تبلیغات
سامان سلیمانی - گروه مشاوره کسب و کار - مطالب سامان سلیمانی

پرزنتیشن :

 پرزنتیشن (Presentation) عموما از طرف دانشجویان، مهندسان فروش و یا افرادی که قصد ارائه مطلبی را دارند تهیه می شود و معمولا به این معنی است که از طرف استاد، موقعیت شغلی یا معلم از ما خواسته می شد تا چیزی را پرزنت یا ارائه کنیم.

پرزنتیشن چیست؟

پرزنتیشن یا به عبارتی ارائه مطلب چیزی است که از جانب فردی (Presenter) برای عده ای (که مخاطبان  هستند) ارائه و به توضیح چیزی پرداخته می شود.

پرزنتیشن ها معمولا به صورت، پرزنتیشن رسمی و پرزنتیشن غیررسمی دسته بندی می شوند.

پرزنتیشن رسمی:

در پرزنتیشن رسمی به این صورت عمل می شود که شخصی به روی سِن می رود و  به توضیح ایده ها، محصولات و یا خدماتی که دارد می پردازد.

پرزنتیشن غیررسمی:

پرزنتیشن غیررسمی همونطور که از نامش پیداست، پرزنتیشن ها و ارائه هایی هستند که بصورت غیررسمی و در امور روزمره ما انجام می شوند

نکات مهم در پرزنتیشن :

  • فقط در زمانی که مخاطب ما متخصص همان موضوع پرزنتیشن ما است، از کلمات و جملات تخصصی استفاده کنیم، وگرنه بهتر است که از کلمات و جملات عامیه برای ارائه خودمون استفاده کنیم تا درک و فهم راحت تری داشته باشد
  • کلمات و جملات قلمبه سُلمبه استفاده نکینم، شاید برای یکی دو مرتبه این کار خیلی ما رو باکلاس و بزرگ نشون بده، اما اگر این کلمات و جملات زیاد تکرار بشه باعث می شه که مخاطب از ما فاصله بگیره و صحبت های ما رو هم متوجه نشه 
  • باید از این موضوع اطمینان حاصل کنیم که مخاطب هایی که در انتهای سالن نشسته اند صدای ما رو به وضوح می شنوند
  • در درست کردن اسلاید به مواردی که یک  اسلاید حرفه ای دارد توجه کنیم
  • خیلی خوبه که در پرزنتیشن از داستان استفاده کنیم تا پرزنت ما جذاب تر بشه

 مشخص کردن هدف از پرزنتیشن : 

من پرزنتشن های خیلی خوبی دیدم که ارائه شده، اما متأسفانه افرادی که پرزنت می کردند هدف درستی از پرزنتیشن خود نداشتند. همین موضوع باعث می شد که پرزنتی که ارائه می کنند بی نتیجه باشه.

خیلی خوبه که ما در هر کار که میخواهیم انجام بدیم و یا هر تصمیمی که می خواهیم بگیریم هدفی مشخص و واضح داشته باشیم.

بهتره که قبل از پرزنتیشن هایی که داریم از خودمون بپرسیم:

  • هدف من از این پرزنتیشن چیه؟
  • در آخر پرزنتیشن قراره که چه اتفاقی بیوفته؟
  • مخاطبِ من در آخر پرزنتیشن چه حسی و یا چه کاری انجام بده؟

وقتی ما هدف مون رو از اجرای یک پرزنتیشن مشخص کنیم راحت تر می تونیم مسیر رو طراحی و پیاده سازی کنیم

 شناخت مخاطبان پرزنتیشن : 

شناخت مخاطب در پرزنتیشن یکی از اصلی ترین رکن ها برای یک پرزنت است.

ما در اصل پرزنتیشن را برای مخاطبان آماده می کنیم نه برای خودمون.

اگر به مثال های یک پرزنتیشن رسمی برگردیم، مثلا یک کارشناس فروش وقتی محصول یا خدمات خودش را پرزنت می کنه قصد داره که مخاطب خودش که می تونه مشتری احتمالی اش باشه تحت تأثیر قرار بده و قانعش کنه.

