خرید از شما می‌کند.

پیشنهادات با مدت محدود
این نوع پیشنهادات مدت‌دار، روش مورد‌علاقه من در فروش است. مشتریان همیشه تمایل به تعلل دارند. آنان حتی خرید محصولاتی را که کاملاً ضروری به‌نظر می‌رسد، به تعویق می‌اندازند. با ارائه پیشنهادات با مدت زمانی محدود بر این مشکل فائق می‌آیید.

در پیام‌های پیشنهاد فروش، دلیلی ارائه کرده و فروش ویژه را تا مدت محدودی ادامه دهید. مثلاً به مشتری بگویید به تمام کسانی که تا پایان ساعت کاری چهارشنبه 10 اردیبهشت سفارش خود را ثبت کنند، یک کتاب رایگان هدیه داده خواهد شد.

آن دسته از مشتریان محصولات آموزشی من که از شهرستان‌ها تماس می‌گیرند، ابتدا بسیار پر انگیزه هستند، اما وقتی در می‌یابند که برای پرداخت باید به بانک مراجعه کنند، این‌کار را به تعویق انداخته و پس از چند روز به فراموشی می‌سپارند. البته امکان پرداخت آنلاین در سایت وجود دارد، ولی بعضی از مشتریان کارت بانکی با رمز دوم فعال ندارند یا از خرید اینترنتی واهمه دارند.

راه‌حلی یافته‌ام که بسیار مؤثر واقع می‌شود؛ به‌این ترتیب که هرگاه مشتریان تماس می‌گیرند تا در مورد نحوه خرید سؤال کنند، به آن‌ها توضیح می‌دهم که نامشان و محصول درخواستی را یادداشت کرده‌ام و یک پیشنهاد خوب برایشان دارم. اگر تا پایان ساعت کاری همان روز وجه را پرداخت کنند، یک محصول دیگر به‌عنوان جایزه برایشان می‌فرستم و اگر خرید به فردا موکول شود، این جایزه به آنان تعلق نخواهد گرفت.

چندین مشتری تا به‌حال تماس گرفته و گفته‌اند که بانک شلوغ بوده و نتوانسته‌اند وجه را پرداخت کنند و تقاضای تمدید این فرصت را تا صبح روز بعد کرده‌اند و در نهایت خرید کرده‌اند.

به‌طور کلی خریداران وقتی در‌می‌یابند فرصت ویژه‌ای فراهم شده، اما به‌زودی پایان خواهد یافت، تمایل بسیار بیشتری به خرید پیدا می‌کنند. اگر هیچ پیشنهاد مضخصی نداشته باشیم، معمولا خرید تا حد ممکن به تعویق می‌افتد و در بسیاری از موارد به فراموشی سپرده می‌شود.

پیشنهادات تخفیف قیمت
من شخصاً علاقه‌ای به تخفیف قیمت محصولات ندارم، زیرا فکر می‌کنم تخفیف ذهنیت نامناسبی را به مشتری منتقل می‌کند. زیرا وقتی خودتان فکر کنید محصول یا خدمتتان ارزشی ندارد، حدس بزنید چه اتفاقی می‌افتد. بسیاری از افراد هم همین فکر را خواهند کرد.

اما درصورتی ‌که دلیلی موجه برای تخفیف دارید، این‌گونه پیشنهادات می‌توانند مؤثر واقع شوند. مثلاً اگر کار شما فروش لپ‌تاپ است و به‌تازگی تغییراتی در عرضه کالای خود ایجاد کرده اید، می‌توانید بگویید:

ما عرضه سری جدید لپ‌تاپ‌ها را آغاز کرده‌ایم. اما مقادیر زیادی از سری قبلی که کارائی بسیار خوبی دارند باقی مانده است. این اقلام هنوز هم سیستم‌های فوق‌العاده‌ای هستند. ما سرمایه‌گذاری سنگینی در خط جدید انجام داده‌ایم و در حال حاضر می‌خواهیم موجودی انبار قبلی را به‌سرعت به فروش برسانیم.

ما 127 لپ‌تاپ در انبار داریم. برای به‌وجود آوردن یک فرصت بی‌نظیر برای شما، آن‌ها را نه به قیمت اصلی 3 میلیون تومان، بلکه برای تامین هزینه‌هایمان فقط با قیمت  2550 هزار تومان عرضه می‌کنیم.

به قیمت خاص 2550 هزار تومان دقت کنید که بسیار قابل‌قبول‌تر از 3 میلیون تومان است. به دلیل منطقی ارائه‌شده برای کاهش قیمت هم توجه کنید.

پیشنهاد عرضه با تعداد محدود
پیشنهاد عرضه محدود، برای هر نوع محصول، خدمت یا قرارداد مشاوره که افراد باید واقعاً مشتاق باشند تا آن‌را بخرند، مؤثر است.

در حقیقت این روش آن‌قدر مؤثر است که گاهی می‌ارزد که عرضه خود را به‌صورت هدفمند محدود کنید. به‌عنوان مثال، اگر کار شما ارائه مشاوره برای ایجاد سود بیشتر در کسب‌و‌کار است، قطعاً نمی‌توانید به مشتریان نامحدودی رسیدگی کنید. فرض کنید با محاسبه زمان لازم برای هر مشتری و زمان مورد‌نیاز برای سایر فعالیت‌ها مشتمل بر بازاریابی خدماتتان به این نتیجه رسیدید که در ماه نمی‌توانید بیش از پانزده الی بیست مشتری داشته باشید. از آنجا که در هر صورت مجبورید تعداد مشتریان خود را محدود نگه دارید پس چرا عرضه محدود را جزئی از پیشنهاد خود نسازید؟

پیشنهاد «اجازه ندهید رقبا زودتر اقدام کنند»
این نوع پیشنهادات، یکی از موفق‌ترین پیشنهادات است که البته همیشه قابل‌استفاده نیست. در این روش با به‌وجود آوردن روحیه رقابتی باعث می‌شوید افراد برای از دست ندادن فرصت و به‌دست آوردن محصول یا خدمات به شما هجوم آورند.

ما محصول آموزشی خاصی برای فروشندگان خدمات بیمه‌ای تهیه کرده‌ایم و هر ماه تنها تعداد مشخصی از آن‌را به‌فروش می‌رسانیم و استدلال ما برای خریداران آن است که اگر این مطالب در اختیار تمامی‌ رقیبان باشد، روش‌های آموزش داده‌ شده دیگر منحصر‌به‌فرد نخواهند بود. در تبلیغات خود بازاریابان بیمه را تشویق می‌کنیم این بسته آموزشی را بخرند، قبل از آن‌که رقیبان آن‌را خریداری کنند. این امر آنها را به اقدام بسیار سریع و بدون تصمیم‌گیری‌های طولانی وادار می‌کند. در این روش، با کمیاب ساختن کالایی که اگر به‌دست رقیبان بیافتد آن‌ها را در موقعیت بهتری قرار خواهد داد، سود خود را افزایش می‌دهیم.

بناربن سعی کنید همواره پیشنهادات مشخصی برای مخاطب خود داشته باشید. مشتریان با محصولات بی‌شماری احاطه شده‌اند و فروش کار آسانی نیست. ارائه یک پیشنهاد مشخص می‌تواند فریاند تصمیم‌گیری را برای مشتری آسان سازد و فروش شما افزایش می‌یابد.

 


برچسب ها: پیشنهاد فروش ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 17 اردیبهشت 1396 11:03 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

روش‌های کم‌هزینه برای بازاریابی و تبلیغات

جمعه 15 اردیبهشت 1396 11:39 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

روش های کم هزینه برای بازاریابی و تبلیغات 

1- کسب و کار خود را در محیط کار تبلیغ کنید
بر دیوار بیرونی شرکت، نام و زمینه کار شرکت را بنویسید. با رستوران بزرگی در تهران کار می‌کردم. این رستوران در نمای بیرونی هیچ تابلوی قابل توجهی نداشت. بسیاری از افرادی که از آنجا عبور می‌کردند نمی‌دانستند که در آنجا رستورانی وجود دارد. این رستوران هنگامی که تابلوی بزرگی از نمای داخلی رستوران را بر دیوار بیرونی نصب کرد، تعداد مراجعین به رستوران بیشتر شدند.
 

هر گونه نوشته یا علامتی از کسب و کار شما در محیط های عمومی محل کار، تبلیغی شبانه روزی خواهد بود و می‌تواند دیگران را با کسب و کار شما آشنا سازد، حتی زمانی که تعطیل هستید. اگر امکان نصب تابلو یا نوشته‌ای بزرگ را ندارید، می توانید بر زنگ درب ورودی علاوه بر نام شرکت، زمینه کاری خود را هم بنویسید. البته برای نصب تابلوهای بزرگ شاید نیاز به دریافت مجوز باشد. از رنگها و طراحی مناسب و حرفه‌ای استفاده کنید. حتی می‌توانید روزها و ساعات فعالیت شرکت را بنویسید.

موضوع بعدی آن است که از محل کسب و کار خود برای بازاریابی استفاده کنید. اگر مشتریان به محل شما مراجعه می‌کنند و باید مدتی در محل شما بمانند، از این فرصت فوق‌العاده استفاده کنید. به‌جای اینکه دیوارهای شرکت خود را با تابلوهای تزئینی پر کنید، مطالبی نصب کنید که محصولات و خدمات شما را تبلغ می‌کند. مثلا بسیاری از کسانی که برای بیمه کردن اتومبیل خود به شرکت بیمه مراجعه می‌کنند، اطلاعات کافی درباره بیمه‌های دیگر مثلا بیمه عمر و سرمایه‌گذاری ندارند. یک نماینده بیمه می‌تواند دقیقا روبروی محلی که مشتری می‌نشیند، مطلبی درباره بیمه عمر و مزایای آن نصب کند.

 2- تبدیل فاکتور به ابزاری برای فروش بیشتر
بسیاری از شرکتها روزانه فاکتورهایی را صادر می‌کنند که به جاهای مختلف ارسال می‌شود. فاکتورها معمولا بارها دست به دست می شوند تا به دست پرداخت‌کننده آن می‌رسند. اخیرا تبلیغ یکی از شرکت‌های معروفی که دوره های مدیریتی برگزار می‌کند را در وب‌سایتم گذاشتم. سپس فاکتور را فرستادم، این فاکتور باید توسط چندین نفر تایید می‌شد که شامل فرد سفارش‌دهنده آگهی که یکی از مدرسان بود، مسئول حسابداری و سپس فردی که چک‌ها را صادر می‌کرد بودند. این موضوع فرصت خوبی را فراهم می‌کند تا به چندین نفر معرفی شوید. البته شاید این افراد با کسب و کار شما آشنا باشند ولی به تمامی توانایی‌ها و امکاناتی که ارائه می‌کنید واقف نباشند. مثلا ما برای محصولات آموزشی، مشتریان زیادی داریم و اخیرا کارگاه‌های آموزشی حضوری برگزار می‌کنیم، ولی بسیاری از مشتریان این موضوع را نمی‌دانند. پس با فاکتور حتی می‌توانید خدمات و محصولات جدید را معرفی کنید. حتی می‌توانید اخبار کسب و کار خود را در فاکتور منعکس کنید. مثلا اگر قیمت‌ها تغییری کرده است یا گاهی فروش فوق‌العاده برگزار می‌کنید این موارد را در فاکتور منعکس کنید.

وقتی مشتری محصولی را می‌خرد، احتمالا محصولات وابسته‌ای وجود دارند که می‌توان در فاکتور معرفی کرد. مثلا فرض کنید فردی از شما جوهر پرینتر می‌خرد. چنین فردی احتمالا به کاغذهای مختلف، لوازم یدکی پرینتر و خدمات تعمیر پرینتر علاقه‌مند است. محصولات وابسته به محصول خریداری شده را در فاکتور معرفی کنید. نرم‌افزارهای پیشرفته حسابداری این امکان را دارند که محصولات موردنظر را با توجه به خرید مشتری در زیر فاکتور اضافه کنند.

ابتکاری که یکی از شرکتهای کامپیوتری انجام داد این بود که با هر فاکتور، یکی از اعضای شرکت را معرفی می‌کرد و حتی عکس او را در پایین فاکتور چاپ می‌کرد. این کار در مشتری احساس خوبی را ایجاد می‌کند و در مراجعات بعدی مشتری احساس نزدیکی بیشتری با کارکنان می‌کند.

حتی می‌توانید کاری کنید که دریافت فاکتور برای مشتری به تجربه‌ای لذت‌بخش تبدیل شود. مثلا همراه فاکتور مطالب خواندنی و آموزشی کوتاهی بفرستید تا مشتری از آنها استفاده کند.

