تبلیغات
سامان سلیمانی ، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی ، گروه مشاورین اجرایی کسب و کار - مطالب کسب و کار
منوی اصلی
سامان سلیمانی ، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی ، گروه مشاورین اجرایی کسب و کار
دانستن کافی نیست باید اقدام کرد ..
  • سامان سلیمانی چهارشنبه 23 آبان 1397 10:28 ق.ظ نظرات ()

    چگونه با استفاده از «بازاریابی لامسه‌ای» مشتریان را به خرید ترغیب کنیم؟

     این روزها، ما تقریبا می‌توانیم هر چیزی را آنلاین بخریم، اما طبق نظرسنجی وب‌سایت RetailDive، هنوز بعضی از مشتریان (۵۶ درصد شرکت‌کنندگان) قبل از خرید آنلاین، به فروشگاه می‌روند تا جنس را از نزدیک ببینند یا لمس کنند. این یعنی به‌رغم فراگیر شدن تکنولوژی، بسیاری از مشتریان هنوز هم ترجیح می‌دهند لاستیک را با پای شان لگد بزنند یا لوازم آرایشی را تست کنند. پشت «بازاریابی لامسه‌ای»، علمی نهفته که کمک می‌کند با استفاده از روش‌های لمس کالا، مشتریان را به خرید ترغیب کنیم.

    بازاریابی لامسه‌ای چیست؟

    آیا تا به حال عبارت «اطلاعات لامسه‌ای» به گوشتان خورده؟ اطلاعات لامسه‌ای یا هپتیک (haptic)، اطلاعاتی است که با استفاده از حس لامسه به دست می‌آوریم. بازاریابی لامسه‌ای یک روش نسبتا جدید است که هدفش، تاثیر بر خرید مشتری با استفاده از حس لامسه است. قدیم‌ها، که همه حضوری خرید می‌کردند، ما همیشه از بازخوردهای لمسی در ارزیابی محصول استفاده می‌کردیم. جنس پارچه را دست می‌زدیم. دکمه‌ها را فشار می‌دادیم. شلوار را پرو می‌کردیم و میوه‌ها را با دست فشار می‌دادیم تا ببینیم رسیده‌اند یا کال هستند.
    اما حالا به لطف تجارت الکترونیک، عکس محصول را می‌بینیم، مشخصاتش را می‌خوانیم و نظر بقیه کاربران را مرور می‌کنیم تا خلأ ناشی از خرید غیرحضوری را جبران کنیم.
    در بسیاری از موارد، تا پستچی محصول را به دستمان نرساند، آن را در دستانمان نمی‌گیریم. گاهی باعث می‌شود محصولی که خریدیم، تو ذوقمان بخورد: «جنس پارچه آنقدرها که فکر می‌کردم خوب نیست» یا «این هدفون‌ها گوشم را اذیت می‌کنند
    با اینکه ما خودمان را بازاریابان مدرن می‌دانیم و از ده‌ها کانال بازاریابی استفاده می‌کنیم، دیجیتالی شدن ما باعث شده از یکی از مهم‌ترین کانال‌های بازاریابی آفلاین غافل شویم: پوست. غشاء پوستی ما بزرگ‌ترین عضو بدن ماست که زیر آن، انباشته از بافت‌ها و گیرنده‌های حسی است که کمک می‌کنند فشار، درد، بافت، لرزش، دما و سایر حس‌ها را حس کنیم. این گیرنده‌ها می‌توانند رفتار ما را تحریک کنند. در حقیقت، یکی از شاخه‌های علمی به نام «شناخت وابسته به بدن» استدلال می‌کند که تصمیم‌گیری‌های ما در مغز انجام نمی‌شود، بلکه به شدت تحت تاثیر بدن ماست.
    در کل، این یعنی حس لامسه ما می‌تواند روی تصمیم ما برای خرید تاثیر بگذارد.
    اما فقط به این حرف‌ها استناد نکنید. از «جوآن پک» که استاد بازاریابی مدرسه کسب وکار ویسکانسین است، بپرسید. او یکی از اولین و سرشناس‌ترین کارشناسان بازاریابی لامسه‌ای است.
    چند مورد از یافته‌های او را مرور می‌کنیم: در موقعیت‌هایی که لمس کردن به شناخت ویژگی‌های محصول کمک می‌کند (مثلا، کدام ملافه نرم‌تر است، تراکم ۱۰۰۰ یا ۵۰۰؟)، این کار می‌تواند عزم فرد را به خرید جزم کند، چون با لمس کردن، به تصمیم خود مطمئن می‌شود. حتی وقتی لمس کردن، کمکی به کشف ویژگی‌های محصول نمی‌کند، باز هم اگر آن را لمس کنیم و نظرمان مثبت باشد، انگیزه ما برای خرید افزایش می‌یابد. علاوه بر این، اگر چیزی را به دلیل اینکه به نظرمان جالب و بامزه است لمس کنیم، تمایلمان نسبت به آن کالا بیشتر می‌شود.
    یک نکته جالب: بعضی‌ها بیشتر از بقیه به لمس کردن نیاز دارند. این افراد بدون لمس کردن نمی‌توانند (یا به سختی می‌توانند) برای خرید تصمیم بگیرند.
    اما لمس کردن فراتر از ارزیابی است. این کار به ما حس ارتباط می‌دهد. یکی دیگر از نتایج تحقیقات جوآن بیان می‌کند: «لمس کردن محصول می‌تواند در ما حس مالکیت ایجاد کند» و چون حس مالکیت داریم، فکر می‌کنیم که خرید آن محصول، جزئی از سرنوشت ماست. 
    و ماجرا در اینجا جالب می‌شود: در تحقیقات جوآن، افرادی که محصول را لمس کرده بودند، ارزش مالی بیشتری برای آن قائل شدند (با فرض اینکه حس آنها از لمس کردن مثبت بوده باشد). این یعنی آنها حاضر بودند پول بیشتری بابت آن محصول پرداخت کنند.
    «حس لامسه ما می‌تواند روی تصمیم ما برای خرید تاثیر بگذارد»

