تبلیغات
سامان سلیمانی - گروه مشاوره کسب و کار - مطالب سامان سلیمانی

چگونه به کسب و کار خود رونق دهیم؟

ارزش کار خود را بالا ببرید و به همان اندازه شاهد رونق حرفه خود باشید. آدم‌های موفق در یک محیط کاری جدید به شغل خود همانند یک محصول مهم تجاری می‌نگرند، هرگز ارزش‌های آن را دست کم نمی‌گیرند و بخوبی آگاهند تا زمانی در محیط کارشان ارزشمندند که بتوانند سودآوری داشته باشند، چه برای خود و چه برای شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند.
یک محصول، زمانی در بازار پرفروش می‌شود که از کیفیت خوب، تبلیغات، بازاریابی قوی و چندین فاکتور موثر دیگر در جلب توجه مشتری برخوردار باشد و افراد نیز زمانی می‌توانند شاهد رونق حرفه خود باشند که ارزش کار خود را بالا ببرند، برای بالا بردن توانایی‌های خود بکوشند، درباره توانایی‌های خود تبلیغ کنند و در محیط کار انعطاف‌پذیر باشند. برای نیل به همه این اهداف، آدم‌های موفق همچنین می‌دانند که تابع بازار خود هستند و این بازار جایی نیست جز سازمان، شرکت یا کارفرمایی که برای آن کار می‌کنند
آنها باید از تمام جوانب کاری شرکتی که برای آن کار می‌کنند؛ آگاه باشند و به نوع مهارت‌های خود، تقاضا برای آن مهارت‌ها و توانایی‌های تغییر و تحولات مختلف در محیط کارشان و پروژه‌هایی که در ارتباط با شغلشان است، آشنا باشند. با آگاهی از همه این عوامل، آنها باید درصدد بالا بردن ارزش کار خود باشند
برای این کار باید از همه مهارت‌های خود به‌نحو‌ عالی استفاده کنند، درصدد یادگیری مهارت‌ها و تجربه‌های جدید باشند و بتوانند خود را با شرایط جدید کاری و تغییر و تحولات سازمانی منطبق کنند.
به ابزارهای خود اعتماد دارید؟ 
وقتی کسی را برای انجام کاری (همچون کارهای مختلف تعمیراتی و غیره) استخدام می‌کنید؛ دوست دارید که او از بهترین و روزآمدترین ابزارهای لازم در کارش استفاده کند تا پولی که به او می‌پردازید هدر نرود و حتی در آینده مشتری دایمی او شوید، چنین مثالی درباره شما نیز صدق می‌کند.
ابزار کار شما آن چیزی است که می‌دانید و چگونگی انجام کاری که به شما محول شده. دستمزد شما بر مبنای ارزش‌های فعلی دانش و مهارتتان است.
امروزه مهارت‌ها و فناوری‌های جدید، با سرعتی بیش از گذشته، در حال ورود به بازار و معرفی به مشاغل مختلف هستند
بنابراین مطمئن باشید که کس دیگری در جایی دیگر، مشغول یافتن راهی بهتر، موثرتر، سریع‌تر و حتی کم‌هزینه‌تر برای انجام کاری است که شما در حال حاضر آن را انجام می‌دهید.
به خاطر داشته باشید، اگر نتوانید از مهارت‌ها و تکنولوژی‌های جدید در کار خود استفاده کنید یا دانش خود را روزآمد کنید؛ همکاران و رقبای شما این کار را خواهند کرد و شما از قافله عقب خواهید ماند.
در این زمینه به مثالی خوب اشاره می‌کنیم. زمانی انجام کارهای مختلف گرافیکی به صورت دستی و با داشتن ذوق و سلیقه لازم از سوی گرافیست امکان‌پذیر بود، اما امروزه با ورود کامپیوتر در همه عرصه‌ها، کارهای گرافیکی راحت‌تر انجام می‌گیرد. در این میان، با توجه به برنامه‌های مختلفی که برای انجام کارهای گرافیکی با کامپیوتر به بازار عرضه شده، برگ برنده با کسی است که بیشترین احاطه را بر برنامه‌ها داشته باشد و بتواند از هر یک از آنها در جای لازم استفاده کند. به خاطر داشته باشید که مهارت‌ها، قابلیت‌ها و توانایی‌های ما تا زمانی با ارزش هستند که کسی حاضر باشد برای استفاده از آنها پول پرداخت کند. شرکت‌ها و کارفرمایان امروز در بازارهای جهانی برای روزآمدترین مهارت‌ها و دانش کار، پول پرداخت می‌کنند؛ بنابراین برای رقابت در عرصه بین‌المللی، باید بتوانید خود را «مجهزتر> کنید و نه فقط «مجهز.> 