اگر امکانات بیشتری در اختیار دارید از فاکتورهای رنگی استفاده کنید تا تاثیر بهتری از شما به‌جای بگذارد. بسیاری از خریداران هیچگاه به محل کارمان مراجعه نمی‌کنند و تنها چیزهایی که از کسب و کارمان می‌بینند محصولات و فاکتورها هستند.

3- سیستم انتظار تلفنی را به درآمد تبدیل کنید
مشتریان از منتظر ماندن متنفرند. اگر از سیستمهای پاسخگوی تلفنی استفاده می‌کنید و مشتریان باید لحظاتی منتظر بمانند تا بتوانند با شخص موردنظر صحبت کنند، از این فرصت استفاده کنید. در لحظات انتظار به‌جای پخش صرفا یک موسیقی دلنشین، به معرفی محصولات و خدمات شرکت بپردازید. اگر کسب و کار خود را به‌تازگی آغاز کرده‌اید با اینکار می‌توانید ذهنیت خوبی را در مشتری ایجاد کنید و مشتری احساس خواهد کرد که با شرکت بزرگی تماس گرفته است.

در زمان‌هایی که شرکت تعطیل است به‌جای آنکه بگویید لطفا پیام خود را بگذارید می‌توانید به معرفی شرکت و محصولات پرداخته سپس از مشتری بخواهید پیام بگذارد.

در تهیه پیام مناسب همواره به‌یاد داشته باشید که مشتریان بسیار پر‌مشغله هستند. از گفتن مقدمه و یا مطالبی که مشتری از آن آگاه است بپرهیزید و مستقیما به خدمات و محصولات بپردازید. پیام را تا حد ممکن کوتاه و قابل‌فهم نگه دارید. از جملات شعارگونه بپرهیزید.‌ مشتریان هیچگاه فرصت ندارند تا مثلا 10 دقیقه به توضیحات ضبط‌شده شما گوش کنند. برای دلنشین‌تر شدن پیام می‌توانید آنرا با موسیقی ملایمی همراه سازید.

اگر توانایی تهیه دستگاه‌های گران‌قیمت پاسخگوی تلفنی را ندارید می‌توانید از نرم‌افزارهایی که برای اینکار تهیه شده‌اند استفاده کنید. کافی است کامپیوتر شما به مودم مجهز باشد تا آنرا تبدیل به سیستم پاسخگوی خودکار تلفنی کنید. یکی از بهترین نرم‌افزارها در این زمینه IVM Answering Attendant است که در سی‌دی‌های بازار موجود است.

4 - از لباس‌های رسمی استفاده کنید
بسیار جالب است که مردم به افرادی که یونیفرم پوشیده‌اند احترام بیشتری می‌گذارند زیرا احساس می‌کنند که آنها افراد تصمیم‌گیرنده و مهمی هستند. تصور کنید که می‌خواهید با هواپیما مسافرت کنید. اگر ببینید خلبان یک تیشرت معمولی پوشیده است چه احساسی به شما دست می‌دهد؟ آیا اطمینان مسافران کمتر نخواهد شد؟

اگر شما و کارکنان با لباس مناسب در محل کار ظاهر نشوند شاید باعث تاثیر نامناسب بر دیگران شود. البته تهیه یونیفرم معمولا پر‌هزینه است، ولی می‌توان آنرا  بخشی از بودجه بازاریابی در نظر گرفت. البته اگر نمی‌توانید یونیفرم تهیه کنید، حداقل می‌توانید نوع خاصی از لباس با رنگی مشخص بپوشید. مثلا تمامی کارکنان پیراهن سفید با شلوار مشکی بپوشند. حتی کسب و کارهای بسیار کوچک می‌توانند از این روش استفاده کنند. مشتریان وقتی شما و کارکنان را ببینند که با لباس‌هایی مناسب و یکدست در محل کار ظاهر می‌شوند، احساس آرامش و امنیت خواهند کرد.

شاید برای شما هم پیش آمده باشد که به فروشگاهی مراجعه می‌کنید و ظاهر و لباس عجیب و غریب فروشنده باعث می‌شود که احساس راحتی نکنید و حتی از خرید منصرف شوید.

 5 - از بسته‌بندی محصولات و خدمات بهترین استفاده را ببرید
بسیاری از کسب و کارها محصولات خود را در جعبه یا بسته‌بندی خاصی ارائه می‌کنند. بسته‌بندی شاید یک کیسه معمولی باشد و یا حتی جعبه چوبی گرانقیمت خاص.
  بسته‌بندی این امکان بی‌نظیر را فراهم می‌کند تا کارتان را به دیگران معرفی کنید. وقتی مشتری محصولی را می‌خرد معمولا آنرا به دیگران نیز نشان می‌دهد. اگر از جعبه یا بسته‌بندی خاصی استفاده می‌کنید چرا آنرا به‌عنوان فرصتی برای فروش بیشتر در نظر نگیرید؟ حتی اگر از کیسه پلاستیکی استفاده می‌کنید می‌توانید روی آن نام و لوگوی کسب و کار و ساعات کاری و شماره تلفن و حتی محصولات و خدمات را بر آن چاپ کنید.

ایده پرسود دیگر گذاشتن کاغذ معرفی محصولات دیگر در بسته‌بندی تمامی محصولات است. اگر فردی از شما خرید کرد به احتمال زیاد مجددا خرید خواهد کرد و حتی شاید شما را به دوستان خود توصیه کند.

کتاب‌فروشی‌ها می‌توانند به‌خوبی از این روش استفاده کرده و با هر کتاب، فهرستی از کتاب‌های پرفروش ماه و کتاب‌های حراجی را ضمیمه کنند.

فروشگاهی بزرگ در ژاپن بر کیسه‌های خود نقشه کاملی از شهر توکیو را چاپ کرده است و روی نقشه، محل فروشگاه خود را مشخص کرده است و به این طریق به تبلیغ کسب و کار خود می‌پردازد.

 


برچسب ها: روش های کم هزینه تبلیغات ،
آخرین ویرایش: جمعه 15 اردیبهشت 1396 11:41 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

آشنایی با اشتباهات متداول در راه اندازی کسب و کار و راه های اجتناب ازآنها

یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 12:39 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

آشنایی با اشتباهات متداول در راه اندازی کسب و کار و راه های اجتناب از آن 

تعداد زیادی از افراد کارشان را بدون توجه به میزان تلاش لازم و زمان موردنیاز برای رسیدن به نتیجه موردنظر شروع می‌کنند. آنها در انجام تحقیقات اولیه قصور کرده‌ و در نتیجه خیلی زود مغلوب می‌شوند
اگرشما نیز قصد فعالیت و حضور دربازارکاررا داریداحتمالاً اولین سوالی که از خودتان می‌پرسید این است که آیا واقعاً آمادگی شروع یک کسب و کار را دارید؟ آیا ذهنی کارآفرین دارید؟ آیا علاقه مند هستید برای رسیدن به موفقیت تمام وقت خود را صرف کنید؟ آیا آماده هستید که سخت کوشش کنید 
قبل ازهرچیز شما مجبور خواهید بود نقش های متفاوتی را به عهده گیرید، هرجا لازم باشد باید به عنوان مدیر اجرایی، مدیرعامل ، حسابدار ، بازاریاب ، تکنسین کامپیوتر، منشی ، مسوول پذیرش مشتری کار کنید
 
بنابراین باید آمادگی لازم را درخودتان به وجود آورید زیرا روزهایی فراخواهد رسید که شما ناامید، افسرده و خسته می‌شوید. باید توجه داشته باشید که موفقیت یک شبه بدست نمی آید . ممکن است یکسال یا دو سال طول بکشد تا شما نتیجه مورد انتظارتان را بدست آورید
 
برای اجتناب از این ناامیدی در اینجا به 12 اشتباه معمول که کارآفرینان مرتکب می‌شوند و راههای دوری از آن اشاره شده است

اشتباه اول - قصور در گذاشتن وقت کافی برای تحقیق در مورد ایده‌های شغلی و بررسی اینکه آیا ایده موردنظر امکان  رشد و ترقی دارد؟ 
بسیاری از کارآفرینان اغلب به خاطر اینکه حقیقتاً کارشان را دوست ندارند، شکست خورده‌اند؛ آنها بیشتر علاقه به کسب درآمد دارند. مهم است که در شروع ، کاری را که واقعاً دوست دارید انجام دهید. زیرا وقت زیادی صرف آن خواهید کرد
تکلیف شما:  وقت کافی صرف کار روی طرح شغل موردنظرتان کنید که شامل تعیین اهداف - استراتژی ،تحقیق درباره  بازار هدف ، تجزیه صنعتی (میزان تولید، هزینه تولید، فرآیند کار، عوامل موفقیت ، عوامل تهدیدکننده و غیره)، طرح بازاریابی، برنامه و طرح مالی و فروش است

اشتباه 2- عدم تشخیص درست در تعیین اینکه آیا (شغل موردنظر) واقعاً ایجاد ارزش افزوده‌ می‌کند
بسیاری از شغل‌های پایدار که در طول زمان باقی مانده‌اند با ارائه خدمات مورد نیاز مردم ارزش افزوده ایجاد کرده‌اند 
تکلیف شما: مطمئن شوید که محصول یا خدمات شما برای مشتری سودآور است. آماده باشید تا هر مشکلی که مشتری در رابطه با کار شما دارد، حل کنید

اشتباه 3- عدم دستیابی به فهم کامل و کلی از شغل موردنظر 
هر شغلی یک دستورالعمل ، نکات حساس و کلید تقویت کننده و ارتقاء دهنده دارد 
بسیاری از پیشکسوتان، مدیران و مدیران اجرایی می‌گویند موفقیت بستگی زیادی به توجه به جزئیات دارد 
تکلیف شما: جمع کردن اطلاعات لازم از تمام جنبه‌های مختلف شغل و نکات مهم آن و دانستن اینکه چطور محصول یا خدمات خود را به روشی ساده و آسان ارائه نمائید

اشتباه 4- عدم توانایی در توضیح شغل در تنها یک یا دو جمله 
بدون شک قبلاً با کارآفرینی که شغلش فنی و پیچیده است و نمی‌تواند آن را با مفاهیم ساده و آسان بیان کند. یا ، 20 دقیقه طول می‌کشد تا هدف شغلش را بیان کند، برخورد کرده‌اید. توضیح دهید شغل شما چه ارزش افزوده و یا منفعتی ایجاد می‌کند؟
تکلیف شما: آماده ساختن توضیحی کوتاه و موثر در 15 تا 60 ثانیه که بتوانید اهداف شغل را با تمرکز روی سودآوری آن بیان کند. به طوری که شما و شغلتان  بیادماندنی شود

اشتباه 5- قصور در انجام تحقیقات اولیه 
ایده‌های بزرگی هست که شما می‌توانید به آن بپردازید. اما کلید اصلی در هر شغل این است که شغل موردنظر و اهداف سرمایه گذاری در این شغل، بتواند نظر مشتریان را جلب و ایجاد درآمد کند. برای شروع یک شغل داشتن ایده بزرگ به تنهایی کافی نیست 
تکلیف شما: وقت بگذارید، جنبه‌های مختلف شغل را مطالعه و بررسی کنید، بفهمید چه چیز باعث کارایی بیشتر می‌شود. چطور می‌توانید به مشتریان خدمات ارائه و ایجاد سود و منفعت ‌کنید و چه چیز موجب ضرر می‌شود

اشتباه 6 - قصور در ایجاد ارتباط با کارشناسان فنی که می‌توانند در شروع کار به شما کمک کنند 
کارآفرینان زیادی هستند که از دوستان و اقوامشان می‌خواهند در شروع یک کار جدید توصیه‌هایی به آنها بکنند. مشکل این است که آنها اغلب از کسانی سوال می‌کنند که هرگز هیچ تجربه‌ای در شروع یک شغل نداشته‌اند . بنابراین، در واقع این افراد در شرایطی نیستند که بتوانند توصیه‌ای کنند 
تکلیف شما : یک یا دو کارشناس استخدام کنید. با کارشناسانی که مهارت‌ها و تجربه‌هایی دارند که خودتان فاقد آن هستید مشورت کنید . با کسانی که حرفه‌ای هستند و می‌توانند توانایی شما را کامل و نواقص شما را بپوشانند گروه تشکیل دهید

اشتباه 7- فقدان برآورد و نیازهای مالی 
آیا می‌دانید چقدر توانایی مالی نیاز دارید که بتوانید کارتان را شروع کنید. آیا با بازار آشنا هستید . آیا هزینه‌ها را محاسبه کرده‌اید. آیا برنامه فروش دارید؟ آیا می‌دانید چه تعداد مشتری نیاز دارید. آیا می‌دانید چه مدت طول می‌کشد قبل از اینکه اولین سود را بدست آورید، یا قبل از آنکه درآمدی بدست آورید؟ 
تکلیف شما: قبل از شروع ، برای بررسی تمام جنبه‌های کار وقت بگذارید ، به خصوص روی جنبه‌های اصلی شغل تان