    چطور از بازاریابی لامسه‌ای استفاده کنیم؟

    با توجه به تاثیر بالقوه لمس کردن در اطمینان، تمایل، حس مالکیت و ارزش محصول، بد نیست که بازاریابان این حس را در تجربه مشتری بگنجانند. در عصر انفجار دیجیتال، امکان لمس محصول می‌تواند وجه تمایز میان شما و رقیبان تان باشد. به‌علاوه، لمس کردن می‌تواند تعداد کالاهای مرجوعی را کاهش دهد، چون وقتی مشتری چیزی را لمس می‌کند، دقیقا می‌داند چه چیزی را دارد می‌خرد.
    استفاده از لمس کردن به‌عنوان ابزار بازاریابی، اتفاق جدیدی نیست. سمپل‌ها (نمونه‌های مجانی) یا نسخه‌های رایگان از دیرباز در صنعت لوازم آرایشی و نرم‌افزار رواج داشته‌اند. در این حوزه‌ها، مشتریان عادت کرده‌اند که قبل از خرید محصولات را تست کنند.

    علاوه بر این تاکتیک که امتحانش را پس داده، طی سال‌های اخیر، شاهد استراتژی‌های هوشمندانه‌تری نیز بوده‌ایم. مثلا، فروشگاه‌هایی مثل «میسیز»، «ASOS» و «نوردستروم» سعی دارند چیزی شبیه تجربه اتاق پرو را به مشتری ارائه کنند: آنها محصول را رایگان به خانه مشتری می‌فرستند تا امتحان کند و اگر نخواست، دوباره به پیک تحویل می‌دهد. به این ترتیب می‌توانید محصول را لمس یا تن کنید، بدون آنکه هزینه پیک بدهید. در گذشته، هیچ کس فکرش را هم نمی‌کرد که تشک یا عینک تبی را آنلاین خریداری کند. اما دو شرکت «واربی پارکر» (عینک) و «کسپر» (کالاهای خواب) با ارسال محصول به در منزل مشتری، این امکان را فراهم کرده‌اند.
    یکی دیگر از روش‌ها، خلق «تجربه لمس» است، به این‌ صورت که محصول را در یک فعالیت می‌گنجانند که مشتری از آن لذت ببرد