چرا که در غیر این صورت، فرد دیگری با شرایط بهتری نسبت به شما از راه خواهد رسید و جایگزین شما خواهد شد
چه ابزارهایی در دست دارید؟
در عصری که هر روز آن دستخوش تحولات مختلف است، باید خود را با تغییرات و تحولات جدید در محیط کار آماده کرد
همه ما در محیط کار خود با چالش‌های مختلفی از جمله با تغییرات و تحولات جدید از جمله یافتن جایگزینی برای شغل فعلی خود مواجهیم و این چالش، زمانی جدی‌تر می‌شود که حس کنیم فقط در یک حوزه قادر به فعالیت هستیم و کار دیگری از دستمان بر نمی‌آید
برخی‌ با چند مشاوره و تست روان‌شناسی و... براحتی به قابلیت‌های دیگر خود که البته بالقوه هستند پی می‌برند؛ در‌حالی‌که برخی دیگر به طور اتفاقی و حتی ناآگاهانه متوجه آنها می‌شوند. در هر دو حالت، افراد به این نتیجه می‌رسند که مهارت‌ها و علایق و قابلیت‌های بیشتری نسبت به آنچه فکر می‌کنند دارند و برای یافتن مهارت‌ها و علایق جانبی، چه برای آنهایی که حرفه‌ای هستند و چه برای آنهایی که به صورت تفننی کار می‌کنند؛ روش‌های مختلفی وجود دارد
در مدرسه یا دانشگاه در چه درس‌هایی نمرات خوب می‌گرفتید؟ به چه کارهایی علاقه داشتید؟ در حال حاضر در چه کارهایی مهارت دارید، آیا کسی از شما در کار دیگری تعریف کرده است؟ فکر می‌کنید چه استعدادهای ذاتی‌ دیگری دارید؟ دست و دلتان به چه کار دیگری می‌رود؟ در پاسخ به سوال‌های فوق و سوال‌های مشابه، به فهرستی از فعالیت‌ها و کارهایی می‌رسید که از انجام آنها لذت می‌برید یا در گذشته لذت می‌بردید. مطمئنا این‌گونه فعالیت‌ها، نیازمند مهارت‌ها و توانایی‌هایی هستند که شما در خود دارید و از وجود آنها بی‌خبرید. پس معطل چه هستید؟ آنها را کشف کرده و به نحو بهینه از آن استفاده کنید
مهارت‌ها چقدر با ارزش هستند؟ 
برخی مواقع انسان‌ها بعضی کارها را بی‌دردسر انجام می‌دهند و به این‌که آن را چگونه انجام می‌دهند فکر نمی‌‌کنند. با این حال، در انجام همین کارهای ساده هم، فرآیندهای مختلفی دخیلند و برای انجام این فرآیندها، مهارت‌های مختلفی مورد نیاز است؛ مهارت‌هایی که با ارزش‌تر از آن چیزی است که شما فکر می‌کنید
برای تعیین ارزش مهارت‌هایتان می‌توانید تمرین زیر را انجام دهید
یک صفحه از آگهی روزنامه را جدا کنید (به صفحه خاصی توجه نکنید چون در هر حال دنبال یافتن یک شغل نیستید و این کار فقط یک نوع تمرین است.)
عنوان آگهی، یعنی شغل و پستی را که برای استخدام افراد آگهی می‌شود با یک تکه نوار نامرئی بپوشانید (طوری که بعدا بتوانید آن را جدا کنید و عنوان را بخوانید..)
حال به فهرست شرایط مورد نیاز داوطلبان مراجعه کنید. از یک ماژیک فسفری یا روشن، برای جدا کردن مهارت‌هایی که به آنها در مشاغل مختلف نیاز هست و شما آن را در خود می‌یابید، استفاده کنید. حال نوارهای چسبیده را بردارید و به عنوان آگهی‌ها توجه کنید. حتما غافلگیر خواهید شد؛ چون خواهید دید واجد مهارت در حوزه‌ها و مشاغلی هستید که هرگز به ذهنتان خطور نمی‌کرد. بنابراین به خاطر داشته باشید که مهارت‌های یک فرد کارآمد در زمینه‌های کاری مشابه، قابل استفاده‌ است (هر غذا ادویه خاص خود را می‌طلبد، اما برخی غذاها با ادویه مشابه تهیه می‌شوند.)
حال که متوجه مجموعه‌ای از حوزه‌های مختلف کاری شده‌اید که به چه مهارت‌هایی نیاز دارد؛ زودتر می‌توانید فهرستی از مشاغل مورد علاقه خود را به ترتیب اولویت فهرست کنید البته ممکن است نام برخی شغل‌ها را نشنیده باشید؛ این‌ها همان مشاغل جدید هستند که با پیشرفت و تکنولوژی تولید می‌شوند

