منوی اصلی
سامان سلیمانی - گروه مشاوره کسب و کار
دانستن کافی نیست باید اقدام کرد ..
  • سامان سلیمانی پنجشنبه 17 فروردین 1396 08:50 ب.ظ نظرات ()

    نحوه مدیریت تیم های کاری شکست خورده : 

    احیای یک تیم کاری که قبلا شکست خورده، کار آسانی نیست، اما غیرممکن هم نیست. هر مدیری ترجیح می‌دهد مدیریت یک تیم موفق را به دست بگیرد. اما حقیقت این است که برخی تیم‌ها چه در میادین ورزشی و چه در کسب‌وکار پیوسته رنج شکست را تحمل می‌کنند، بدون اینکه هیجان پیروزی را تجربه کنند
    برای تغییر حس شکست تیم‌هایی که با موفقیت ناآشنا هستند، چه کارهایی باید انجام داد؟ جو فرانتیرا و دنیل لید، در کتاب خود با عنوان «تحول تیمی: راهنمایی برای دگرگونی تیم‌هایی با عملکرد ضعیف» راهکارهایی را برای هدایت و متحول کردن تیم‌های بی‌انگیزه ارائه داده‌اند.تعجبی ندارد که این کتاب مثال‌هایی را از ورزش‌های حرفه‌ای به عنوان مدل اصلی انگیزه و ایجاد تغییرات توسعه‌ای در رفتار ارائه می‌هد. درست همان طور که یک مربی ورزشی ورزشکاران معمولی را به تمرین اضافی تشویق می‌کند، مدیران هم باید روش‌هایی را برای کمک به کارمندان بیابند تا آنها هدف و اخلاق کاری خود را بشناسند و آن را تقویت کنند
    تغییراتی در این مقیاس یک شبه اتفاق نمی‌افتند و بنابراین آن را یک جریان بلند مدت در نظر بگیرید. نکته‌های زیر از کتاب مزبور گرفته شده که به احیای تیم کاری شما کمک میکند
    -
          وقتی مسیر توسعه و پیشرفت را در پیش می‌گیرید، سعی کنید روحیه شکستی را که از قبل باقی مانده، از بین ببرید. هر چقدر تیم شما بیشتر نگران شکست‌های احتمالی باشد، احتمال کشیده شدن آنها به سمت شکست بیشتر است
    -
          با واقعیت روبه رو شوید و شکست‌ها را از جمله عملکرد تیمی و فردی صادقانه ارزیابی کنید. سرپوش گذاشتن روی اشتباهات یا مطرح کردن امور به شکلی کلی موثر نخواهد بود و در این‌صورت کارمندان شما پی به اشتباهات خود نخواهند برد
    -
          نقش اعضای تیم را به وضوح تعریف کنید و مطمئن شوید که همه افراد می‌دانند چه وظایف و اهدافی دارند. ایجاد مسوولیت‌پذیری به شکل آشکار، اخلاق خود- مدیریتی و خود-کنترلی را در محیط کار رواج می‌دهد
    -
        کارمندان را تشویق کنید که راه‌هایی را برای توسعه فرآیندها پیشنهاد دهند. اگر به کارمندان اجازه دهید در حل مشکلات سهیم باشند، برای رسیدن به موفقیت سخت‌تر تلاش می‌کنند
    -
          از تیم‌تان انتظار داشته باشید که بهترین باشند. با توجه کردن به جزئیات، تعهدتان به کیفیت کار را نشان دهید؛ یعنی با مشتریان حرفه‌ای برخورد کنید، در برابر مشکلات واکنش به موقع داشته باشید و اشتباهات نوشتاری را در کلیه اسناد کسب‌وکار حذف کنید
    -
         برای رشد پایدار در طول زمان، انتظارات قطعی ایجاد کنید. این اهداف باید واضح و قابل سنجش باشند تا اعضای تیم بتوانند در مورد آنها تمرکز و اقدام کنند
    -
          لیستی از ارزش‌های کلیدی ایجاد کنید، مثلا اینکه هدف اصلی شرکت مشتری مداری است؛ اگرچه این کار ممکن است پیش پا افتاده به نظر برسد. این کار نه تنها رهنمودهای واضحی برای شما تعیین می‌کند، بلکه کمک می‌کند اعضای تیم نتایج ملموسی را از کار استخراج کنند

    -
          در هر جایی که می‌توانید، بر ارزش‌های تیم تاکید کنید: از طریق ایمیل، سخنرانی‌ها و حتی یادداشت‌های کاری 
    -
          کارمندان شما را می‌بینند و تحت‌تاثیر رفتار شما با مشتری و همکاران دیگر، واکنش شما در برابر فشارها و مواجه شدن با ضرب‌الاجل‌های کاری قرار می‌گیرند
    -
          از هر موفقیتی که تیم به دست می‌آورد، تجلیل کنید. اگر از کار تیم تجلیل کنید، آنها می‌فهمند که به توانایی آنها برای غلبه بر مشکلات ایمان دارید . 