    اگر لمس کردن ممکن نباشد چه؟

    گرچه استراتژی‌های ذکر شده برای بعضی از شرکت‌ها مناسبند اما بعضی از برندها نمی‌توانند لمس کردن را در تجربه مشتری بگنجانند. اما راه‌حل‌هایی وجود دارد.
    تحقیقات نشان می‌دهد وقتی امکان لمس کردن محصول وجود ندارد، باید تجربه‌ای مشابه لمس کردن به مشتری ارائه کنید. طبق مطالعات مجله «روانشناسی مصرف‌کننده»، هنگام خرید محصولاتی که دارای ویژگی‌های مواد هستند (مثل جرم یا تراکم یا رسانایی، مثلا فرش‌های کرک‌دار یا بوت‌های جیر)، معمولا مردم ترجیح می‌دهند حضوری خرید کنند اما اگر ویژگی‌های محصول برای مشتری کاملا شرح داده شود، تمایل آنها به خرید آنلاین بیشتر می‌شود. پس یک فایل صوتی یا ویدئو یا متنی که نرمی فرش یا بوت را توضیح داده باشد، می‌تواند لمس کردن را تداعی کند.
    ویدئو یک رسانه قدرتمند است که می‌تواند تجربه لمس کردن را در ذهن مشتری تداعی کند اما نمایش ۳۶۰ درجه محصول کافی نیست. برای آنکه تجربه ملموس باشد، می‌توانید از یک انسان کمک بگیرید. من به شخصه، ویدئوهای شرکت زاپوس (تولیدکننده کفش و لباس) را دوست دارم: یکی از کارکنان شرکت که یک آدم معمولی به نظر می‌رسد، کفش‌ها را می‌پوشد و قدم می‌زند. وقتی این ویدئوها را می‌بینید، احساس می‌کنید واقعی هستند و می‌توانید کفش‌ها را در پای خودتان تصور کنید.
    «
    مت اندرسون» در وب‌سایت Think With Google درباره گسترش گرایشی در یوتیوب صحبت می‌کند؛ ویدئوهایی به نام «با من بخر». در این ویدئوها، سازنده ویدئو بینندگان را به مغازه می‌برد. طی دو سال گذشته، زمان تماشای این ویدئوها ۱۰۰۰ درصد افزایش یافته. او می‌گوید: «به این ترتیب، بینندگان می‌توانند خرید کردن را با کسی که به او اعتماد دارند تجربه کنند و تصمیم بگیرند که آیا آن محصول به دردشان می‌خورد یا نه.» علاوه بر ویدئو، بعضی از برندهای خلاق از تکنولوژی‌های واقعیت مجازی (VR) و واقعیت افزوده (AR) برای خلق یک تصویر فیزیکی خیالی استفاده می‌کنند، مثل اپلیکیشن شرکت «هالستد» (فروش و اجاره املاک) که با استفاده از آن، احساس می‌کنید داخل خانه هستید. می‌توانید دستگیره در را بچرخانید و داخل کمدها را نگاه کنید.
    در آینده نزدیک، به لطف فناوری‌های لمسی قادر خواهیم بود تجربه لمس کردن را از طریق حس‌هایی مثل لرزش و فشار، شبیه‌سازی کنیم. در حال حاضر، این سیستم‌ها در بعضی حوزه‌ها به کار می‌روند: حوزه بازی‌های کامپیوتری (لرزش فرمان‌های ایکس باکس)، دستگاه‌های الکترونیکی (ویبره نوتیفیکیشن اپل واچ) و وسایل امنیتی (دستگاه‌های کنترل‌کننده که با لرزش به خلبان هشدار می‌‌دهند که مرتکب خطا شده). شرکت «Markets and Markets» پیش‌بینی کرده که تا سال ۲۰۲۰، این صنعت حدود ۲۰ میلیارد دلار ارزش خواهد داشت، با رشد سالانه ۱۶ درصد.
    البته این را هم باید در نظر بگیریم که در هر دو تحقیقات، بعضی از واکنش‌ها صرفا به این دلیل بود که این تجربه برایشان تازگی داشت. این یعنی وقتی این تکنولوژی‌ها بیشتر رواج پیدا کند، از جذابیتش کاسته خواهد شد. اما در هر حال، همه دوست داریم بدانیم این تکنولوژی‌ها به کجا می‌رسند، پیشگامان این عرصه چطور از آنها استفاده می‌کنند و نسل‌های بعدی چطور با تحولات همگام می‌شوند.
    اگر بازاریابان بیشتری به اهمیت حس لامسه در بازاریابی پی ببرند، به زودی شاهد رنسانسی در عرصه تبلیغات لمسی خواهیم بود. مقاله‌ای که در سال ۲۰۱۵ در مجله کسب وکار هاروارد منتشر شد، مدعی شده بود که «به زودی وارد دوره‌ای خواهیم شد که بسیاری از تولیدکنندگان کالاهای مصرفی از مزایای بازاریابی حسی بهره‌برداری خواهند کرد