اشتباه 8- فقدان برنامه‌ریزی از قبل برای بازاریابی 
بسیاری از کارآفرینان کارشان را بدون تعیین و نمودار اولیه هدف شروع می‌کنند و در نتیجه در جذب مشتریان دچار شکست می‌شوند . بازاریابی باید یکی از اهداف مهم شما باشد، تهیه یک طرح بازاریابی به شما کمک خواهد کرد که تعیین کنید چطور محصولات و خدمات خود را ارتقاء دهید یا سیستمی را ایجاد کنید که مشتریان بیشتری جذب کنید 
تکلیف شما: وقت و انرژی مناسبی برای کار روی طرح بازاریابی بگذارید. هفته‌ای یک بار یک جلسه را به بررسی طرح بازاریابی تان اختصاص دهید و هر اتفاقی که می‌افتد این جلسه را لغو نکنید . این بررسی برای کار شما اساسی است

اشتباه 9- فقدان بودجه ریزی برای هزینه‌های بازاریابی 
امروز جهان از مشاغل زیادی پر شده و احتمالاً تعدادی از این مشاغل اساساً همان فعالیتی را دارند که شما دارید . این بدان معنی است که شما باید بوسیله برجسته کردن کار خودتان تفاوت ایجاد کنید. تبلیغ برای حیات و دوام کسب و کار شما ضروری است وگرنه هیچ مشتری جذب نخواهید کرد 
تکلیف شما: مطمئن شوید که استراتژی شما حرفی برای گفتن دارد . تبلیغ، کارت تجاری و بازاریابی که به شکلی حرفه‌ای طرح ریزی شده، تهیه کنید. سعی نکنید در این زمینه صرفه جویی کنید این امور کار شما را بازتاب می‌دهد. یک کارت تبلیغ تجاری ارزان از نظر حرفه‌ای اثر خوبی ندارد

اشتباه 10- قصور در تمرکز روی کار 
بسیاری از کارآفرینان افراد پرانرژی و مشتاقی هستند (که این خصوصیت برای موفقیت اساسی است). اما امکان دارد آنها بیش از اندازه خوش بین باشند و همزمان به دنبال اهداف زیادی باشند. این روش منجر به نتایجی در حد وسط می‌شود. وظائف شغلی خود را تا آنجا که ممکن است مختصر و کوتاه تعریف کنید. وقتی شما همزمان به چند جهت مختلف توجه داشته باشید ، بخصوص در اولین روزهای شغل تان ، احتمالاً در اجرای صحیح آن شکست می‌خورید. لذا به جای اینکه با فعالیت و کوشش خود راه را باز کنید، به پایان کار می‌رسید. به عبارت دیگر، شما وقت خود را برای اقدام در مورد هر کدام از این کارهای مختلف تقسیم خواهید کرد و آرامش و وقت کافی نخواهید داشت که بنشینید و برای یافتن بهترین راه بهبود طرح بازاریابی، تولید محصول جدید یا گسترش خدمات خود تصمیم بگیرید 
تکلیف شما: اهداف و وظایف شغل خود را بشناسید. آنها را بنویسید. مطمئن شوید که اهداف واقعی ، ویژه و قابل سنجش هستند و برای رسیدن به آن مهلت تعیین کنید

اشتباه 11- شکست با توزیع گسترده محصول
وقتی شما توزیع محصول و خدمات خود را گسترش داده‌اید، ممکن است فکر کنید که عرضه کالا در بازار کامل شده است . اما متاسفانه برای فروش موثر نمی‌توانید آن را به هرکسی ارائه دهید. شما نیاز دارید که بازار هدف ویژه‌ای را انتخاب کنید و آن را حفظ کنید . با انجام این کار شما پیام موثرتری خواهید داشت و به احتمال زیاد دستیابی به موفقیت زودتر خواهد بود 
تکلیف شما: به دقت هدف، نمودار، مشتریان موردنظر خود را معین کنید، کجا می‌روند، چه می‌‌خوانند؟ سرگرمی آنها چیست و ... وقتی شما درک کاملی از خصوصیات مشتریان داشته باشید، آنگاه می‌توانید درک کاملی داشته باشید از اینکه چطور و کجا آنها را بیشتر پیدا کنید

اشتباه 12-  قصور در ادامه ارتباط با مشتری 
بسیاری از کارآفرینان جدید اغلب بقدری در پیدا کردن مشتریان جدید ناامید هستند که مشتریانی که قبلاً یافته‌اند را فراموش می‌کنند و در حقیقت در شغل شان به پایان خط می‌رسند . آمار نشان می‌دهد که هزینه اقدام برای جلب نظر یک مشتری جدید 7 برابر بیشتر از فروش بیشتر به یک مشتری قدیمی است . بنابراین گسترش یا بهبود و حفظ یک سیستم مفید و سازمان یافته برای ارائه خدمات جدید به مشتریان و جلوگیری از دست رفتن آنها لازم است 
تکلیف شما: پیوسته از طریق یک خبرنامه ، فروش فوق العاده ، ساخت یک محصول جدید و مزایده با مشتریان فعلی در تماس باشید. در صورتی که خودتان محصولی ندارید به شبکه ارتباطی بازاریابی بپیوندید 
کسانی که قبلاً از شما خرید کرده‌اند وقتی که محصولات دیگری به آنها پیشنهاد دهید قدردانی خواهند کرد. آمارها نشان می‌دهد که یک سوم مشتریان از پیشنهادات جدید سود می‌برند. ایجاد ارتباط خیلی خیلی ویژه با مشتریان اساسی است. آنها بهترین مخاطبان شما هستند

 


برچسب ها: اشتباهات متداول در راه اندازی کسب و کار ،
آخرین ویرایش: یکشنبه 10 اردیبهشت 1396 12:43 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

کلماتی که نباید در تبلیغات استفاده کرد !

شنبه 9 اردیبهشت 1396 09:06 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

کلماتی که نباید در تبلیغات استفاده کرد 

اقتصاد، بیکاری، تعطیلی شرکت ها، افرادی که خانه هایشان را از دست می دهند سال گذشته باعث شد که بسیاری از مصرف کنندگان نسبت به شرکت ها بی اعتماد شوند. فقدان اعتماد مشتریان نیازمند تبلیغاتی مستقیم و صادقانه است تا بتوان امنیت محیط بازار را از نو برقرار کرد. شاید بیش از هر زمان دیگری، در سال جدید از عبارات و کلماتی استفاده کنید که یا باعث فروش محصولاتتان می شوند یا باعث می گردند که مشتریانتان را از دست بدهید.
در این جا ۱۰ کلمه ذکر شده اند که باید در آگهی های سال جاری خود از آنها بپرهیزید.

۱) Free (رایگان)

آگهی هایی که شامل پیام هایی دربارة فروش محصولات یا خدمات رایگان هستند، می توانند در زمان رکود اقتصادی کارآیی خوبی داشته باشند اما مصرف کنندگان باید عملکرد خوب آنها را به چشم ببینند. بخش هرزنامه های (spam) ایمیل ها مملو از پیام هایی هستند که می توان این کلمه را در آنها مشاهده کرد. در حالی که استفاده از عباراتی همچون «اکنون درهای خود را به روی خدمات رایگان باز کنید» وسوسه کننده هستند، اما این یک پیام الکترونیکی است که بسیاری از کاربران آن را به بخش هرزنامه های خود می فرستند. وقتی شرایط اقتصادی دشوار است، شما نمی توانید ریسک کنید و پیام های الکترونیکی خود را برای کسانی ارسال کنید که تمایلی به پذیرش آنها ندارند. عبارتند «رایگان» را با کلماتی همچون «اهدایی» یا «افتخاری» جایگزین کنید تا اثربخشی پیام هایتان از میان نرود.

۲) Guarantee (ضمانت)

امروزه، افراد اندکی به ضمانت ها اعتقاد دارند مگر این که بتوانید اثبات نمایید که ضمانت شما واقعی است. در این صورت باید مستغلات یا املاکی ارزشمند را در آگهی خود بگنجانید تا بتوانید پیامی اثربخش را به دست مشتریان خود برساید که احتمالاً آن را باور کرده و در قبال آن دست به اقدام خواهند زد.

۳) Really (واقعاً)

اگر می خواهید فضای آگهی های خود را هدر بدهید، این کلمه را در آن بنویسید. این کلمه هیچ کمکی به پیام شما نمی کند. در عوض، توجه مشتریان به شما را کمک کرده و احتمالاً باعث می شود که آنها حتی پیام شما را به طور کامل نخوانند. با استفاده از چنین کلماتی، فضای آگهی خود را از میان نبرید. مطمئن شوید که هر کلمه ای در آگهی شما به دلیل خاصی ذکر شده است.

۴) Very (خیلی)

آیا استفاده از این کلمه باعث جذاب تر شدن یک آگهی می شود؟ آیا تبلیغ «وقتی به گل های خیلی تازه نیاز دارید با فروشگاه گل ABC تماس بگیرید»، اثربخش تر از این عبارت است که «وقتی به گل های تازه نیاز دارید، با فروشگاه گل ABC تماس بگیرید»؟ اگر پاسخ شما به این سوال مثبت است، پاراگراف آخر را دوباره بخوانید.

۵) That (که)

وقتی نگارش متن آگهی یا بازاریابی خود را تمام کردید، یک بار آن را بازخوانی نمایید و هر بار که از کلمة «که» استفاده کرده اید را یادداشت کنید. این احتمال وجود دارد که شما تا ۹۰ درصد کلمات استفاده شده از حذف کنید زیرا «که» کلمه ای است که فقط متن را پر کرده اما توجه مشتری را به پیام شما جلب نمی کند. در عوض، این امر زمان خواننده را کاهش می دهد. پیامی را ارایه کنید که مخاطب احتمالاً به آن پاسخ خواهد داد. بنابراین پیام هایتان را سریعاً ارایه نمایید.

۶) A Lot (خیلی زیاد)

هرگز از کلماتی همچون «خیلی زیاد» استفاده نکنید که باعث تمایز کسب و کار شما از دیگران نمی شوند. در عوض، غنای پیامتان را افزایش دهید. اگر ۲۰ نوع گل رز در گلفروشی خود دارید، آن را بگویید. اگر در عرض پنج دقیقه به تماس های مشتریان پاسخ می دهید، این را به مردم بگویید. کدام یک جذاب تر است: «شما می توانید از بین انواع خیلی زیاد کفش ها در فروشگاه کفش سالی انتخاب کنید» یا «می توانید بیش از ۱۰۰ نوع کفش را از فروگاه کفش سالی انتخاب کنید»؟ «خیلی زیاد» می تواند معانی متفاوتی برای افراد متفاوت داشته باشد. فضایی را برای حدس و گمان در آگهی خود ایجاد نکنید. پیام شما باید آن قدر روشن باشد که جایی برای سردرگمی باقی نماند.

۷) Opportunity (فرصت)

وقتی از کلمة فرصت استفاده می کنید، عملاً هیچ کمکی به مشتری خود نمی کنید. مصرف کنندگان خواهان فرصت نیستند. آنها می خواهند اعتماد کنند که پول حاصل از دسترنجشان درست هزینه شده است. آنها می خواهند به نتایج مد نظرشان دست یابند نه فرصت های دستیابی به آنها.

۸) To be (or not to be, for that matter) بودن یا نبودن، مسئله این است

آگهی یا پیام بازاریابی خود را به صورت معلوم بنویسید نه مجهول. اگر از کلمات فوق استفاده کرده اید، متن خود را بازخوانی کنید. استفاده از زبان مجهول، به اقدام نخواهد انجامید. متن خود را به صورت معلوم بنویسید.

۹) Synergy (همیاری)

مدت ها است که از این واژه استفاده می شود اما اکنون زمان آن فرا رسیده که دیگر از آن عبور کنیم. این گونه کلمات ارزش مالی ندارند. در متن خود از کلمات تخصصی استفاده نکنید زیرا مشتری باید برای درک معنای آنها به سراغ فرهنگ لغات برود. مصرف کنندگان توجهی به جایگاه منحصر به فرد ارزشی شما ندارند. آنها می خواهند در ازای پولی که می پردازند همان محصول یا خدماتی را که می خواهند، دریافت کنند. طبیعتاً استثناهایی در این زمینه وجود دارد مانند آگهی های تبلیغاتی برای سایر کسب و کارها که باید در آنها از عبارات تخصصی استفاده کرد. این اصل ساده را رعایت کنید.