    آخرین ویرایش: جمعه 18 فروردین 1396 11:17 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی جمعه 6 اسفند 1395 09:07 ب.ظ نظرات ()

    شش اصل روابط عمومی که متخصصین نمی‌توانند فراموش کنند

     

    هر گونه طرح ارتباطی و یا روابط عمومی باید در نهایت به دستیابی به اهداف تجاری یک شرکت کمک کند. اگر این چنین نباشد، پس بنابراین احتمالا دلیل خوبی برای شروع آن وجود نخواهد داشت. در اینجا چند مورد که می‌تواند به شما در تمرکز دوباره بر روی برنامه‌تان کمک کند، ارائه شده است:

    ۱- ارتباطات، یک طیف از تجارت است و نه یک فعالیت مستقل. هر گونه طرح ارتباطی و یا روابط عمومی باید در نهایت به دستیابی به اهداف تجاری یک شرکت کمک کند. اگر این چنین نباشد، پس بنابراین احتمالا دلیل خوبی برای شروع آن وجود نخواهد داشت.

    ۲- روابط عمومی یک فرآیند طولانی مدت است، نه یک راه حل کوتاه مدت. به رغم آن چه برخی فیلم‌ها و یا نمایش‌های تلویزیونی نشان می‌دهند، هیچ راهی برای آن که روابط عمومی راه خروج شما از یک بحران باشد، وجود ندارد. شما می‌توانید آسیب را به حداقل برسانید، اما نمی‌توانید از راه خروج تان از مشکلی که در ایجاد آن دخالت داشتید، صحبت کنید. توسعه، پرورش و افزایش شهرت، زمان می‌برد، اما مزایای حاصل از این امر، ارزش آن را دارد.

    ۳- شهرت و اعتبار، می‌تواند در عرض چند دقیقه لکه‌دار شود. اگر زمان می‌برد تا شهرت و اعتبار توسعه یابد، پس بنابراین به احتمال بسیار بسیار زیاد، ترمیم آن حتی از توسعه آن نیز بیشتر زمان نیاز خواهد داشت. مدیران، تصمیمات تجاری می‌گیرند، و ما به عنوان مشاوران آنها باید اثرات احتمالی آن را بر شهرت و اعتبار شرکت‌ها و یا مشتریان خود، در نظر گرفته و ارزیابی نمائیم.

    ۴- مواردی که یک شرکت یا سخنگو انجام داده و یا می‌گوید، تعیین کننده دستور کار گفتگوهای (مکالمات) آینده است. ما شاهد این مسئله در جهان سیاست هستیم، اما همچنین می‌توانیم این مسئله را زمانی مشاهده کنیم که به عنوان مثال، مفسران، اظهارات خزانه داری فدرال (Federal Reserve) را به طور کامل مورد بررسی و ارزیابی قرار داده و کلمات خاصی از آن را انتخاب کردند، که این مسئله می‌شود خلاصه وضعیت اقتصادی کشور. یا زمانی که یک مدیر عامل اظهاراتی را بدون آمادگی قبلی بیان می‌کند، که او را برای سالها در سایه قرار می‌دهد. آنها می‌توانند دستور کار گفتگوهای آینده و یا حوزه‌های تمرکز آینده خود را تعیین نمایند، گاهی اوقات برای موارد مثبت و گاهی اوقات برای موارد منفی.

    ۵- رابطه سازی معاملاتی نیست. ما گاهی اوقات انتظارات بالایی برای اولین تبادل داریم، زمانی که می‌دانیم شبکه سازی و ساخت روابط، پایه و اساس تعاملات تجاری پربار می‌باشد.

    ۶-  زمان‌بندی می‌تواند همه چیز باشد. زندگی همه‌اش زمان بندیست، و همینطور روابط عمومی. چگونگی و زمان انتخابِ عمل، صحبت، یا اعلان شما، عمیقا می‌تواند نتایج تلاش‌هایتان را تحت تاثیر قرار دهد. گاهی اوقات این مسئله تحت کنترل ماست، و گاهی اوقات تحت کنترلمان نیست، اما تفکر و رفتار عاقلانه در مورد زمان‌بندی، از اجرای استراتژی شما جدایی ناپذیر است.

    آخرین ویرایش: جمعه 6 اسفند 1395 09:09 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی پنجشنبه 4 آذر 1395 06:21 ب.ظ نظرات ()

    چگونگی برقراری روابط اثربخش با مدیران

    راهبردی كه در ادامه شرح داده خواهد شد باید بر پایه‌ یك عملكرد شغلی خوب استوار باشد. در غیر این صورت، توجه فرد را از عمل، به سوی تظاهر سوق می‌دهد و نتیجه‌ی معكوس می دهد .