بنابراین مخاطب در پرزنتیشن یکی از رکن های اصلی است که باید بهش توجه کنیم و مطالبی که قرار است پرزنت کنیم بر اساس خصوصیات مخاطب انجام بدیم.

مواردی که می تونیم برای شناخت مخاطب قبل از طراحی پرزنتیشن مد نظر قرار بدیم این ها هستند:

  • سطح تحصیلات
  • علاقه مندی ها
  • وضعیت مالی
  • سن مخاطبان
  • جنسیت مخاطبان
  • جایگاه و سِمَت شغلی
  • وضعیت شغلی
  • نیازهای مخاطبان
  • و

در حقیقت با دانستن این موارد می تونیم از قبل پیش بینی کنیم که:

  • چه مطالبی ارائه بدیم
  • چه نوع شوخی هایی انجام بدیم
  • چه داستان هایی را بیان کنیم
  • و سطح مطالبی که ارائه میدیم چگونه باشد.

·         در پرزنتیشن از چه نرم افزاری استفاده کنیم؟

·         نرم افزار های زیادی وجود دارند که می تونیم برای پرزنتیشن هایی که داریم ازشون استفاده کنیم.

·         اما پر کاربرد ترین نرم افزارهایی که وجود دارند این ها هستند:

·         ۱- نرم افزار پاورپوینت مایکروسافت آفیس

·         پیشنهاد می کنم نگاهی به این مقاله بیاندازیدپاورپوینت چیست و اشتباهات رایج در طراحی اسلاید پاورپوینت

·         ۲- نرم افزار آنلاین پرزی

·         ۳- نرم افزار کی نوت (مشابه نرم افزار پاورپوینت در سیستم عامل مک)




طبقه بندی: فروش، 
برچسب ها: نکات مهم در پرزنت مشتری ؟؟،  

تاریخ : شنبه 17 تیر 1396 | 09:32 ق.ظ | نویسنده : سامان سلیمانی | نظرات

چگونه مشتریان را وادار به خرید کنیم؟

محققان بازار، مشاوران و فروشندگان مدت ها است که تلاش می کنند علم را وارد هنر بازاریابی کنند و هدف نهایی تمام آنها جدا کردن مشتریان از پول هایشان است ! جدایی که منجر به رسیدن آنها به محصولات و خدمات ما می شود. مارک بابچ پس از مشاهده بازارها و فروشگاه های مختلف در بسیاری از کشورهای دنیا، یادداشتهایی نوشته است که می گوید، کدام فروشندگان در فروش خود موفق تر بوده اند. او در سفرهایش و مشاهده فروشندگان مختلف یک نکته را به روشنی دریافته است: در حالی که کالاها، مخاطبان، قیمت ها متفاوت بوده است، اما اصول بازاریابی در آنها تفاوتی نمی کرده است.