۱۰) قابلیت مصرف

شرکت بودوایزر همواره از این عبارت استفاده می کند. توجه داشته باشید که نباید از رقبا تقلید کنید. در عوض، محصول و کسب و کارتان را با پیام های منحصر به فرد متمایز سازید که احتمالاً مخاطبان هدف شما را ترغیب می کنند تا به شما پاسخ دهند.

قواعد تبلیغات موفق سال به سال تغییر نمی کنند اما چون بازاریابی و محیط تغییر می کنند، شما باید پیام های خود را تغییر دهید. از فهرست بالا به عنوان یک راهکار در قبال روش تبلیغات خود در سال جاری استفاده نمایید


برچسب ها: کلماتی که نباید در تبلیغات استفاده کرد ،
آخرین ویرایش: شنبه 9 اردیبهشت 1396 09:09 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

اعتماد مشتری را جلب کنید تا بیشتر بفروشید

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 08:03 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

 جلب اعتماد مشتری 

نیاز مشتری را بشناسید ، با محصول یا خدماتی آن نیاز را به سرعت و به گونه‌ای حرفه‌ای برآورده سازید و این کار را بلافاصله به دیگران نیز یاد بدهید. خلاقیت و نوآوری را از یاد نبرید و برای هر کاری که می‌کنید دلیلی محکم و مشتری‌پسند داشته باشید. در این مقاله سعی دارم که به برخی پرسش‌های مشابه شما پاسخ بگویم.

در خیابان راه می  روید  فروشگاهی را می بینید که  پارچه‌ای بر سر در مغازه‌اش آویخته است: «حراج! به علت تغییر شغل » آیا باور می‌کنید؟ آیا دیگر اعتماد می‌کنید؟ آیا این راهش است؟

ایجاد اطمینان در مشتریان احتمالی و جلب اعتماد آنان سخت‌ترین کار برای کسانی است که کالا یا خدماتی را برای عرضه در بازار دارند. می‌گویم سخت‌ترین کار است بخاطر آنکه پیش از هر اقدامی در خصوص آن، باید بسیار درباره آن فکر کرد و پس از تعیین استراتژی، تکنیک‌ها و تاکتیک‌هایی را آزمود و نهایتاً با برخورداری از یک ثبات رویه آن استراتژی را به اجرا گذاشت.

جلب اعتماد مشتری راههای مختلفی دارد و با توجه به نوع کالا یا خدماتی که ارائه می‌کنید، می توانید استراتژی‌های مختلفی را به کار برید. اما یک سری از کارها به نوع کالا یا خدماتی که ارائه می دهیم بستگی ندارد و به نوعی جزو اصول ایجاد اطمینان در مشتری و جلب اعتماد او به شمار می آید. در مقاله دیگری که در همین بخش فارسی سایت آرشیو شده است برخی از آن اصول را برشمرده‌ام و بارها به این نیز اشاره کرده‌ام که بهترین کاسب‌های ما آن را به صورتی سنتی آموخته‌اند و خیلی سریع و حرفه‌ای به فرزندانشان این را آموخته‌اند و برای همین هم بسیار موفق بوده‌اند: اینترنت را به آنان بدهید و خواهید دید که ظرف چند هفته تجارت الکترونیک را هم رونق خواهند بخشید.

در ادامه  به یکی از راههای ایجاد اطمینان و جلب اعتماد مشتری می پردازیم :

دلیل قانع کننده و مشتری پسند!
برای هر چیزی که به مشتری می‌گویید یک دلیل قانع‌کننده داشته باشید به طوری که مطمئن هستید که او حرف شما را باور می کند. برای اینکه شما پیش از اینکه بخواهید این استراتژی را در پیش بگیرید، لازم است که خیلی خوب درباره آن بیاندیشید و آن را از زوایای مختلف بسنجید و امتحان کنید. خودتان را جای مشتری بگذارید: «آیا خودم این حرف را باور می‌کنم؟» ببینید که بسادگی می‌توانید خودتان را و کلاه‌تان را قاضی کنید: «آیا من خودم این حرف را باور می‌کنم؟» با این شیوه، مطمئن باشید که اگر خودتان، حرف خودتان را باور کنید از هر لحاظ، مشتری شما نیز حرف شما را باور می‌کند و به این ترتیب شما یکی از راههای جلب اعتماد مشتری را آموخته‌اید. حال اجازه دهید که یک مثالی بیاورم: من فروشگاهی دارم که در آن می‌خواهم روی همه کالاهای آنالوگ، ۵۰ درصد تخفیف بدهم و برای این کار تا پایان ماه مهلت گذاشته‌ام، دلیل این کار کاملاً روشن است، همه‌ی کالاهایی را که ارائه می‌کنم دارند دیجیتال می‌شوند و من باید هرچه زودتر و بیشتر جلوی ضرر را بگیرم اما از طرف دیگر می خواهم روی برخی از انواع دوربین‌های دیجیتال هم ۵۰ درصد تخفیف بگذارم! در اینجا مشتری تعجب خواهد کرد و حس کنجکاوی‌اش به او می‌گوید لابد خراب از آب درآمده می‌خواهد از شرشان راحت شود یا اینکه از شما بپرسد چرا؟ به چه علت؟ چرا حالا؟ این مارک؟ و در اینجاست که شما باید دلیل قانع کننده داشته باشید و اگر حرف و پاسخ بی ربط بدهید مطمئن باشید که اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید. اگر بگویید که برای تغییر شغل روی این نوع اجناس دیجیتالی تخفیف می دهید و بعد چنین تغییر شغلی هیچگاه رخ ندهد، چه اتفاقی می افتد؟ اما حالتی را در نظر بگیرید که شما حقیقتاً برای این تخفیف دلیل قانع کننده دارید، شما به مشتری می گویید: «می‌دانید؟ ما در چند ماه اخیر فروش خوبی نداشته‌ایم و باید بتوانیم اجاره مکان و حقوق بچه‌ها (کارکنان) را سر ماه و به موقع پرداخت کنیم و ببینید که اگر فروشگاه شما پیش فروشگاههای همسایه معروف به عدم پرداخت سر ماه و به موقع حقوق کارکنانش باشد، بار دیگر اعتماد مشتری‌تان را برای همیشه از دست داده‌اید و او دیگر از شما خرید نمی کند.

در ایران متاسفانه و معمولاً بازاریاب‌های ما و فروشندگان ما یک استراتژی بیشتر یاد نگرفته‌اند و به قول خودشان : «همین ما را کفایت می کند و بس است و بیشتر از این هم نمی خواهیم!» ببینید این غلط است که ما بگوییم می‌خواهیم «مشتری» به ما اعتماد نکند! این مشتری نشد، که نشد، می رویم سراغ یکی دیگر! فروشندگان ما راه را به خطا می‌روند وقتی مشتری را دست کم می‌گیرند دیده اید که اکثراً درست و حسابی جواب مشتری را نمی‌دهند، یا جوابهای سربالا می دهند، دلایل الکی، بی سر و ته و بی محتوا تحویل مشتری می‌دهند و به اصطلاح مشتری را سنگ قلاب می‌کنند. بعد می‌نشینند توی مغازه‌هایشان و از نبودن مشتری و وضع بد اقتصادی و تورم و دولت و مجلس و غیره شکایت می‌کنند! و این در حالی است که آنها که رمز و رموز کار را بخوبی می‌دانند به قول خودمان آرام آرام یکی شان را دو تا می کنند و دو تایشان را چهار تا و حسابی پول در می‌آورند و پس از مدت کوتاهی می‌بینید که فروشگاهشان هی بزرگتر و بزرگتر می‌شود و شعبه‌های گوناگونی این طرف و آن طرف باز می‌کنند. در عین حال، عده‌ای چون خود را در این میدان رقابت شکست خورده می‌بینند حرف و حدیث را پشت سر اینها آغاز می‌کنند: «نه بابا فلانی پشتش محکمه به فلان شخصیت و بهمان وزیر و وکیل و » از اینجاست که به کار و اهمیت دادن به مشتری به عنوان یکی از عوامل موفقیت در کسب و کار، بازار شایعه و بدگویی و زیرآب زدن و چوب لای چرخ گذاشتن‌ها داغ می‌شود!

وقتی دلیلی قانع کننده و باورکردنی داشته باشیم، مشتری هم خودش را جای فروشنده می‌گذارد و این رابطه که به مرور مستحکم شود، اعتماد مشتری جلب می‌شود و این اعتماد به باور و یقین مبدل می‌گردد. یک اشتباه می‌تواند تمام باورها را به شک و بعد بی اعتمادی مبدل کند و فروشندگان ما باید خیلی مراقب این نکته باشند.

جلب اعتماد مشتری روی اینترنت، کاری بس مشکلتر است چرا که ارتباط رو در رو نیست و شما باید از طریق کلمات و جملات و عکس‌ها و صفحات و اطلاعات و پاسخگویی به موقع به نامه‌ها و نیازها و تسهیل سفارش و تحویل فوری و نمایش توصیه‌نامه‌ها و ارائه ضمانت‌نامه‌ها این حس را در مشتری یا مشتری‌های احتمالی خود بوجود آورید.




برچسب ها: جلب اعتماد مشتری برای فروش بیشتر ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 08:13 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

پاسخ به اعتراض مشتریان در بازاریابی تلفنی

سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 01:06 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

پاسخ به اعتراض مشتریان در بازاریابی تلفنی

برقراری تماس تلفنی برای بسیاری از افراد یکی از سخت‌ترین کارها است. به‌خصوص اگر فرد مقابل را نشناسیم و همچنین بخواهیم به او چیزی بفروشیم. بسیاری از بازاریابان تلفنی مهارت کافی در برقراری ارتباط از طریق تلفن را ندارند و فروش‌های بسیاری را از دست می‌دهند.

دلیل این مشکل آن است که هنر مذاکره را یاد نگرفته‌اند و فکر می‌کنند که راز فروش تلفنی فقط آن است که تلاش‌هایشان بیشتر کنند. اگر بازاریابی تلفنی را به‌درستی انجام ندهید، خودتان سهوا موجب بروز اعتراضات فراوانی می‌شوید.

اولین گام در بهبود بازاریابی تلفنی آن است که یاد بگیرید چطور به‌جای اینکه یک فروشنده ساده باشید، یک دوست، مربی و مشاور باشید. نباید به مشتریان به چشم متقاضی محصول‌تان نگاه کنید، بلکه باید به‌عنوان مشتری خودتان به آن‌ها نگاه کنید. باید قبل از هر چیز دیگری، خودتان را به آنها ثابت کنید.

در ادامه به اشتباهات رایج بازاریابان که ممکن است موجب اعتراض مشتریان احتمالی شود اشاره کرده‌ و روش‌های اجتناب از آن‌ها را ذکر می‌کنیم. با استفاده از این استراتژی‌ها، فرایند تبدیل علاقه‌مند به مشتری آسان‌تر شده و منجر به فروش بیشتر و نهایتا رشد کسب‌و‌کار می‌شود.

  اعتراض 1: الان کار دارم و نمی‌توانم صحبت کنم، لطفا بعدا تماس بگیرید.

مشکل: در واقع مخاطب به شما می‌گوید دارید مزاحمت ایجاد می‌کنید. بسیاری از بازاریابان تلفنی فکر می‌کنند که باید همه چیز را ظرف 10 ثانیه بیان کنند وگرنه مشتری تلفن را قطع می‌کند، درحالی‌که این موضوع بسیاری از مردم را فراری می‌دهد. شخصا با بازاریابانی برخورد می‌کنم که آنقدر سریع صحبت می‌کنند که این ذهنیت را ایجاد می‌کنند که صرفا تکلیف خود را انجام می‌دهند و باید متنی را از حفظ بگویند و کار را تمام کنند.  

راه‌حل: در ابتدا خود را معرفی کنید. آهسته پیش بروید! بپرسید: آیا زمان مناسبی برای مکالمه  است؟ اگر پاسخ مشتری منفی بود، از او بپرسید کی می‌توانید دوباره تماس بگیرید؟ وقتی مردم اختیار این را دارند که خودشان زمانی را تعیین کنند، حتی اگر نسبت به قصد و نیت شما تردید داشته باشند، احساس راحتی بیشتری می‌کنند. اگر بازاریاب پرگویی کند و مخاطب احساس کند وقتش تلف می‌شود، سریعا بهانه‌ای برای قطع مکالمه می‌آورد یا گوشی را قطع می‌کند. با پرگویی و عدم کسب اجازه برای صحبت، شاید شخصی را از دست ‌دهید که ممکن است یکی از بهترین مشتریان شما شود.

اعتراض 2: اگر لازم شد خودمان با شما تماس می‌گیریم.

مشکل: مخاطب هیچ مطلب قابل‌توجه و باارزشی در صحبت‌های شما نیافته است. مخاطب احساس می‌کند شما فقط به ‌فکر فروش خود هستید و اگر با شما معامله کند، شما برنده می‌شوید و او به‌عنوان خریدار بازنده خواهد بود.