     

     -ازدید مدیرتان به مسائل نگاه كنید

    اولین گام در برقراری ارتباط با مدیر این است كه شرایط كار را از دیدگاه او مورد بررسی قرار دهید. و بخشی از درك شرایط كار از نگاه مدیر، درك سبك شخصی یا روش خاصی است كه او برای انجام كارها استفاده می‌كند.

     -انتظارات مدیران را از كار خود روشن كنید

    بعضی از افراد در انجام وظایف شغلی‌شان بسیار ضعیف عمل می‌كنند، زیرا درك درستی از انتظارات سرپرست خود ندارند، گاهی مواقع ممكن است مدیر در انجام كارها مسامحه كند و بنابراین، خود فرد باید در شناخت كاری كه از او انتظار می‌رود، ابتكار عمل داشته باشد

      -به مدیرتان احترام بگذارید

    با ادای احترامی متناسب با قدرت مدیر‌تان، می توانید روابط خود را با وی بهبود بخشید. در این جا دو جمله وجود دارد كه شما به كمك آن‌ها می‌توانید بی‌آنكه كارتان حالت چاپلوسی و تملق به خود بگیرد به قدرت مدیر‌تان احترام بگذارید :

     « بله، این ایده خوبی به نظر می آید »

    « به نظر شما در این مورد چه كاری باید انجام دهیم؟

     -در كنار بیان مسائل، راه‌حل نیز ارائه دهید

             یك تاكتیك پیشرفته در برقراری ارتباط كاری خوب با مدیر یا رهبر تیم این است كه علاوه بر بیان مشكلات به آن‌ها، راه‌حل‌هایی نیز برای مسائل مورد نظر آن ها ارائه دهید. بسیاری از افراد تنها زمانی به مدیر خود مراجعه می‌كنند كه برای حل مشكلات از او كمك بخواهند.

     مدیری كه شدیداً تحت فشار است ممكن است به خاطر جلوگیری از فشار بیشتر، افرادی را كه برای حل مشكل نزد او می‌آیند نپذیرد. بنابراین فردی كه مشكلی را حل كرده است به عنوان یك پشتیبان پذیرفته می شود.

      -به شیوه‌ای سازنده مخالفت كنید

    در یك برهه از زمان، و بزعم یك كارمند ، موثرترین روش برای كسب رضایت مدیر، گفتن «بله قربان» بود. فرد بله قربان‌گو همواره نظر مدیر را درست می دانست و با او موافق بود.

    یك تاكتیك هوشمندانه‌تر در دنیای كسب و كار امروز می‌گوید كه وقتی براین باورید كه مدیر‌تان در اشتباه است به صورتی سازنده با او مخالفت كنید.با مخالفت سازنده (در مقایسه با بله قربان گفتن) در بلند مدت احترام بیشتری بدست خواهید آورد.

     مخالفت سازنده باید براساس تجزیه و تحلیل دقیق باشد و همچنین به صورتی مدبرانه انجام شود.

    مخالفت به این معنا نیست كه مدیر را تحت فشار قرار دهید یا در مقابل دیگران با او با صدای بلند حرف بزنید. اگر با مدیر‌تان مخالف هستید از لغات مناسب استفاده كنید .

    والتر اس تی جان عباراتی را پیشنهاد می كند:

     

     « من در اكثر موارد با شما موافقم، اما به همین دلیل بهتر است كه در این مورد خاص تجدیدنظر كنید.»

    «من ایده‌ی اصلی شما را می‌پسندم، اما پیشنهادی دارم كه فكر می كنم اگر آن را انجام دهیم بهتر باشد». 

    مخالفت سازنده باعث می‌شود كه مدیر شما به دانش شغلی و صداقت شما احترام بگذارد و همین امر به ایجاد روابط مثبت با او كمك می‌كند

      - حرف‌های مهم بزنید و از گفتن حرف‌های جزئی و بیهوده پرهیز كنید.

    حرف‌های كوچك می‌تواند شما را در شغل‌های كوچك نگه دارد

     -ایده‌های خود را با دقت در اختیار مدیرتان قرار دهید.

    بخش مهمی از حفظ یك رابطه موثر با مدیر این است كه ایده‌های تان را به گونه‌ای در اختیار وی بگذارید كه باعث رنجش و آزار او نشوید. باید بدانید كه وقت مدیر را با ارائه‌ی هر ایده‌ای تلف نكنید. تا ایده شما از شایستگی برخوردار نشده است، صبر كنید.

     

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 4 آذر 1395 06:30 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 7 ... 2 3 4 5 6 7