محصول خود را بفروشیم !از محصول خود یک قهرمان بسازید
مشتریان برندها را خرید نمی کنند بلکه انها محصولات را می خرند؛ بسیاری از محصولات شما در فروشگاهی چند قدم آن طرف تر هم وجود دارد؛ بنابراین قانون اول هر بازاری آن است که نشان دهید شما چه چیزی دارید و چرا از محصولات سایرین بهتر است. شما باید نشان دهید که محصولات شما از نظر تنوع، کیفیت و قیمت با فروشگاههای دیگر متفاوت است.
محصول خود را بفروشیم !به مشتریان اجازه تعامل با محصول را بدهید
خریداران دوست دارند، محصول را لمس کنند، آن را از نزدیک ببینند، بو کنند و بعد بخرند. اجازه دهید تا آنجا که ممکن است به محصول نزدیک شوند و آن را تست کنند، تا تصوری از محصولی که می خواهند بخرند داشته باشند و با اطمینان بیشتری خرید کنند.
محصول خود را بفروشیم !با مشتری صمیمی شوید
مارک می گوید؛ در استانبول فرش فروشی را دیدم، که یک فنجان چای با مشتری می نوشید و مذاکرات پیرامون خرید و مشخصات فرش در حین نوشیدن صورت می گرفت و به این ترتیب فروشنده ضمن ایجاد فضای دوستانه، شانس بیشتری برای فروش محصول دارد.
محصول خود را بفروشیم !آنها را کارخانه و فرآیند تولید محصول بیشتر آشنا کنید.
یک قدم به عقب تر بروید و مشتری را از فرآیند تولید محصول مطلع سازید، در بسیاری از کشورهای دنیا دیده ام که شرکتها مشتریان را از داخل کارخانه و خط تولید عبور می دهند تا به فروشگاه برسند. البته این روش برای تمام محصولات توصیه نمی شود اما اگر محصول شما پوشاک، صنایع دستی و یا صنایع غذایی باشد، احتمالاً آشنا کردن مشتریان با مراحل تولید، موثر خواهد بود.
محصول خود را بفروشیم !خوب بودن محصول را اثبات کنید
به گفتن جمله ی این محصول فوق العاده است اکتفا نکنید ! سعی کنید به روش و شیوه ای کیفیت آن را برای مشتری اثبات کنید.
محصول خود را بفروشیم !یک نمایش درست کنید
حتماً شما هم نحوه ی سرو غذا را در رستوران دیده اید ! جایی که آشپز با میز مخصوص در کنار شما همراه با نمایشی زیبا از طرز تهیه ی غذا، آن را به شما تحویل می دهد ! این کار اشتهای شما را تحریک می کند و از غذا خوردن بیشتر لذت می برید. این کار می تواند در فروش محصولات دیگر هم به گونه ای موثر باشد. مثلاً در فروش پوشاک، محصولات صنایع غذایی و ... هر کدام می توانند نمایش خاص خود را داشته باشند !
محصول خود را بفروشیم !با شرایط بازار منطبق شوید
مارک بابچ می گوید؛ در میانمار که واردات محدود است و محصولات وارداتی بسیار گران هستند مشاهده کردم که کالاهای دست دوم، وارد ابعاد جدیدی شده است ! بنابراین فروشندگان باید خود را با شرایط حاکم بر محیطشان هماهنگ کنند !
محصول خود را بفروشیم !تا آنجا که ممکن است محصولات را سفارشی کنید
تا جایی که می توانید دقیقاً همان چیزی را به مشتری بدهید که او می خواهد؛ هر چند انجام این کار به صورت سودآور کار مشکلی است، اما هر چه بیشتر در این جهت حرکت کنید، فروش شما بیشتر خواهد شد.
محصول خود را بفروشیم !به مشتریان وفادار خود خدمات بیشتری بدهید
ارتباط با مشتری ! هیچ گاه آن را فراموش نکنید. ارتباط با مشتری رمز موفقیت بسیاری از فروشندگان بوده است، و برای شما هم می تواند باشد ! بابچ دو رستوران کباب ترکی (دونر) در ترکیه را دیده است که هر دو غذای یکسان داشتند، چیدمان یکسان، اندازه ی یکسان و قیمت برابر اما یکی پر از مشتری و دیگری خالی ! و با کمی دقت علت آن را ارتباط خوب با مشتری یافته است !




طبقه بندی: فروش، 
برچسب ها: چگونه مشتریان را به خرید تشویق کنیم،  

تاریخ : جمعه 2 تیر 1396 | 06:42 ب.ظ | نویسنده : سامان سلیمانی | نظرات

پانزده عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری

 خیلی ها بدنبال راهکارهای افزایش فروش هستند و انتظار پیشنهاداتی را از مشاور فروش دارند تا معجزه کند. اما راهکارهای ساده و دم دستی را به هیچ وجه جدی نمیگیرند. همگی ما می دانیم که وقتی صحبت از مدیریت ارتباط با مشتری در میان باشد، گفتار نیکو و لحن مثبت از اهمیت خاصی برخوردار است که در نهایت منجر به تحقق رضایت مشتری خواهد شد. اما بسیاری از فروشندگان هنوز  از واژه ها و عباراتی استفاده می کنند که به مشتری تصویری نادرست القا می کند و در ذهن او از تجربه خرید تاثیر منفی باقی می گذارد.

 بکارگیری برخی ازعبارات باعث خدشه وارد کردن به فروش و احتمالا  از دست دادن مشتری می شود. در اینجا به تعدادی از آنها اشاره می کنیم.