راه‌حل:  بسیاری از بازاریابان قبل از دریافت اطلاعات کافی درباره مخاطب شروع به توضیح دادن می‌کنند. راز بازاریابان موفق در سوال کردن است. سعی کنید در بازاریابی تلفنی گفتگو انجام دهید. گفتگو با سخنرانی فرق می‌کند. در گفتگو دو طرف صحبت می‌کنند و هر بخش از مکالمه با توجه به صحبت‌های شخص مقابل شکل می‌گیرد. در سخنرانی یک نفر صحبت می‌کند و طرف مقابل مجبور است گوش فرا دهد. با سوالات به‌موقع می‌توانید مخاطب را بهتر بشناسید و مزایای محصولات و خدمات خود را متناسب با نیازها و خواسته‌های مخاطب توضیح دهید.

اعتراض 3: مسئولیت همه جلسات و تصمیمات مالی به عهده فرد دیگری است.

مشکل: پس از مکالمات و تماس‌های مکرر با شخصی، درمی‌یابید که او هیچ نقشی در فرایند تصمیم‌گیری خرید ندارد و شما فقط وقت خود را تلف کرده‌اید. صرف اینکه فردی حاضر است به صحبت‌های شما گوش فرا دهد، نشان نمی‌دهد که قدرت خرید دارد.

راه‌حل: مطمئن شوید با شخص مناسبی صحبت می‌کنید. معمولا بازاریابان برای فرار از دردسر و  مکالمات سخت با افرادی صحبت می‌کنند که قدرت تصمیم‌گیری ندارند و با اینکار وقت خود را تلف می‌کنند. بعضی خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای تصمیم‌گیری خرید با شوهرانشان صحبت کنید. اگر در طول روز یا آخر هفته تماس بگیرید، ممکن است پرستار بچه و یا خدمتکار خانه به تلفن شما پاسخ دهد. همچنین، با فرهنگ‌های محدوده‌ای که تماس می‌گیرید آشنا شوید، در نتیجه شخص مقابل را نمی‌رنجانید.

اعتراض 4: افراد زیادی هر روز با من تماس می‌گیرند و سعی می‌کنند چیزی بفروشند. چرا باید به شما اعتماد کنم.

مشکل: مخاطب نمی‌تواند به‌راحتی به شما اعتماد کند. حتی اگر محصولی بی‌نظیر دارید و مخاطب با استفاده از آن سود می‌برد، پیش‌فرض مخاطب آن است که نمی‌توان به افراد ناشناس اعتماد کرد و بهتر است از محصولات و راه‌حل‌های قبلی استفاده کرد.

راه‌حل: آقای ست گادین در کتابش با عنوان « تمامی بازاریابان درغگو هستند» توضیح می‌دهد  که پیش‌فرض غالب مشتریان آن است که شما دروغگو هستید. پس بسیار سنجیده صحبت کنید. کافی است در ابتدای مکالمه بگوئید: ما بزرگترین عرضه‌کننده ... هستیم. اگر مکالمه‌ای را اینگونه آغاز کنید، به احتمال زیاد امکان فروش را از دست داده‌اید. مخاطب همان ابتدای مکالمه با خود می‌گوید: درست فکر می‌کردم، این بازاریاب هم دروغگویی بیش نیست!

در صحبت‌های خود کلی‌گویی نکنید. اگر از اعداد و ارقام و آمار استفاده می‌کنید، باید کاملا دقیق و قابل استناد باشد. بسیاری از بازاریابان می‌گویند: 90 درصد مشتریان از محصولات ما راضی هستند. آیا نظرسنجی دقیقی انجام شده است؟ جامعه آماری متشکل از چند نفر بودند؟

فهرستی از مشتریان راضی و خشنود خود تهیه کنید و از آنان اجازه بگیرید که شماره تماس یا آدرس ایمیل‌شان را به مشتریان جدید بدهید. اگر لازم شد این فهرست را در اختیار مخاطبان جدید قرار دهید. هر چه بیشتر اعتبارسازی کنید، سریع‌تر می‌توانید کسب‌و‌کار خود را توسعه دهید. تبلیغات دهان‌به‌دهان یکی از سریع‌ترین راه‌های انجام این کار است.

اعتراض 5:‌ قبلا سه بار برای این موضوع با من تماس گرفته‌اید. لطفا دیگر با من تماس نگیرید!

مشکل: صحبت‌های شما تکراری است و در نهایت فقط می‌خواهید محصول خود را بفروشید. خریداران هیچگاه دوست ندارند تحت فشار قرار گیرند. آنها از فروشندگان سمج فرار می‌کنند. آنها دوست دارند راهنمایی شوند، ولی تصمیم نهایی را خودشان بگیرند.

راه‌حل: در هر تماس مطلب باارزش و جدیدی برای ارائه داشته باشید. فرض کنید یک بار با  مخاطب تماس گرفته‌اید. در تماس دوم بگوئید پیرو صحبت‌های قبلی شما به محصولمان علاقه‌مند بودید. ما مقاله جدیدی آماده کرده‌ایم که اشتباهاتی که خریداران مرتکب می‌شوند را توضیح می‌دهد. آیا مایلید این مقاله رایگان را فکس کنم یا از طریق پست برایتان بفرستم؟

اگر محصولی را در یک بازار رقابتی می‌فروشید، باید بالاتر از بقیه باشید. بگذارید مشتریان تفاوت‌های شما و رقبایتان را به‌وضوح ببینند. به آن‌ها روش‌هایی نشان دهید تا محصولات دیگران را بررسی کنند. آمار و مشخصات جمعیت‌شناختی فعلی و به‌روز بازار را در اختیار داشته باشید.

اعتراض 6: ببخشید، معذرت می‌خواهم اما در حال حاضر کارهای مهم‌تری دارم که باید انجام دهم.

مشکل: شما به مدت یک دقیقه تلفنی با یک مشتری احتمالی صحبت می‌کنید و ناگهان آن‌ها می‌خواهند بروند. چه اتفاقی افتاده است؟ در اغلب مواقع مشتری به سخنان شما علاقه نشان می‌دهد، سپس شما شروع به صحبت می‌کنید و حوصله آنها را  سر می‌برید و کار به جایی می‌رسد که کاسه صبر مخاطب لبریز می‌شود.

راه‌حل: هر موضوع را مختصر و دوستانه بیان کنید. اگر برای قطعی‌کردن قرار ملاقات هیجان‌زده  شوید و به حرافی درباره حرفه‌تان بپردازید، یک مشتری علاقه‌مند را از دست داده‌اید. موضوع بحث هر چه هست، چه خانواده، چه حوزه کاری و چه رویدادهای جاری، روش‌هایی برای مکالمه مختصر و کوتاه در تماس‌ها پیدا کنید. از تعارفات بیش از حد و اغراق‌آمیز بپرهیزید. این کار به مشتری کمک می‌کند تا بفهمد برای وقتش ارزش قائلید و آرامش بدهد. بیش از حد معمول آرام صحبت نکنید. این کار هم می‌تواند باعث خستگی مخاطب شود. صحبت را تا زمانی ادامه دهید که مخاطب با علاقه گوش می‌کند.


برچسب ها: پاسخ به اعتراض مشتری در بازاریابی مشتری ،
آخرین ویرایش: سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 01:12 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

چگونه به مشتریانی که بر سر قیمت چانه می زنند بفروشیم ؟

پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:33 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 
چگونه به مشتریانی که بر سر قیمت چانه می زنند بفروشیم ؟؟

خیلی از ما هنگام خرید یک کالا دائما به فکر قیمت آن هستیم و بعضا کیفیت را در اولویت پایین تر قرار می دهیم. خوب البته این هم طبیعی است چون هر شخصی علاقه مند است با پول کمتر منافع بیشتری کسب کند. اما مشکل زمانی رخ می دهد که مشتریان به صورت افراطی و طولانی شروع به چانه زدن بر سر قیمت با فروشنده می کنند و این منجر به کلافه شدن فروشنده می شود و فروشندگان همیشه از این موضوع گله مندند که وقت و انرژی زیادی را باید برای چانه زدن با این مشتریان صرف کنند. اما فروشندگان باید بدانند که همیشه حق با مشتری است. حال سوال فروشندگان این است که در مقابل این مشتریان چه باید کرد که هم فروش با قیمت مورد نظر ما صورت گیرد و هم مشتری را از دست ندهیم؟ برای جواب به این سوال اول باید بدانیم خریداران به چه دلایلی چانه می زنند.

خریداران به علل زیر با فروشنده در مورد قیمت چانه می زنند:

1-      آنها محصول را نمی خواهند

2-      آنها استطاعت خرید محصول را ندارند

3-      آنها فکر می کنند که محصول خیلی گران است

4-      آنها می خواهند برای رسیدن به قیمت پایین تر مذاکره کنند

5-      آنها می خواهند مطمئن شوند که بهترین معامله را انجام دهند

6-      سیاست شرکت آنها این است که در رابطه با قیمت مذاکره شود

7-      آنها محصول ما را با دیگر محصولات ارزانتر مقایسه می کنند

8-     آنها به دنبال یک راه برای معذرت خواستن وگریز از خرید هستند

 کاری که فروشنده در هنگام اعتراض مشتری به قیمت باید انجام دهد این است که ابتدا بفهمد مشتری به کدامیک از دلایل اشاره شده در بالا از قیمت ناراضی است سپس برای حل آن، راهکار مخصوص آن مشکل را با صبر و اخلاق خوب برای مشتری ارائه کند.

دلیل اول: مشتری محصول را نمی خواهد

در اینجا مشتری محصول را نمی خواهد اما قیمت را بهانه می کند. شما در این حالت باید از مشتری بپرسید که اگر کالا را با قیمت مورد نظر او ارائه کنید آیا از شما خرید می کند؟ اگر جواب مشتری بله بود مشخص است که مشکل بر سر قیمت است. اما اگر جواب خیر بود مشخص می شود که خرید نکردن مشتری دلیل دیگری دارد. در اینجا شما باید با سوال دیگری علت خرید نکردن را جویا شوید و وقتی که مشتری گفت که این کالا را نمی خواهد یا علاقه ای به خرید آن ندارد یا به این کالا علاقه ای ندارد شما باید بپرسید شما چه انتظاری از یک کالا دارید؟ یا چه چیزی را در این کالا نمی پسندید؟ اگر نکاتی را که خریدار گفت درست بود شما کالای دیگری که مطابق خواست مشتری است به او معرفی کنید و اگر که نکاتی که خریدار گفت اشتباه بود با خونسردی سوءتفاهمات مشتری را برطرف کنید و برداشت های مشتری را اصلاح کنید. با اطلاعاتی که توسط خود مشتری درباره نیاز هایش پیدا کردید کالای جدیدی به او معرفی کنید. از خصوصیات آن کالا که می تواند خواسته های مشتری را به بهترین شکل برطرف کند بگویید سپس از مشتری دعوت به خرید کنید .

دلیل دوم: آنها استطاعت خرید محصول را ندارند

در این حالت شما باید شرایطی راحت تر برای پرداخت آنها در نظر بگیرید. مثلا به مشتری بگویید اگر من بتوانم قیمت این محصول را در سه قسط از شما بگیریم شما خرید می کنید؟ و یا کالایی با قیمت پایین تر به او معرفی کنید. مثلا کالایی با جایگاه برند پایین تر که قیمت کمتری دارد را به او پیشنهاد کنید. اگر چیزی را که شما می فروشید شبیه املاک و مستغلات است به مشتری بگویید که می تواند روی وام مسکن حساب کند یا سال اول که خانه را خرید آنرا رهن دهد. بطور عمده در این حالت شما باید با اطلاع از استطاعت خریدار را ه هایی که پرداخت را برای خریدار آسانتر می کند به او پیشنهاد کنید و سپس از او دعوت به خرید کنید.

حالت سوم: مشتری فکر می کند که محصول خیلی گران است

این وضعیت معمولا برای اجناس و کالا های مرغوب با برند معتبر اتفاق می افتد. شما باید این اطمینان را به مشتری بدهید که در قبال این خرید منافعی بیش از پرداخت نصیبش می شود و در این حالت به مشتری بگویید آیا شما علاقه مندید محصولی ارزانتر بخرید اما مدت زمان کمی از آن استفاده کنید؟ آیا شما حاضرید محصولی به قیمت ارزانتر بخرید اما دائما نگران تعویض قطعات آن باشید ؟ به مشتریان بگویید توجه کرده اید چرا با اینکه این محصول ما از رقبا گرانتر است باز هم مشتریان از ما خرید می کنند؟ چون ما در کیفیت اجناسمان به مشتری اطمینان خاطر می دهیم و به او راحتی خیال در مصرف بلند مدت را اعطاء می کنیم. بطور عمده در این وضعیت شما باید کالای خود را دارای کیفیتی بالا تر نسبت به سایر کالاها نشان دهید و مزایایی که منجر به معقول شدن قیمت شما در مواجهه با محصول رقیب می شود را برجسته سازید. از مصائب و مشکلات کالاهای ارزان و بی کیفیت بگویید. این عمل خود به خود مشتری را از لحاظ روانی قانع می سازد که پرداختن مبلغی بالاتر به دردسر خرابی و بی کیفیتی وکارایی پایین محصول ارزان تر می ارزد.