    آخرین ویرایش: چهارشنبه 23 آبان 1397 10:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • نیاز به مشاور در حوزه بازاریابی :

    اوضاع اقتصادی امروز، شرایط پیچیده راه‌اندازی یک کسب و کار جدید و وجود رقبای بسیار زیاد در هر شغلی باعث شده است که درصد موفقیت کاهش یابد. ما با اصطلاحاتی از قبیل این‌که اوضاع کسب و کار خوب نیست، فروش پایین است روبه‌رو هستیم و یا بعضاً می‌گویند که نقدینگی در میان مردم پایین است (مردم پول ندارند‌) و رغبت زیادی برای خرید ندارند.

    بر خلاف تصور هیچ کدام از موارد ذکر شده صحیح نیست. خواهش می کنم کسانی که با این عقیده مخالف هستند، ناراحت نشوند و فقط با خونسردی ادامه این مطالب را بخوانند.

    این‌که می‌بینید در جامعه امروز تورم بالاست اتفاقاً نشان از بالا بودن نقدینگی در دست مردم است و البته نقدینگی که سرگردان است و در تولید و راه‌اندازی کسب و کارهای جدید سرمایه‌گذاری نمی‌شود. این سرمایه ‌ای سرگردان یک روز از بازار سکه سر در می‌آورند و یک روز در بازار ارز و روز دیگر در بازار مسکن. هیچ برنامه مدونی برای جذب این سرمایه‌ها نیست. بسیاری فکر می‌کنند که فقط دولت است که باید برای جذب سرمایه‌های سرگردان فکری بکند.

    مسئله دیگری که باعث شده تا رقابت در شغل‌های مختلف بسیار شدید شود این است که رشد جمعیت در این سال‌ها و رو آوردن افراد به شغل‌های تکراری باعث شده که رقابت در آن شغل‌ها بالا بگیرد و در نتیجه کیفیت عرضه خدمات و محصولات برای کاهش قیمت بسیار پایین آمده است. کاهش کیفیت محصولات و خدمات باعث خرید کمتر مردم شده است و آن‌ها فقط از محصولاتی استفاده می‌کنند که از کیفیت بالاتری برخوردارند و ضمناً حاشیه سود بسیار پایین، به دلیل شرایط رقابتی بازار، درآمدزایی را برای کسب و کارها بسیار سخت کرده است.

    باور کنید که شرایط تغییر کرده است. این باور چه شما بخواهید و چه نخواهید به زودی در جامعه امروز ایران رسوخ خواهد کرد و کسانی که دیر به این باور برسند باز هم از قافله عقب خواهند ماند.

    اما راه حل برای فائق آمدن بر این شرایط چیست؟

    دو حالت پیش رو است. یا این‌که شما دارای یک کسب و کار هستید و یا این‌که می‌خواهید کسب و کاری راه‌اندازی کنید. در هر دو حالت مهم نیست که کسب و کار شما کوچک باشد و یا بزرگ.