 نمی دانم

مشتری از فروشنده انتظار ندارد که همه چیز را بداند ولی وقتی صحبت از پاسخگویی به یک سئوال یا درخواست در مورد کالا در میان است، از فروشنده این توقع را دارد که به حرفه خود تا حدی اشراف داشته باشد که بتواند به سئوالات وی پاسخ دهد.
بهتر است بگویید: “این سئوال خوبی است اجازه بدهید جواب آنرا برای شما پیدا کنم.”

 جنس فروخته شده پس گرفته نمی شود

ممکن است سیاست فروشگاه شما به گونه ای باشد که استرداد کالا را مجاز نداند. خوب است که این امر را به اطلاع مشتری برسانید اما فروشنده لازم است انعطاف پذیر باشد و برای حفظ یک مشتری اجازه استرداد یا تعویض کالا را بدهد.
بهتر است بگویید: ” اجازه بدهید ببینیم اگر مطابق میل شما نیست چطور می توانیم رضایت شما را جلب نماییم.”

خونسرد باشید

شاید در خدمت رسانی و پاسخگویی به مشتری جمله ای بدتر از این نباشد. اگر مشتری از عصبانیت در حال انفجار است بهترین برخورد سکوت است. اجازه بدهید مشتری صحبتش را به اتمام برساند و وقتی کاملا خود را تخلیه کرد، احساس بهتری خواهد داشت و برای پذیرش راه حل آمادگی پیدا می کند.
بهتر است بگویید: ” من از شما
  عذرخواهی می کنم.”

 این کالا را ندیدید؟

اگر مشتری به دنبال کالای خاصی می گردد احتمال دارد که قبلا آنرا جستجو کرده، اما نیافته است.  معنی آن این است که یا کالا به اتمام رسیده است و یا جایی در فروشگاه وجود دارد. حتی اگر مشتری قبلا به دنبال آن نگشته باشد، بهترین نوع خدمت به مشتری این است که وی را برای یافتن جنس مودرد نظر همراهی کنید و یا اینکه در انبار به جستجوی آن بروید.
بهتر است بگویید: ” بله، از این جنس داریم، اجازه بدهید ببینم آیا در انبار هست.”

ساعت کار ما تمام شده است

در پایان روز، کاری که کارکنانی که شیفت کاری آنها به پایان رسیده است تمایلی به انجام آن ندارند این است که پس از اتمام ساعت یک مشتری را در فروشگاه بپذیرند.  پیش از اینکه یک فروش بالقوه را از دست بدهید به این نکته توجه کنید که شاید مشتری ساعت کار مغازه را نداند و یا حتی نداند که ساعت چند است.
بهتر است بگویید: ” ساعت تعطیلی فروشگاه ساعت
و ساعت شروع به کار آن ساعت . است. آیا کاری هست که بتوانم خیلی سریع برای شما انجام بدهم؟”

 خرید شما همین است؟

شاید مشتری از این عبارت برداشت منفی نداشته باشد اما واقعیت این است که این عبارت را فروشندگان بیش از حد استفاده می کنند که استفاده از آن یک فرصت فروش را از بین می برد.
بهتر است بگویید: ” آیا کالای
ما را دیده اید که همراه با آنچه شما خریده اید استفاده می شود؟”  یا ” آیا تا بحال از فلان کالای ما استفاده کرده اید؟”

 چیزی که می خواهید آنطرف است

پیش آمده است که از زبان یک فروشنده گرفتار یا بی تفاوت این نوع سرویس دهی نا مناسب را شنیده ایم. گاهی به یک جهت نا معلوم اشاره می کند و زمانی حتی سر خود را بلند نمی کند که به مشتری اطلاعات دهد.  به همه فروشنده های خود تفهیم کنید که این نوع پاسخگویی به زبان آوردن یک “نه ” بزرگ است.
بهتر است بگویید: ” با من بیایید من به شما نشان می دهم که کجاست.”