 




طبقه بندی: کسب و کار ، 
برچسب ها: رونق کسب و کار،  

تاریخ : شنبه 13 خرداد 1396 | 08:52 ق.ظ | نویسنده : سامان سلیمانی | نظرات

بهبود فروش و رونق کسب و کار با یک کلمه مهم

مشکل اصلی این است که مردم اغلب تمایلی به صحبت کردن ندارند، یا خیلی به موضوعی مشغول هستند یا هزاران هزار دلیل دیگر که منجر به از بین رفتن یک رابطه مبتنی بر فروش قبل از حتی شکل گرفتن آن می‌شود. البته غیر از عواملی که علیه یک فروشنده هستند، یک فروشنده باید خریدار بالقوه‌ای را پیدا کند که در درجه اول با وی صحبت کند، سپس از برخورد آن‌ها خوشش بیاید یا حداقل ناراحت نشود و سپس اقدام به خرید یک محصول یا خدمت از آن فروشنده بکند.

چگونه یک فروشنده حرفه ای شویم ؟ آیا این کار سختی است؟

نه!! با قدری فکر و بررسی می‌توانیم ببینیم که یک فروشنده خیلی هم از ایجاد یک رابطه اولیه با مشتری بالقوه دور نیست. چرا که به‌راحتی می‌تواند با استفاده از یک کلمه مناسب و ضروری (که مهمترین کلمه یک فروشنده است) نخستین جرقه برقراری ارتباط را در مسیری جدید قرار دهد:

متشکرم.”

اغلب چند بار در روز در روابط خود با مشتریان بالقوه قبل از خرید آنها از این ” مهمترین کلمه یک فروشنده ” استفاده می‌کنید؟ اغلب اصلاً استفاده نمی‌کنید، درست است؟ همین می‌تواند یکی از دلایل عدم موفقیت شما باشد، امتحان کنید!!!

اگر می خواهید پاسخ این پرسش را بدانید که چگونه یک فروشنده حرفه ای شویم پاسخ تشکر کردن است. تشکر کردن ساده‌ترین راه برای نشان دادن احترام است. این کلمه یکی از نخستین کلماتی است که ما در کودکی یاد می‌گیریم که اتفاقا در فرآیند فروش و روابط ما هم تأثیر بسیار زیادی دارد، و اما دلیل آن:

 تشکر کردن شما را مقبول‌تر و دوست‌داشتنی‌تر می‌کند.