حالت چهارم: آنها می خواهند برای رسیدن به قیمتی پایین تر مذاکره کنند

در این حالت کار کمی راحتر است. چون مشتری به خرید کالا تمایل دارد و برای همین هم شروع به پایین آوردن قیمت می کند چون خواهان خرید کالاست اما می خواهد از شما تخفیف بگیرد. کاری که شما باید بکنید این است که زمانی که زیرکانه علاقه خریدار به محصول را فهمیدید به راحتی از قیمت پایین نیایید. اگر شما راحت تخفیف دهید این معنی به ذهن خریدار متبادر می شود که کالای شما ارزش پایینی دارد و او نیز به همین علت اصرار مجدد به تخفیف بیشتر و بیشتر می کند تا جایی که این فروش برای شما سود مناسبی به به همراه نداشته باشد پس هیچوقت در این حالت به سادگی تخفیف ندهید و در مقابل هر تخفیف یا امتیازی که می دهید چیزی از مشتری طلب کنید. مثلا به مشتری بگویید اگر من بتوانم کالا را به قیمت مورد نظر شما بدهم شما پول را نقد پرداخت خواهید کرد؟ و همینطور باز هم از ویژگی های خوب محصول خود برای مشتری بگویید تا این پیام را به مشتری مخابره کنید که این کالا چون با کیفیت است دارای این قیمت است و امکان تخفیف وجود ندارد سپس از مشتری دعوت به خرید کنید.

حالت پنجم : آنها می خواهند مطمئن شوند که بهترین معامله را انجام می دهند

انسان ذاتا دوست دارد که اعمالش از جانب دیگران تایید شود این حالت هم از این نیاز ذاتی سرچشمه می گیرید. معمولا این خریداران محصول را می خواهند اما با زبان بی زبانی می گویند که چیزی به ما بگویید که خرید ما بهترین تصمیم جلوه کند و با پولی که ما پرداختیم بهترین نصیبمان شود. در اینجا فروشنده باید در مقام یک روانشناس تمام عیار وارد عمل شود و ذهن خریدار را مهندسی کند چون این حالت بیش از آنکه یک احساس و نیاز اساسی باشد یک نیاز ذهنی - روانی است که از نیاز به تشویق  و تایید شدن سرچشمه می گیرد. اما بهترین روش برای فروختن به چنین مشتریانی این است که از مشتری بپرسید که به نظرش این کالا چه مزایای دارد؟ در این موقع مشتری شروع می کند به برشمردن ویژگی های خوب کالا مثلا می گوید خانه نقلی و قشنگی است منظره ودید زیبایی دارد نوساز است دارای درب الکترونیک است و ... شما در این حالت خوب به حرف های خریدار گوش می کنید و با تکان دادن سر حرف های او را تایید می کنید بدین ترفند شما توسط خود مشتری مزایای کالایتان را بر می شمارید سپس چند تایدیه از مشتریان قبلی تان که قبلا با شما معامله کرده اند را به مشتری نشان دهید تا بداند که خریداران قبلی از معامله با شما رضایت دارند. این حرکت در حکم تیر خلاص است که به سمت هدف می زنید سپس از مشتری در خواست خرید کنید مطمئن باشید که کالای شما دیگر فروش رفته.

حالت ششم: سیاست شرکت آنها این است که در رابطه با قیمت مذاکره شود

گاهی اوقات مشتری شما یک شرکت است نه یک فرد. فروش به شرکت کمی مهارت بیشتری می خواهد چون معمولا در تیم خریدی که برای معامله پیش شما می فرستند کارشناسان فنی و کارشناسان خرید تواما با هم و در کنار هم هستند. خوب مذاکره درباره قیمت برای این شرکت ها بخش مهمی از فرآیند خرید است پس جلسه سختی دارید و باید هر چه در چنته دارید رو کنید بنابر این چند مورد را رعایت کنید: 1- با اطلاعات کامل از محصول و ویژگی های فنی آن به سر جلسه بروید همینطور از محصولات رقبا نیز اطلاعات کاملی داشته باشید. 2- لیستی از ویژگی های منحصر به فرد محصولتان را به خاطر بسپارید تا بتوانید روی آنها مانور بدهید. 3- به هیچ وجه به آسانی از قیمت کالا یتان پایین نیایید و سریع قیمت پیشنهادی را نپذیرید زیرا این عمل کالای شما را بی ارزش نشان می دهد همچنین در ازای هر تخفیفی امتیازی از خریدار بگیرید. 4- در پرداخت انعطاف پذیر باشید تا به جای تخفیف شرایط پرداخت مناسب تری برای آنها در نظر بگیرید. 5- اما مهمترین قسمت؛ با کسب اطلاع از فعالیت های شرکت خریدار ببیند مهمترین نیاز آنها به این محصول چیست؟ بگذارید مثالی برایتان بزنم؛ یک شرکت راهسازی نیاز به ماشین آلات سنگین راه سازی داشت. پس از توافق اولیه تیم خرید شرکت راهسازی، قرار جلسه ای را با فروشنده برای آخر هفت ترتیب داد. فروشنده به سرعت در پی کسب اطلاعات از فعالیت های شرکت راهسازی برآمد. در جریان کسب اطلاعات متوجه شد که این شرکت شرکتی پیمانکاری است که اکثرا در مناطق سردسیر و صعب العبور و گردنه ها اقدام به ساخت جاده می کند. با اطلاع از این موضوع با واحد تولید کارخانه ای که در آن کار می کرد تماس گرفت و پرسید که آیا این واحد قادر است بر روی ماشین آلات سیستم حرارتی مدرن و مناسبی مخصوص مناطق سرد ویخبندان نصب کند؟ همچنین محل نگهداری گازوئیل را را طوری طراحی کنند که در سرد ترین حالت آسیبی نبیند و یخ نزند؟ واحد تولید جواب مساعد داد. آخر هفته شد. فروشنده سر جلسه حاضر شد و پس از مدت زمان زیادی که از جلسه گذشت شرکت راهسازی آخرین قیمت پیشنهادی اش را اعلام کرد و گفت فقط در این قیمت است که حاضر به خرید ماشین آلات است در این لحظه بود که فروشنده برگ برنده اش را رو کرد و گفت ماشین آلات ما مجهز به سیستم گرمایشی بسیار مدرن است و همچنین دارای باک کاملا مقاوم در برابر سرماست و روی این مزیت حسابی مانور داد. تیم خرید که از این مزیت بسیار شگفت زده شده بود قرار داد را به قیمت مورد نظر فروشنده امضا کرد و به این ترتیب فروشنده، معامله ای به ارزش میلیون ها تومان را جوش داد. پس احاطه و اشراف کامل اطلاعاتی در هنگام معامله با تیم خرید و شناسایی نیاز های به خصوص شرکت و مانور دادن روی آن، رمز پیروزی در فروش است.

حالت هفتم: آنها محصولات ما را با محصولات ارزانتر مقایسه می کنند

این پدیده یک موضوع طبیعی است. همیشه خریداران کالاها را با هم مقایسه می کنند و معمولا در تعارض بین انتخاب و خرید یک کالا و کالای دیگر دست به مقایسه می زنند. اما چیزی که مهم است این است که الان مشتری نزد شماست و شما این فرصت را دارید که مشتری را ترغیب به خرید کالای خود کنید.

پس از معرفی محصول و ارزیابی آن توسط مشتری ممکن است او به شما بگوید که کالای دیگری را در فروشگاه دیگری دیده که قیمت ارزانتری نسبت به کالای شما دارد. مثلا فردی را در نظر بگرید که خواهان خرید یک لباسشویی است و پس از دیدن محصول شما به شما می گوید که در فروشگاه دیگری لباسشویی با قیمت پایین تر مشاهده کرده. در این لحظه شما اصلا نباید دستپاجه شوید بلکه باید باید با آرامش مزایای کالای خود را به مشتری توضیح دهید به مشتری بگویید که تفاوت صد و بیست هزار تومان در قیمت با اهمیت تر است یا آنکه لباسشویی ای را بخرید که دارای سر و صدای زیادی است؟ یا به او بگویید که اگر کالای ما گرانتر است به این دلیل است که دارای دوام بالا وکارکرد طولانیست و دارای قطعات مقاوم و درجه یک است و او را از لباسشویی ای که قطعاتش مدام خراب می شود و باید برای نصب آن هزینه کند بترسانید و سپس به او بگویید آری قیمت ما بالاترست چون ما از کیفیت کالایمان اطمینان داریم و اینکه این کالا برای شما منافع بلند مدت به همراه دارد. به او بگویید که قیمت چه اهمیتی دارد وقتی کالایی باعث دردسر و اتلاف وقت شما شود؟ بگویید به ریکسش می ارزد به خاطر تفاوتی جزئی در قیمت،کالایی نام مطمئن بخرید؟ همچنین می توانید مثالی بیاورید که چند وقت پیش لباسشویی بی کیفیتی که سیستم برق ضعیفی داشت اتصالی کرد و موجب برق گرفتگی خانم خانه داری شد.

 به طور کل در این حالت بهتر است از سیاست چماق وهویج استفاده کنید. یعنی از طرفی معایب و پیامد های منفی خرید کالای بی کیفیت و ارزان را گوشزد کنیم و از طرفی ویژگی کالایمان را به رخ مشتری بکشیم در این حالت مشتری قانع می شود که کالای شما ارزش قیمت بالاتر را دارد سپس  از او دعوت به خرید کنید.

حالت هشتم: آنها دنبال راهی برای معذرت خواستن و گریز هستند

در این حالت مشتری می خواهد از وضعیت خلاص شود اما مانند حالت اول قیمت را سپر می کند و پشت قیمت سنگر می گیرد در این حالت مانند حالت قبل شما باید خریدار را خلع سلاح کنید و علت اصلی خرید نکردن مشتری را بفهمید. برای اینکار از او بپرسید اگر این کالا با قیمت مورد نظر شما به فروش برسد آیا شما آنرا می خرید در اینجا خریدار دیگر مجبور می شود که علت اصلی عدم خرید را لو دهد مثلا می گوید فعلا به این کالا نیاز ندارم یا باید با همسرم مشورت کنم یا رنگ این کالا مورد نظر من نیست یا این کالا زیبایی مورد انتظار من را ندارد. وقتی شما علت اصلی را فهمیدید شروع به برطرف کردن مشکل می کنید خواه با پیشنها کالایی دیگر باشد یا تعویض رنگ یا تعیین قرار ملاقات بعدی که خریدار با همسرش حضور پیدا کند.

در انتها لازم است این را تاکید کنم که در همه حالت های بالا فروشنده ابتدا علت اصلی بحث و اختلاف خریدار را فهمیده و سپس شروع به اقناع مشتری در آن مورد بوسیله تعریف از ویژگی های محصول می کند. در تمام موارد بالا مانور دادن روی ویژگی های مثبت محصول و رفع ابهام و سپس درخواست خرید کردن؛ مهمترین ابزار در دست فروشنده برای موفقیت در اتمام معامله است .

 


برچسب ها: فروش به مشتریانی که چانه می زنند ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 31 فروردین 1396 08:40 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

پنج ویژگی ضامن موفقیت از نگاه >>بیل گیتس

جمعه 25 فروردین 1396 10:46 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 
پنج ویژگی ضامن موفقیت از نگاه >>بیل گیتس<<

. 1دانستن اینکه چگونه باید «نه» گفت
این توصیه ای است که گیتس شخصا از «وارن بافت» فرا گرفته است و برای هر فردی اعم از ثروتمند یا فقیر کاربردی است. همواره زنجیره ای بی پایان از فرصت ها، کارهایی برای انجام دادن، تجربیات متفاوت و مانند آن وجود دارد. در یک چنین دنیای شلوغی دانستن آنکه در چه زمانی باید به پروژه ها، دعوتنامه ها و سایر درخواست ها به نفع استفاده بهینه از زمان خود نه بگویید، مهمترین مهارتی است که باید یک فرد فرا گیرد. این ویژگی به شما یاد میدهد که بدانید که دقیقا چه مواردی برای شما اهمیت دارد و در نتیجه تمرکز خود را تماما بر آن معطوف کنید.