    در حالت اول اگر شما دارای یک کسب و کار هستید احتمالاً رقبای زیادی دارید و همواره در چالش رقابت به سر می‌برید. برای این‌که بتوانیم شرایط جدیدی را خلق کنیم می‌بایست بازنگری مجددی در نوع و ویژگی‌های محصول و خدمات خود داشته باشیم. ما باید یک موقعیت جدید در بازار خلق کنیم و خود را بی‌رقیب در آن موقعیت جدید قرار دهیم. این‌کار یا با ارائه محصولات و یا خدمات جدید اتفاق می‌افتد و یا این‌که کافیست ارزش افزوده‌ای برای محصولات و یا خدمات فعلی خود بیآفرینیم به‌گونه‌ای که رقبا نتوانند آن ارزش را به‌زودی از شما تقلید کنند و شما در جایگاه جدید تا مدت‌ها بی‌رقیب به فعالیت بپردازید. در وضعیت جدید راهکارهای مشتری‌مداری را بررسی کرده و آن را سرلوحه کسب و کار خود قرار دهیم. فراموش نکنید که اجرای فرآیند‌ای بازاریابی مربوط به همه سازمان شما می‌شود. واحد بازاریابی در تمام سازمان شما از بالا به پایین جاری است و اگر بخواهیم واحد بازاریابی را در یک سازمان همانند بدن انسان تشبیه کنیم می‌توان آن را به مویرگ‌های بدن تشبیه کرد که در تمام بدن وجود دارند.

    حالت دوم این است که شما می‌خواهید کسب و کار جدید راه‌اندازی کنید. در این صورت به شما تبریک می‌گویم. شما می‌توانید از همان ابتدا با جدی گرفتن و تاسیس واحد بازاریابی در سازمان خود و با تحقیق کامل و دقیق از شرایط بازار، نیاز‌سنجی مخاطبان، برنامه‌ریزی دقیق برای بازاریابی و تبلیغات، محصولات و خدمات جدیدی را ارائه دهید که هیچ رقیبی تاکنون آن‌ها را عرضه نکرده باشد. و در مدت زمان اندک شما می‌توانید جایگاه خوبی را در بازار کسب نمایید.

    اکنون پیشنهاد می‌کنم این سئوال را در ذهن خود پاسخ دهید: آیا شما صرف‌نظر از این‌که کسب و کار دارید و یا می‌خواهید کسب و کار جدیدی راه‌اندازی کنید، برای کسب موقعیت جدید در شرایط اقتصادی موجود نیاز به مشورت با یک مشاور حرفه‌ای در حوزه بازاریابی را در خود احساس می‌کنید؟ و یا این‌که فکر می‌کنید تمام فرآیند‌ای بازاریابی اعم از تحقیق بازار، آنالیز رقبا، نیاز‌سنجی مخاطبان و را خود به تنهایی می‌توانید انجام دهید؟

    در نهایت باید بدانید که همواره دو انتخاب در پیش رو دارید: یا با همین شرایط فعلی به کار خود ادامه دهید و یا می‌بایست طرحی نو در اندازید. در هر دو حالت انتخاب با شماست.

     

    آخرین ویرایش: یکشنبه 1 مهر 1397 11:33 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی شنبه 31 شهریور 1397 08:18 ب.ظ نظرات ()

    اشتباهاتی بزرگ در راه اندازی کسب و کار

    اولین سال راه‌اندازی کسب و کار مسلما پرفراز و نشیب خواهد بود. هر اندازه که با دقت و دانش پیش بروید، باز هم مرتکب اشتباهاتی خواهید شد. اما اگر ذهن خود را آماده کنید و به تجربیات دیگران توجه کنید، می‌توانید از وقوع بسیاری از این اشتباهات پیشگیری کنید.
     در این فرصت به هفت اشتباه بزرگ تازه‌کاران و راه‌حل‌هایی برای گریز از آن‌ها اشاره می‌کنیم.