در دوره کنونی، فرآیند فروش بیش‌تر فرآیندی رابطه محور شده است. همان‌قدر که خریدار باید محصول یا خدمت موردنظر را دوست داشته باشد، باید فرد فروشنده را هم دوست داشته باشد و به عبارتی در نظرش فردی قابل‌قبول به نظر برسد.

امروزه تأثیر ارتباط بسیار فراتر از خودفروش است و در واقع تا زمانی که این فرد همچنان مشتری شما باقی مانده است، این ارتباط باقی بوده و تأثیرگذار است. این بدان معناست که فروشنده و خریدار باید برای مدتی با یکدیگر همکاری داشته باشند پس بهتر است برای هم قابل ‌قبول و پذیرش باشند.

نکته کلیدی؟ اینکه تشکر کردن از مشتری به معنای قدردان بود شما نسبت به زمانی است که وی در اختیار شما قرار می‌دهد و در واقع حمایتی که با این کار از برند شما به‌عمل می‌آورد.

 تشکر کردن موجب بالا رفتن عزت‌نفس شما می‌شود.

بطور خاص می‌توان گفت که این فقط شما نیستید که از این تشکر کردن سود می‌برید. بلکه مشتری هم به همین نسبت سود می‌برد.

در فرآیند فروش قدردان بودن و تشکر کردن، به مشتری بالقوه کمک می‌کند تا مراحل سخت فرآیند فروش را بهتر و راحتر طی کند. چرا که به هر حال این خریدار در این بین در حال هزینه کردن و عبور از نقطه دردی است که مشترک بین تمامی خریداران می‌باشد.

از مشتریان بالقوه خود به دلیل صرف وقت جهت صحبت کردن با شما، پرسیدن سؤال از شما یا حتی برای پاسخگویی سریع به یک ایمیل تشکر کنید. همه این راهها، روش‌های ساده‌ای برای نشان دادن میزان قدردانی شمانسبت به آنها و بالا بردن عزت‌نفس آنها می‌باشد.

تشکر کردن موجب تغییر ذهنیت افراد می‌شود.

 بر اساس تحقیقی که در این رابطه انجام‌شده است، عموماً کودکانی که نسبت به خدمات دریافت شده قدردان هستند، نمرات بهتری دریافت می‌کنند، اهداف بالاتری انتخاب می‌کنند و از خانواده، دوستان و مدرسه خود احساس رضایت بالاتری نسبت به آنها که قدردان نیستند دارند. به عبارت دیگر قدردانی به شما کمک می‌کند تا نقاط بالاتر و بهتری را ببینید و برای به‌دست آوردن آنها تلاش کنید.

خوب حالا اگر در فرآیند فروش قرار گرفته باشید، این موضوع چه معنایی برای شما دارد؟ تشکر کردن در واقع کلید اصلی کسب نتایج بهتر و بیشتر در هر روز است. قدردان بودن و دریافت حس قدردانی از طرف مشتریان و دوستان در مقابل موجب انگیزش بیشتر و تلاش بیشتر از سوی شما می‌شود. تحقیقات بسیار زیادی موفق به نشان دادن ارتباط مستقیم بین مثبت اندیشی و در نتیجه کارایی بالاتر شده‌اند.

تشکر کردن موجب رشد شما می‌شود.

مطالعات همچنین نشان داده است که تشکر کردن موجب احساس همدلی در دو طرف می‌شود، باور و رویکرد شما را ارتقاء می‌دهد و همچنین شادی و خرسندی کلی شما را افزایش می‌دهد که همه و همه برای رشد شخصی شما بسیار حساس است.