. 2
استقبال از انتقاد
گیتس در کتاب خود با عنوان «Business @ the Speed of Thought» یاد آور شده است: از خبرهای بد با آغوش باز استقبال کنید تا بدانید که دقیقا در کجا نیازمند بهینه سازی و پیشرفت هستید. هرچند هیچ کس چندان دوست ندارد که دیگران به انتقاد از نحوه تفکر و عمل وی بپردازند، اما در فقدان این موضوع، پیشرفت فردی بسیار کندتر خواهد بود. انتقادات معمولا فرد را با زاویه های جدید از موضوع مواجه میسازد که پیش از آن پنهان بوده اند. در این میان فرد باید از قوه قضاوت خود برای تشخیص انتقادات مناسب و کاربردی از موارد بی فایده استفاده کرده و یاری بگیرد. با دقت گوش دادن به دیگران مهارت مهم دوم برای موفقیت در زندگی است.
. 3
خوشبینی
در دنیایی که اغلب بسیاری از اتفاقات به شکلی بدبینانه و ناخوشایند رقم میخورد، داشتن دیدی خوشبینانه دشوار است. اما واقعیت این است که بدون داشتن فلسفه خوشبینی هیچ کس اقدام به سرمایه گذاری در یک ایده، راه اندازی کسب و کار جدید و ساخت یک محصول جدید نخواهد کرد. زندگی شخصی گیتس بیانگر یک نمونه جالب از اعتقاد به فلسفه خوشبینی است. زیرا در دنیایی که گرفتار اغلب مصایب و مشکلات از جمله گرسنگی، آلودگی فقر است، سرمایه گذاری در پروژه های بشر دوستانه نیازمند اعتقادی قوی به خوشبینی است. وی یکبار در 2013 در کالج استنفورد گفت: معمولا خوشبینی را به عنوان امید پوچ و بیهوده نگاه میکنند، اما بدون هیچ شکی میتوان گفت که یک نوع نا امیدی کاذب نیز همواره وجود دارد که باید به شدت از آن پرهیز کرد.
.4  
تمایل به شکست
گیتس در کتاب دیگر خود «The Road Ahead» نوشته است: موفقیت یک معلم پست است که افراد باهوش را به گونه ای اغوا میکند که به این باور میرسند که هیچ گاه شکست نمیخورند، وی تشریح میکند که امروز فکر کردن به یک محصول شکست ناپذیر منجر به از دست رفتن و منسوخ شدن ایده های فردا میشود. قطعا افراد موفقیت را بیش از شکست میپسندند. اما این شکست است که بیش از هر چیز دیگر منجر به یاد گیری انسان میشود و بهترین فرصت ها را برای رشد در اختیار قرار میدهد.

.5 توانایی تمرکز بر یک هدف مشخص و دنبال کردن آن
گیتس در یک نامه سرگشاده، درسهایی از تاریخ ماشین بخار را یادآور شده است: چنانچه یک هدف مشخص را تعریف کنید و مقیاسی برای نشان دادن میزان پیشرفت در مسیر این هدف داشته باشید، به نتایج شگفت انگیز خواهید رسید. وی همچنین تاکید کرده است که البته یافتن یک هدف مشخص و مقیاس صحیح برای برآورد پیشرفت، سخت و دشوار است. زیرا اگر این موضوع ساده بود، همه افراد در نیا تبدیل به شخصیت های موفق میشدند.


برچسب ها: چند ویژگی ضامن موفقیت ،
آخرین ویرایش: جمعه 25 فروردین 1396 10:48 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

نکاتـی طلایـی برای ایـجاد یک تـجارت مـوفق

پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:04 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 
نکاتـی طلایـی برای ایـجاد یک تـجارت مـوفق

امروز برای موفق شدن در یک کار و تجارت، باید انعطاف‌پذیر باشید، برنامه‌ریزی خوب داشته باشید و مهارت‌های سازمانی را بدانید. خیلی افراد با این فکر کاری را شروع می‌کنند که با روشن کردن کامپیوترها یا باز کردن در شرکتشان، پول پارو خواهند کرد. اما واقعیت این است که پول درآوردن خیلی سخت‌تر از آن چیزی است که فکر می‌کنید. به همین دلیل باید برای برنامه‌ریزی وقت بگذارید تا موفق شوید. نکات زیر می‌تواند کمکتان کند:
1.
سازماندهی داشته باشید
برای موفق شدن در کاری باید سازماندهی داشته باشید. سازماندهی به شما کمک می‌کند کارها را تکمیل کنید و طبق برنامه پیش روید. یک راه خوب برای این کار این است که یک لیست برنامه روزانه داشته باشید و جلوی هر کاری را که انجام می‌شود، یک تیک بزنید. این کار مطمئنتان می‌کند که چیزی را فراموش نکنید و همه کارها را یک به یک انجام دهید.
2.
جزئیات را ثبت کنید
همه تجارت‌های موفق جزئیات را ثبت می‌کنند. با ثبت گزارشات دقیق و جزئی، می‌فهمید که کارتان در چه وضعیت مالی قرار دارد و با چه چالش‌های احتمالی روبه‌رو خواهد شد. فقط دانستن این، وقت لازم برای ایجاد استراتژی‌‌هایی برای غلبه بر موانعی که ممکن است از موفقیت و پیشرفت کارتان جلوگیری کند، فراهم می‌کند.
3.
رقبایتان را تحلیل کنید
رقابت، سازنده بهترین نتایج است. برای موفق شدن نباید از مطالعه کردن و درس گرفتن از رقبایتان بترسید. ممکن است آنها کاری درست انجام می‌دهند که می‌توانید برای درآوردن پول بشتر در تجارتتان از آن استفاده کنید.
4.
ریسک‌ها و پاداش‌ها را بشناسید
رمز موفق شدن این است که ریسک‌های حساب‌شده بکنید تا به رشد کارتان کمک کند. سوال خوبی که می‌توانید بپرسید این است که، "چه معایبی دارد؟" اگر بتوانید به این سوال پاسخ دهید، می‌فهمید که در بدترین حالت چه اتفاقی خواهد افتاد. این اطلاعات به شما کمک می‌کند بتوانید ریسک‌های حساب‌شده‌ای بکنید که می‌تواند پاداشی عالی برای تجارتتان داشته باشد.
5.
خلاق باشید
همیشه به دنبال راه‌هایی برای ارتقای کارتان باشید تا آن را در بین رقبا متمایز و برجسته کنید. باید درک کنید که شما همه چیز را نمی‌دانید و باید از ایده‌ها و نگرش‌های جدید برای کارتان استقبال کنید.
6.
متمرکز باشید
اینکه کار یا تجارتی را شروع کرده‌اید به این معنی نیست که فوراً به پول خواهید رسید. زمان می‌برد که مردم شما را بشناسند، به همین علت باید روی رسیدن به اهداف کوتاه‌مدتتان تمرکز کنید و بگذارید بقیه اتفاقات به موقع خود روی دهد.


7.
آماده فداکاری باشید
شروع یک کار جدید سخت است اما وقتی درها را باز کردید، کارتان شروع شده است. در بسیاری از موارد، باید خیلی بیشتر از زمانی که برای بقیه کار می‌کردید زمان بگذارید. درعوض باید فداکاری کنید، مثلاً مجبور می‌شوید وقت کمتری را صرف خانواده و دوستانتان کنید تا موفق شوید.
8.
خدماتی عالی ارائه دهید
تجارت‌های موفق زیادی هستند که فراموش می‌کنند ارائه خدمات عالی به مشتریان اهمیت زیادی دارد. اگر شما خدمات بهتری را به مشتریانتان ارائه کنید، آنها تمایل بیشتری برای مراجعه به شما خواهند داشت تا به رقبایتان.
9.
استوار و ثابت‌قدم باشید
ثبات‌قدم رمز پول درآوردن در یک کار است. باید هر روز برای موفق شدن پشتکار داشته باشید. این عادت‌های مثبتی در طولانی‌مدت ایجاد می‌کند که کمکتان می‌کند به مرور زمان سود ببرید.
نتیجه‌گیری : شروع و اداره یک کار موفق می‌تواند سخت و درعین‌حال سودآور باشد. موفقیت نیاز به تمرکز، نظم و ثبات قدم دارد. اما موفقیت نه تنها یک شبه ایجاد نمی‌شود بلکه نیاز به تمرکز طولانی‌مدت دارد و باید در موقعیت‌های چالش‌انگیز و دشوار، پشتکار و استواری لازم را داشته باشید.


برچسب ها: نکاتی درباره ایجاد تجارت موفق ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 24 فروردین 1396 09:07 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

توصیه‌های كلیدی برای سرمایه‌گذاران جوان

جمعه 18 فروردین 1396 11:47 ق.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

توصیه‌های كلیدی برای سرمایه‌گذاران جوان
سرمایه گذاران میانسال به واسطه تجربه و آگاهی بیشتر درباره مسائل مالی و اقتصادی، از قدرت خطر پذیری(ریسک) بیشتری در این حوزه برخوردار هستند. هنگامی كه درباره قدرت تشخیص و انتخاب آگاهانه پیرامون مسائل مالی صحبت به میان می آید، ضرب المثل هائی مانند «موهایش را در آسیاب سفید نكرده است» مصداق عینی می یابند. معمولا گفته می شود كه سن چیزی به جز یك مقدار عددی نیست، اما حقیقت چیزی سوای باور عموم در این مورد است.
به گزارش پول‌نیوز، مسأله سن و تجربه كاری زمانی اهمیت خود را نشان می دهد كه می بینیم فردی در زمان ركود اقتصادی، تصمیمات و سرمایه گذاری های سودآوری را انجام می دهد. افزایش سن بطور معمول نشانه بلوغ فكری و بیشتر شدن قدرت ریسك پذیری سرمایه گذاران است. كسب تجربه و قدرت تحلیل شرایط مختلف از عوامل موثر بر توانایی سرمایه گذاران هنگام اتخاذ تصمیمات و انجام فعالیت های اقتصادی است.
بیایید برای روشن تر شدن موضوع چند نمونه را مورد بررسی قرار دهیم. در گزارشی تحقیقی با عنوان " دوران استدلال: تصمیم گیری های مالی در زندگی " بیان می شود كه میانگین سنی برای اتخاذ تصمیم های مالی و اقتصادی درست 53 سالگی است.
به عنوان مثال تخمین نادرست قیمت واقعی یك ملك و یا نرخ بالای بهره از جمله این موارد هستند. در بررسی انجام شده مشخص شد كه میزان تصمیم گیری های اشتباه اقتصادی و مالی افراد میانسال بسیار كمتر از افراد جوان و پیر است. بر همین اساس، توانایی اخذ تصمیمات درست تا 40 سالگی افزایش یافته و در 50 سالگی به نقطه اوج خود می رسد و وضعیت باثباتی پیدا می كند. اما در بازه زمانی 70 تا 80 سالگی این وضعیت حالت نزولی به خود گرفته و توانایی افراد در این زمینه به شدت كاهش می یابد.
پس عامل اصلی در موفقیت سرمایه گذاران میانسال و خطرپذیری بیشتر آنها در مسائل اقتصادی و تجاری به میزان تجربه و آگاهی كسب شده این افراد در طول زندگی بستگی دارد. درك و ارزیابی بهتر سرمایه گذاران میانسال از وضعیت بازار سرمایه درك مقوله "خطر پذیری" كار آسانی نیست. مدیریت و پشت سر گذاشتن موفق خطرات احتمالی از ویژگی های ساختاری هر اقتصاد پویائی است.
در حقیقت سرمایه گذارانی كه خطرات و مشكلات پیش رو در فعالیت های اقتصادی را بهتر مدیریت می كنند از ارزش سرمایه و پول خود آگاه هستند. بعنوان مثال با تجربه ای اندك كه به واسطه حضوری كوتاه مدت از بازار بورس به دست آورده ایم، نمی توانیم برداشت و ارزیابی درستی از مشكلات و خطرات سرمایه گذاری در این حوزه و نحوه مدیریت آنها داشته باشیم.
سرمایه گذاران جوان معمولا بدون در نظر گرفتن عواقب كار خود و این امر كه مدیریت و تحلیل مسئله خطرپذیری چقدر می تواند دشوار باشد، اقدام به سرمایه گذاری می نمایند. اما سرمایه گذاران میانسال كه ابعاد مختلف خطرات پیش رو را در طول زندگی خود تجربه كرده اند بسیار دقیق و حساب شده به مدیریت فعالیت های خود پرداخته و سرمایه گذاری های موفق و سودآوری را انجام می دهند.
توصیه های كلیدی برای سرمایه گذاران جوان
مشخص كردن حوزه و مسیر حركت در سرمایه گذاری
بررسی نوسانات قیمت و حوزه های جایگزین در بازار سرمایه
بررسی و اطلاع دقیق از نواسانات بازار بورس
مشخص و طبقه بندی كردن انواع الگوهای خطر پذیری در سرمایه گذاری
در نظر داشتن برخی اقدامات بازدارنده به منظور كاهش تاثیرات منفی خطر پذیری
محافظت از اصل سرمایه در برابر خطرات و مشكلات احتمالی
تقویت و آرامش ذهن در جهت نظم دهی هرچه بهتر به فعالیت های اقتصادی و سرمایه گذاری
حفظ پول و سرمایه
توصیه آخر از طرف وارن بافت، یكی از باسابقه ترین و باهوش ترین سرمایه گذاران معاصر مطرح شده است. بافت مالک چندین شرکت تجاری بزرگ از جمله"برك شایر هاتاوی" است. بافت بر مدیریت خطرپذیری تاكید بسیار دارد. در نامه وی به سهام داران شركت آمده است: تا زمانی كه شرایط و اقدامات لازم برای مدیریت بحران و خطرات احتمالی در نظر گرفته شوند، قابلیت برنامه ریزی برای انجام سرمایه گذاری و فعالیت های اقتصادی موفق وجود خواهد داشت.