    ۱- اشتباه اول: راندن یک ماشین تندرو در جاده‌ای خاکی
    همه ما شنیده‌ایم که برای آغاز هر کار، به محرکی قوی و شور و شوق فراوان، احتیاج است. اما داشتن این حرارت اولیه به تنهایی کاری از پیش نمی‌برد.
    شما به یک برنامه احتیاج دارید.
    در زمینه تجارتتان، درخصوص مشتریان و رقبای خود عمیقا تحقیق کنید و یک مدل حقیقی و مفید برای تجارت خود ساخته و روی یک سوال مهم تکیه کنید:
    چگونه می‌خواهید پول در بیاورید؟
    فرض کنید که در صدد باز کردن یک مغازه هستید. محلی را انتخاب می‌کنید که باید هزینه اجاره آن را بپردازید. ممکن است مخارج زیادی نیز برای تهیه دکور مناسب متحمل شوید بدون آن‌که به نحوه بازگشت این هزینه‌ها بیاندیشید. محصولات شما کامل نیستند و به فکر بازاریابی هم نیستید. قطعاً پس از چند ماه تجارت شما سقوط خواهد کرد.
    ـ نکته: هیچ روز کاری خود را بدون برنامه طی نکنید.

     


    ۲اشتباه دوم‌: ارزان‌فروشی
    از یک کودک بخواهید که بین یک کریستال ۱۲وجهی بدلی و یک قطعه الماس، یکی را انتخاب کند. کودک کریستال را انتخاب خواهد کرد. تازه‌کاران تجارت نیز به همین صورت عمل می‌کنند، فریب کمیت را می‌خورند و به کیفیت اهمیت نمی‌دهند.
    آن‌ها می‌اندیشند که اگر جنس‌های ارزان قیمت را عرضه کنند، فروش بهتری خواهند داشت و به‌زودی میلیونر خواهند شد.
    اما این تصور غلط است.
    تازه‌کاران دنیای تجارت قیمت‌های محصولات و خدمات خود را بسیار پایین در نظر می‌گیرند و به این ترتیب در طول زندگی کاری خود نگران پول درآوردن خواهند بود و حتی زمانی که سفارشی دریافت می‌کنند، خوشحال نخواهند شد زیرا فروش برای آن‌ها سود کافی به همراه نخواهد داشت.
    قبل از قیمت‌گذاری، همه چیز را بسنجید. هزینه‌های ثابت و متغیر را محاسبه کنید. روش‌های تجاری و قیمت‌های رقبا را مورد توجه قرار دهید و استراتژی فروش و بازاریابی خود را بهینه کرده و درآمد قابل قبول خود را در نظر آورید.
    ـ نکته: کریستال‌های بدلی را به الماس‌ها ترجیح ندهید.


    ۳اشتباه سوم: راه‌اندازی تجارت فقط برای هیجان
    بیشتر اشخاصی که در حال راه‌اندازی یک تجارت هستند، افرادی رویایی، خیال‌پرداز و ماجراجو هستند که بیشتر به دنبال هیجان می‌گردند. این افراد به جای تفکر و تحمل جزییات دشوار این کار، به فکر پیش‌روی هستند و می‌خواهند که مسایل و بحران‌ها را به نوعی پشت سر بگذارند تا دوباره به میدان بازی برگردند و ماجراهای آن را دنبال کنند.
    اما خستگی و ملالت از همین مسایل جزیی به تدریج ظاهر زیبای تجارت را به خطر خواهد انداخت، هدف تجارت کسب درآمد است و به مخاطره انداختن وضعیت فعلی در این حیطه نمی‌گنجد.
    ـ نکته: تجارت را وسیله‌ای برای هیجان‌انگیز کردن زندگی قرار ندهید.


    ۴اشتباه چهارم: غفلت از بازاریابی
    تعداد کمی از صاحبان تجارت‌هایی که تازه تاسیس شده‌اند برای بازاریابی اهمیت قایل می‌شوند و برنامه و بودجه خاصی برای آن اختصاص نمی‌دهند، زیرا تصور می‌کنند که بازاریابی یک خرج غیر ضروری است و یا به علت شکست‌های مقطعی از تاثیر بازاریابی در فروش مایوس می‌شوند.
    بازاریابی، فروش فرد را تضمین می‌کند. اما به یاد داشته باشید که فروش هر روز محدود به همان روز است و لزوما فرآیندی ادامه‌دار نیست.
    نمی‌توان از مرحله طرح و برنامه مستقیماً به مرحله فروش رسید و بازاریابی را فراموش کرد.
    این اشتباه از ناآگاهی افراد نسبت به چرخه فروش ناشی می‌شود. اولین افرادی که برای راه‌اندازی تجارت به آن‌ها احتیاج دارید، بازاریاب‌ها هستند. بازاریاب‌ها هستند که می‌توانند شما را به دیگران معرفی کنند. پس از آن موقعیت فروش فراهم خواهد شد.
    ـ نکته: قبل از ارسال پیام آشنایی، به دنبال معامله نباشید.