رشد شخصی هم برای نمایندگان فروش در طی دوره فعالیت حرفه‌ای آنها از اهمیت حیاتی برخوردار است. در حوزه فروش هرگونه فعالیتی که داشته و در پی ارتقاءدادن آن باشید، ایجاد یک زنجیره از “تشکر” برای نشان دادن قدردانی خودتان از مشتری بالقوه موجب تغییر شخصیت و برخورد شما با مشتری بالقوه در بلندمدت شده که می‌تواند موجب ارتقاء و بهبود موقعیت شما هم بشود.

فروش در واقع آغاز کردن و توسعه روابط دوسویه است و در حالیکه ایجاد ارتباط و حفظ آن ممکن است برای برخی از نمایندگان فروش کار سخت و دشواری باشد، استفاده از یک کلمه ساده “تشکر می‌کنم” می‌تواند شروعی خوب و مناسب برای شکل دادن به این فرآیند باشد . امیدواریم به این سوال چگونه یک فروشنده حرفه ای شویم شما پاسخ خوبی داده باشیم و بتوانید کسب و کارتان را رونق دهید.




طبقه بندی: فروش، 
برچسب ها: رونق فروش،  

تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1396 | 11:21 ق.ظ | نویسنده : سامان سلیمانی | نظرات
7 عامل سازنده برندهای بزرگ:

با هجمه رقابتی موجود در بسیاری از صنایع  تمایز و ایجاد هویتی منحصربفرد از طریق برندینگ استراتژیک اهمیت بیشتری از پیش یافته است. هرچند که ارادئه خدمات و محصولات باکیفیت یک اصل بدیهی است، اما برندسازی اثربخش میتواند موتور محرک و قلب توسعه سازمانها باشد.

برخی برندها قادرند بصورت کامل  بازار هدف خود را قبضه کنند. اما چه ویژگیهایی این امر را محقق میکند؟ در ادامه عوامل ایجادکننده برندهای اثرگذار را مرور میکنیم:

۱. رهبر

پشت هر برند موفقی، نیرویی محرک و پشتیبان، یعنی یک تیم رهبری مستعد وجود دارد.

برترین برندهای بازار برخوردار از رهبر و یا تیمی از رهبران مستعد، با  بینشی متعالی و استراتژیک و آینده نگر برای توسعه  بازار هستند که امیدشان در دست گرفتن و تسخیر بازار هدفشان است.

آنها به نحو احسن انگیزه میبخشند و می‌دانند چگونه همه‌ی منابع مورد نیاز برای توسعه را در اختیار تیم‌شان قرار دهند و جاده صاف کن موفقیت خانواده کاری باشند.

۲.رقابت‌پذیری و انگیزه پیشرفت

انگیزه پیشرفت مداوم و  اراده خودارزیابی مستمر، کلید موفقیت یک برند است. یک برند عالی باید بر خط رقابت توسعه یابد و نسبت به آن مشتاق باشد.

انتظار منفعلانه برای آنکه مصرف‌کنندگان بازار را تغییر دهند، در قاموس برندهای بزرگ نیست. در عوض،  آنها همواره در حال نوآوری و ابداع، و یافتن فرصتها و روش‌هایی برای دگرگون کردن بازار پیش از رقبایشان هستند.

۳.شناخت مخاطب

شناخت مخاطب مقدمه ایجاد هویتی متمایز برای یک برند است. شما باید بدانید مخاطبان‌تان چه می‌خواهند، و محصول‌تان چگونه نیازهای‌شان را برآورده خواهد کرد، و چگونه می‌توانید بگونه ای خودتان را در بازار موقعیت گذاری کنید که مخاطبان برندتان را به خاطر بسپارند.

۴.فرهنگ سازمانی سازنده و سالم

برندهای فوق‌العاده به جهت آنکه ارزش‌های فوق‌العاده‌ای دارند، خیره کننده هستند. برترین برندها ارزش‌هایی دارند که مورد تحسین مشتریان و مراجعان‌شان است.

 

بهترین برندها سابقه ای قوی در خدمات رسانی به مشتری و ارائه‌ی خدمات  دارند و  هم‌چنین به‌طور فزاینده‌ای بر اساس ارزش‌ها و اخلاق رهبری می‌شوند.