برچسب ها: #توصیه کلیدی جهت سرمایه گذاری ،
آخرین ویرایش: جمعه 18 فروردین 1396 11:48 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

نحوه مدیریت تیم های کاری شکست خورده

پنجشنبه 17 فروردین 1396 08:50 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

نحوه مدیریت تیم های کاری شکست خورده : 

احیای یک تیم کاری که قبلا شکست خورده، کار آسانی نیست، اما غیرممکن هم نیست. هر مدیری ترجیح می‌دهد مدیریت یک تیم موفق را به دست بگیرد. اما حقیقت این است که برخی تیم‌ها چه در میادین ورزشی و چه در کسب‌وکار پیوسته رنج شکست را تحمل می‌کنند، بدون اینکه هیجان پیروزی را تجربه کنند
برای تغییر حس شکست تیم‌هایی که با موفقیت ناآشنا هستند، چه کارهایی باید انجام داد؟ جو فرانتیرا و دنیل لید، در کتاب خود با عنوان «تحول تیمی: راهنمایی برای دگرگونی تیم‌هایی با عملکرد ضعیف» راهکارهایی را برای هدایت و متحول کردن تیم‌های بی‌انگیزه ارائه داده‌اند.تعجبی ندارد که این کتاب مثال‌هایی را از ورزش‌های حرفه‌ای به عنوان مدل اصلی انگیزه و ایجاد تغییرات توسعه‌ای در رفتار ارائه می‌هد. درست همان طور که یک مربی ورزشی ورزشکاران معمولی را به تمرین اضافی تشویق می‌کند، مدیران هم باید روش‌هایی را برای کمک به کارمندان بیابند تا آنها هدف و اخلاق کاری خود را بشناسند و آن را تقویت کنند
تغییراتی در این مقیاس یک شبه اتفاق نمی‌افتند و بنابراین آن را یک جریان بلند مدت در نظر بگیرید. نکته‌های زیر از کتاب مزبور گرفته شده که به احیای تیم کاری شما کمک میکند
-
      وقتی مسیر توسعه و پیشرفت را در پیش می‌گیرید، سعی کنید روحیه شکستی را که از قبل باقی مانده، از بین ببرید. هر چقدر تیم شما بیشتر نگران شکست‌های احتمالی باشد، احتمال کشیده شدن آنها به سمت شکست بیشتر است
-
      با واقعیت روبه رو شوید و شکست‌ها را از جمله عملکرد تیمی و فردی صادقانه ارزیابی کنید. سرپوش گذاشتن روی اشتباهات یا مطرح کردن امور به شکلی کلی موثر نخواهد بود و در این‌صورت کارمندان شما پی به اشتباهات خود نخواهند برد
-
      نقش اعضای تیم را به وضوح تعریف کنید و مطمئن شوید که همه افراد می‌دانند چه وظایف و اهدافی دارند. ایجاد مسوولیت‌پذیری به شکل آشکار، اخلاق خود- مدیریتی و خود-کنترلی را در محیط کار رواج می‌دهد
-
    کارمندان را تشویق کنید که راه‌هایی را برای توسعه فرآیندها پیشنهاد دهند. اگر به کارمندان اجازه دهید در حل مشکلات سهیم باشند، برای رسیدن به موفقیت سخت‌تر تلاش می‌کنند
-
      از تیم‌تان انتظار داشته باشید که بهترین باشند. با توجه کردن به جزئیات، تعهدتان به کیفیت کار را نشان دهید؛ یعنی با مشتریان حرفه‌ای برخورد کنید، در برابر مشکلات واکنش به موقع داشته باشید و اشتباهات نوشتاری را در کلیه اسناد کسب‌وکار حذف کنید
-
     برای رشد پایدار در طول زمان، انتظارات قطعی ایجاد کنید. این اهداف باید واضح و قابل سنجش باشند تا اعضای تیم بتوانند در مورد آنها تمرکز و اقدام کنند
-
      لیستی از ارزش‌های کلیدی ایجاد کنید، مثلا اینکه هدف اصلی شرکت مشتری مداری است؛ اگرچه این کار ممکن است پیش پا افتاده به نظر برسد. این کار نه تنها رهنمودهای واضحی برای شما تعیین می‌کند، بلکه کمک می‌کند اعضای تیم نتایج ملموسی را از کار استخراج کنند

-
      در هر جایی که می‌توانید، بر ارزش‌های تیم تاکید کنید: از طریق ایمیل، سخنرانی‌ها و حتی یادداشت‌های کاری 
-
      کارمندان شما را می‌بینند و تحت‌تاثیر رفتار شما با مشتری و همکاران دیگر، واکنش شما در برابر فشارها و مواجه شدن با ضرب‌الاجل‌های کاری قرار می‌گیرند
-
      از هر موفقیتی که تیم به دست می‌آورد، تجلیل کنید. اگر از کار تیم تجلیل کنید، آنها می‌فهمند که به توانایی آنها برای غلبه بر مشکلات ایمان دارید . 


آخرین ویرایش: جمعه 18 فروردین 1396 11:17 ق.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

بازاریابی انتظار

پنجشنبه 17 فروردین 1396 02:05 ب.ظنویسنده : سامان سلیمانی

 

بازاریابی انتظار

آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده در حالی که در یک پمپ بنزین ایستاده اید مدتی را صرف تماشای یک آگهی کوچک کنید؟؟

به این نوع از بازاریابی، بازاریابی انتظار یا Wait Marketing گفته می شود و شکلی از بازاریابی است که در حالی که برای چیزی منتظر هستید، شما در معرض تبلیغ قرار می گیرید.

بازاریابی انتظار دقیقاً چیست؟

بازاریابی انتظار

درک بازاریابی انتظار دشوار نیست. در واقع، هر زمان که شما ایستاده و منتظر چیزی هستید و یک آگهی را می بینید، این یک کمپین بازاریابی انتظار است. مانند انتظار در مطب دکتر، ترافیک و بیلبوردهای خیابان، فرودگاه، ایستگاه قطار یا صف انتظار در یک فست فود و یا وقتی در حال دانلود یک ویدئو از اینترنت هستید و ….

معمولاً در هنگام انتظار، مخاطبین ۲ تا ۳ مرتبه بیشتر از تبلیغات تلویزیونی آماده پذیرش تبلیغات هستند.

انتظار بنده این است که هنگامیکه شما مفهوم بازاریابی انتظار را درک کنید، در هنگام شروع به آن توجه کرده  و هر آگهی را دوباره در ذهن خود بازسازی می کنید تا ببینید که چگونه در آن زمان خاص، بازاریابی انتظار روی شما تأثیر بیشتری می گذارد. موضوع شگفت انگیز این است که این نوع از بازاریابی را می توانید در مورد وب سایت و یا وبلاگ خود هم به صورت موثر استفاده کنید.

چرا بازاریابی انتظار قدرتمند است؟

بازاریابی انتظار

بازاریابی انتظار یک فرم بسیار قدرتمند از بازاریابی است.اما چرا؟ چرا زمانی که ایستاده ایم و هیچ کار خاصی انجام نمی دهیم به تبلیغاتی که به ما نشان داده می شود واکنش نشان می دهیم؟

دلیل آن ساده است: مغز ما نیاز به لذت فوری دارد.

مغز انسان به جستجوی لذت متصل است و در سریعترین حالت ممکن به دنبال آن می گردد. هنگامی که چیزی خوشایند روی می دهد، سلول های خاصی در مغز دوپامین آزاد می کنند که باعث می شود احساس خوبی به ما دست بدهد و به بخش های دیگر مغز می گوید که این چیز خوبی برای انجام است. و سپس مانند ساخت یک یادداشت ذهنی به دنبال تجربه های مشابه بعدی خواهد بود.

در جهان iPad ها، iPhone ها، اتومبیل های سریع و لوکس، فیلم های سینمایی، توییتر و فیسبوک، انسان ها نیاز به ارضاء و لذت سریع و سریع تر دارند. به یک کافه بروید و به مدت ۲۰ دقیقه بنشیند و به افراد خوب دقت کنید، آنها به محض نشستن سریع موبایل خود را بیرون می آورند و با آن مشغول می شوند به این دلیل که از منتظر بودن خسته می شوند و ترجیح می دهند با چیزی سرگرم باشند. و این پاسخ این سؤال است که چرا بازاریابی انتظار جواب می دهد.

خودتان را وقتی در صف طولانی یک پمپ بنزین در انتظار به سر می برید به یاد آورید . شما دوست دارید زودتر از این شرایط کسالت بار خارج شوید. مغز شما به دنبال نوعی ارضاء است و به محض دیدن یک تبلیغات مخصوصاً اگر جالب هم باشد به شما می گوید که برای اینکه احساس بهتری داشته باشید به توجه به آن نیاز دارید و شما با آن سرگرم می شوید و کمی این اتلاف وقت برای شما جبران می شود.

استراتژی بازاریابی انتظار شما باید اثرگذار باشد

بازاریابی انتظار همیشه هم مؤثر نیست. صرفاً اینکه کسی در حال انتظار ایستاده است به این معنی نیست که با هر تبلیغی که شما در مقابلش قرار می دهید ارتباط برقرار می کند. این را هم در نظر بگیرید که مثلاً وقتی مردم در پمپ بنزین هستند در حالت صرفه جویی می باشند و یک تبلیغ تجملاتی مناسب نمی باشد.

به منظور اثرگذارتر بودن هر چه بیشتر استراتژی بازاریابی، شما باید مواردی مانند آنچه در ادامه مقاله می آید را در نظر بگیرید:

مخاطبان تبلیغات شما چه کسی هستند؟

ابتدا باید از خود سئوال بکنبد که آگهی تبلیغاتی شما چه کسانی را هدف قرار می دهد؟ مادران، پدران و یا بچه ها در خانواده؟ نوجوانان و یا بازنشستگان؟

بسیار دقیق در مورد کسلنی که می خواهید با آن ها ارتباط برقرار کنید، فکر کنید.

مخاطبان شما در نقطه ی مشخصی از زمان و مکان چه می خواهند؟

همه محصولات در تمام اوقات به کار نمی آیند. برخی از مردم چیزهای مختلف را در زمان های مختلف روز و در مکان های خاص می خرند. به عنوان مثال، احتمال فروش چیزی مانند سیگار در بازار میوه و تره بار خیلی کم است. پس برقراری ارتباط تبلیغاتی در مکان و زمان صحیح را به یاد داشته باشید.

چقدر خرج خواهند کرد؟

همانطور که مردم محصولات مشابه در هر مکان خریداری نمی کنند، مقادیری که خرج می کنند هم به جایی که هستند بستگی دارد. این موضوع بسیار مهم است.

دیدن آن چند بار نیاز است؟

گاهی اوقات شما نیاز دارید یک شخص را با تبلیغ یک محصول اشباع کنید تا در بازاریابی آن غرق شود. یک خانم ممکن است برای تغییر برند مورد علاقه خود در لباس و یا لوازم آرایشی ۱۰ یا ۲۰ بار به دیدن آگهی شما نیاز داشته باشد. در نظر بگیرید که چقدر باید آگهی خود را نشان دهید تا بالاخره اثر کند.


برچسب ها: #بازاریابی انتظار ،
آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 فروردین 1396 02:08 ب.ظ

همه چیز در مورد مشهد , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهدتخفیف , مشهد , تخفیف , mashhad , takhfif , mashhad tourism , takhfifمشهد تخفیف , mashhad takhfif , mashhad tourism , takhfif
 

تعداد کل صفحات ( 5 )
1 2 3 4 5
 

اسلاید شو

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | Buy Mobile Traffic | سایت سوالات