    ۵اشتباه پنجم: اسارت در تجارت به جای ریاست به آن
    هنگامی که فردی ۳ یا ۴ وظیفه معین را در ۷ روز هفته انجام می‌دهد نیازی به بهره‌گیری از شیوه‌های مدیریتی احساس نمی‌شود.
    در آغاز به کار یک تجارت نیز، اتفاقات ناگهانی اما قابل پیش‌بینی به‌وقوع می‌پیوندد که می‌توان آن‌ها را توسط تجربیات شخصی یا با استفاده از روش آزمون و خطا حل کرد.
    اما همین‌طور که تجارت شما رشد می‌کند، مسایل پیچیده‌تر خواهند شد و این دو روش دیگر پاسخ‌گوی آن‌ها نخواهند بود.
    شما مسئول همه چیز هستید. شما باید اهداف تجارت را تعیین کنید و روش‌ها را انتخاب کنید، یا شخصی را برای انجام این وظیفه منصوب کنید.
    بدون داشتن سیاست معین و شفافی در مورد مشخصات مشاغل، استخدام‌ها، اخراج‌ها، تعطیلات، نحوه جبران کمبودها، چگونگی ترفیع‌ها و شرکت و تجارت نوپای شما در معرض آسیب‌ها و خطرات جدی قرار خواهد گرفت و در نهایت تجارت شما ضعیف خواهد شد.
    توجه کنید که کتاب راهنمای قوانین شرکت شما (حتی در حد یک صفحه) باید وجود داشته باشد.
    ـ نکته: اختیارات و وظایف خود را فراموش نکنید.

    ۶اشتباه ششم: پیش‌بینی ناقص بودجه
    تازه‌کاران تجارت معمولاً نیازهای مالی خود را دست کم می‌گیرند. این افراد، در ابتدای کار هزینه زیادی را صرف خرید لوازم اداری و محصولاتی می‌کنند که ممکن است بسیار تخصصی‌تر از آن‌چه باشد که به آن نیاز دارند. هم‌چنین به این موضوع توجه نمی‌کنند که اکثر مشتریان به طور اقساط خرید می‌کنند و بازگشت پول به کندی انجام می‌گیرد.
    به همین علت مشاوران مدیریت معمولاً پیشنهاد می‌کنند که پس از محاسبه بودجه مورد نیاز خود برای راه‌اندازی تجارت، حداقل ۵۰درصد به آن اضافه کنید. به این ترتیب برای مدیریت ریسک‌های احتمالی آماده خواهید شد.
    ـ نکته: در مورد بودجه واقع‌بین باشید.

    ۷اشتباه هفتم: روابط غلط
    شروع هر فعالیتی احتیاج به کار فراوان و سیستم پشتیبان دارد. فشار تعهدات زمانی و مسایل مالی باعث بروز مشکلاتی در روابط خواهد شد.
    باید قدری از بار خود را سبک کنید و از کمک نزدیکان و دوستان خود در حد امکان استفاده کنید.
    ـ نکته: نگذارید که یک اشتباه باعث یک عمر پشیمانی شود.

    بسیاری از اشتباهات به این دلیل بروز می‌کنند که تازه‌کاران تصور می‌کنند که تمام کارها را باید خود به تنهایی انجام دهند.
    به جای این کار بهتر است نقاط قوت خود را بشناسید و کمبودهای خود را بپذیرید و بعضی از امور را به دست متخصصین خاص آن بسپارید.
    هنگامی که به مسایل و شکست‌های اجتناب‌ناپذیر برخورد می‌کنید، این ضرب‌المثل قدیمی را به یاد بیاورید که: هر شکست پلی است برای پیروزی‌های آینده.

     

    آخرین ویرایش: شنبه 31 شهریور 1397 08:20 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...