۵.منحصر به‌فرد بودن

برندهای برتر منحصر به‌فرد هستند که البته منحصر بفرد بودن به معنی اولین بودن نیست.

هرچند ممکن است برندتان نخستین برند در آن حوزه نباشد، اما شاید جذابیتی زیبایی‌شناختی یا محبوب داشته‌باشد که این یعنی افراد تمایل دارند آن را بخرند. رویهم رفته، آن‌چه بهترین برندها نیاز دارند یک هویت متمایز است. در مجموع مادامی که پیامتان درست بوده و موقعیت روشنی در ارتباط با مخاطبان داشته باشید، دیگر مهم نیست که فقط یک محصول اصلی داشته باشید.

۶. شناساندن

تعریف من  پرویز درگی از بازاریابی این است: شناسایی، شناساندن و خشنودی. در واقع امروزه بیش‌تر از هر زمان دیگری، این فرصت را داریم که تا جای ممکن برند خود را بشناسانیم.

البته شرکت‌های بزرگ‌تر شاید در این خصوص مزیت بیشتری داشته باشیم چرا که این دست برندها از موقعیت بهتری برای شناساندن برند خود به بیش‌ترین افراد ممکن برخوردارند. هرچند که امروزه با وجود رسانه‌های اجتماعی به عنوان یکی از مولفه‌ های کلیدی کمپینهای تبلیغاتی و بازاریابی، این امکان وجود دارد که برندهای کوچک‌تر این شکاف را کم‌‌تر کنند.

۷. بردباری

شما باید با برندتان همچون یک نوزاد رفتار کنید، و این موضوع را درک کنید که یک برند برای شکوفایی حقیقی و تبدیل شدن به برندی به‌یادماندنی و سودآور تبدیل شود، به صبر و مراقبت نیازمند است.

 توسعه بازار  باید با توجه و مراقبت صورت گیرد و نباید در این خصوص کندروی شده و یا شتابزده عمل کرد. تمرکز روی پیام اصلی و خلق یک برند اصیل وابسته به این است که به خودتان وقت و فضا بدهید تا همه‌چیز را در مسر درست قرار دهید.

برندهای تجاری که نامشان مترادف با نام ژنریک محصولات شد

ا BandAid در واقع یک برند پانسمان و چسب زخم است که در ۱۹۲۰ توسط شرکت تجهیزات پزشکی جانسون‌اند جانسون معرفی شد اما در کشورهای مختلف همچنان پانسمان را با نام باند میشناسند.

 

زیراکس نیز یکی از برندهای شناخته شده در زمینه تولید دستگاههای کپی است، که در سال ۱۹۳۸ ساخته شد و امروز نام آن معادل رونوشت گرفتن استو  مدتهاست که ماشین‌های اسپرت و آفرود شاسی‌بلند با عنوان جیپ شناخته می‌شوند. کرایسلر توانست با تولید برند جیپ بازار را قبضه کند.

جکوزی مترادف وان آب داغ شده‌است، هرچند این شرکت دوش و توالت هم می‌سازد.

کلینکس که در ابتدا به عنوان جایگزینی برای حوله‌ی صورت به بازار عرضه شد، اکنون به عنوان دستمال کاغذی‌ای که میلیون‌ها نفر آن را انتخاب می‌کنند مشهور است.




طبقه بندی: برند، 
برچسب ها: عوامل سازنده برند،  

تاریخ : دوشنبه 8 خرداد 1396 | 09:56 ق.ظ | نویسنده : سامان سلیمانی | نظرات
تعداد کل صفحات : 29 ::      ...   5   6   7   8   9   10   11   ...  
لطفا از دیگر صفحات نیز دیدن فرمایید
.: Weblog Themes By SlideTheme :.
****
*******
http://file.mihanblog.com//public/user_data/user_files/639/1916974/ph33.jpg