 من نمی توانم این کار را انجام دهم

یکی دیگر از عباراتی که بار معنی منفی دارد و نمی بایستی توسط هیچ فروشنده ای بکار رود، همین جمله است.  یا اختیارات فروشنده باید افزایش یابد ویا اینکه به وی آموزش داده شود که برای حل مسائل دشوار به سرپرست یا مدیر فروشگاه مراجعه نماید
بهتر است بگویید: ” کاری که می توانم انجام دهم این است که

 این بخش به من مربوط نمی شود

ممکن است که همین طور باشد، اما این چیزی است که قطعا مشتری تمایلی به شنیدنش ندارد. به فروشنده می بایست آموزش داد که با تمام فعالیتهای موجود در فروشگاه آشنایی یابد. یا دست کم بداند که در مورد بخشهای مختلف با چه کسی تماس بگیرد.
بهتر است بگویید: ” من با کمال میل شما را پیش کسی می برم که بیشتر از من در مورد این بخش اطلاعات دارد.”

 ما الان این کالا را تمام کرده ایم

در یک فروشگاه پیش می آید که یک نوع جنس تمام شود و مشتریان نیز این را می دانند. اگر به مشتری بگوییم که چه زمانی این کالا در فروشگاه موجود خواهد بود احتمالا آنرا از جای دیگری تهیه خواهد کرد. اما بهتر است فعال تر عمل کنیم و پیشنهاد کنیم که با او تماس خواهیم گرفت اما از او نخواهید که بابت این مسئله با شما تماس بگیرد.
بهتر است بگویید: ” الان از این کالا در مغازه نداریم اما
روز دیگر خواهیم داشت. ممکن است لطفا نام و شماره تلفن خود را به من بدهید  تا با شما تماس بگیریم و اطلاع دهیم؟”

این بر خلاف سیاست فروشگاه ماست

در بازار رقابتی امروز، فروشنده نمی تواند قابل انعطاف نباشد. داشتن خط مشی و سیاستهای خاص در هر فروشگاهی از اهمیت خاصی برخوردار است. اما مهم تر آن است که مشتری را راضی نگهداریم  از این عبارت فقط وقتی استفاده کنید که از یک سیاست به غلط استفاده می شود.
بهتر است بگویید:
  ” سیاست مغازه ما این است اما قصد داریم آن را تصحیح کنیم. من می توانم در حال حاضر این کار را برای شما انجام دهم که.”

 من اینجا تازه کار هستم

بدلایلی بعضی از فروشندگان فکر می کنند با بیان این عبارت خود را خلاص می کنند. اما در حقیقت به مشتری ربطی ندارد که شما تازه آمده اید. او فقط می خواهد با کسی سروکار داشته باشد که به وی اطلاعاتی را که لازم دارد بدهد و اورا به نتیجه ای که می خواهد برساند.
بهتر است بگویید: ” لطفا مرا تحمل کنید، برای کمکی که نیاز دارید در خدمت شما هستم.”

 گوشی

این عبارت یا نظایر آن باید بکلی فراموش شوند راه های مودبانه تری برای بیان این مفهوم بدون اینکه مشتری را آزرده کند وجود دارد.
بهتر است بگویید: ” ممکنه خواهش کنم چند لحظه پشت خط منتظر باشید؟”

الان سر من شلوغ است

آیا تابحال این جمله را از زبان یک فروشنده شنیده اید یا خودتان گفته اید که :” بخاطر مشتری است که کاری برای انجام دادن دارم.” اگر در کار خرده فروشی هستید حتما به این مسئله اندیشیده اید. حقیقت این است که بدون وجود مشتری، در یک فروشگاه کاری برای انجام دادن وجود ندارد.
بهتر است بگویید: “خوشحال می شوم که به شما کمکی بکنم.”

 شما اشتباه می کنید

البته همیشه این  مشتری نیست که درست می گوید اما فروشنده هم هرگز نباید بگوید شما اشتباه می کنید. بهترین برداشت از آن این است که دارید او را سرزنش می کنید.
بهتر است بگویید: ” فکر می کنم سوء تفاهمی پیش آمده است

 




طبقه بندی: فروش، 
برچسب ها: عبارات منفی در خدمت رسانی به مشتری،  

تاریخ : پنجشنبه 18 خرداد 1396 | 09:21 ق.ظ | نویسنده : سامان سلیمانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 26 ::      1   2   3   4   5   6   7   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
****
*******
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/639/1916974/ph33.jpg