تبلیغات
سامان سلیمانی ، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی ، گروه مشاورین اجرایی کسب و کار - مطالب بازاریابی
منوی اصلی
سامان سلیمانی ، کارشناس ارشد مدیریت اجرایی ، گروه مشاورین اجرایی کسب و کار
دانستن کافی نیست باید اقدام کرد ..
  • مشهد تخفیف بیزینس پنجشنبه 29 شهریور 1397 11:24 ب.ظ نظرات ()
    ((شماره تماس یا ایمیل خود را جهت برقراری 
    ارتباطات بعدی ثبت نمایید))
    خدمات گروه مشاوره : 
    √ مشاوره و آموزش تخصصی بازاریابی و فروش 
    √ برگزاری کارگاه های حضوری 
    √ ارایه مشاوره حضوری 
    √برگزاری دوره برای پرسنل و تیم شما 
    www.soleymani61.ir
    tell : 09156578413-09155021928
    instagram : moshavere_business 

    آخرین ویرایش: چهارشنبه 19 دی 1397 02:38 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی سه شنبه 27 شهریور 1397 03:31 ب.ظ نظرات ()

    علل شکست برنامه های بازاریابی

    روزی مردی به منزل خود وارد شد در حالی که در بیرون از منزل مردمی را دیده بود که از یک شیرینی فروشی بزرگ خریدمیکردند و وی بسیار هوس کرده بود که هر جور شده در آن روز، شیرینی بخورد. پس از ورود به خانه به همسر خود گفت که: “ای زن امروز برای من شیرینی درست کن میخواهم بدانم که این شیرینی چه طعمی دارد که اینقدر مردم برای آن سر و دست میشکنند.” همسر وی تقاضای مردش را اجابت کرد و به داخل آشپزخانه رفت. پس از مدتی بیرون آمد و گفت ای مرد برای درست کردن شیرینی نیاز به آرد گندم داریم و ما فقط آرد جو در خانه داریم. مرد گفت با همان آرد جو کارت را انجام بده، ما میخواهیم شیرینی بخوریم اینقدر بهانه نیاور. زن بار دیگر به آشپزخانه رفت و دوباره بازگشت و گفت ای مرد برای درست کردن شیرینی، نیاز به شیر داریم که در خانه موجود نیست. مرد با ناراحتی گفت من بعد از مدتها از تو درخواستی کردم و تو مرتب بهانه میآوری. حال اگر شیر نباشد چه میشود؟ بجای شیر آب را با آرد جو مخلوط کن. زن که مستاصل شده بود باز هم به آشپزخانه رفت و برای بار سوم بازگشت و گفت برای شیرین کردن شیرینی نیاز به شکر هست که آنهم در خانه نیست. در جواب مرد با عصبانیت گفت بجای شکر از کشمش استفاده کن. فرقی که نمیکند.
    پس از یک ساعت زن شیرینی را حاضر کرد و به نزد مرد آورد. در همان لحظه اول که مرد شیرینی پخته شده را شروع به خوردن کرد به یکباره شروع به سرفه شدید کرد و گفت: “واقعاً چقدر این مردم بیسلیقه هستند که شیرینی به این بدمزگی را دوست دارند و برای خرید آن صف میکشند.”

    آنچیزی که در حال حاضر ما در کسب و کارها در ایران با آن مواجه هستیم همین حکایت است. متاسفانه یا برنامه جامعی برای بازاریابی محصولات و خدمات خود نداریم و یا در صورت داشتن یک برنامه جامع و مدون، آنقدر آن برنامه را بد اجرا میکنیم که متاسفانه من فکر میکنم اگر از ابتدا هزینهای برای تنظیم برنامه صورت نمیگرفت و مدیران بر اساس شهود خود عمل میکردند، شاید نتیجه بهتری حاصل میشد.
    آنچه که مهم است اینست که بدانیم برای بازاریابی موفق و پایدار، حتماً نیاز به برنامه بازاریابی کوتاه مدت، میان مدت و بلند مدت داریم و هیچ راه میانبری وجود ندارد. بسیاری وقتی صحبت از برنامه بازاریابی به میان میآید آنقدر آن را بزرگ میپندارند که هرگز اقدام به تدوین آن برنامه نمیکنند تدوین یک برنامه بازاریابی هر چند که کار پیچیده و ظریفی است اما آنقدر سنگ بزرگی نیست که علامت نزدن باشد اکثر این افراد بدنبال یک راه کوتاه برای جبران کمبود نقدینگی خود هستند. وقتی سالهای گذشته مدیریت آنها را مورد بررسی قرار میدهید متوجه میشوید که آنها همواره دچار کمبود نقدینگی بودهاند. آیا میدانید چرا؟ چون همیشه فعالیتهای بازاریابی آنها غیر منسجم و کوتاه مدت بوده است و صرفاً نتایج مقطعی به بار آورده است.

    مشکل بزرگ دیگر این است که در حال حاضر، همانند گذشته صرفاً راهاندازی یک کسب و کار، تضمینی برای بقای آن نیست. شرایط بازار بسیار متلاطم و غیر قابل پیشبینی است. شرایط تجارت نیز با وجود رقبای بیشمار در هر کسب و کار بسیار متفاوتتر از گذشته است.
    حال فرض کنید که یک مدیر، برنامه بازاریابی سازمان خود را طرحریزی کرد. آیا صرف داشتن برنامه بازاریابی میتوان گفت فروش محصولات و خدمات افزایش مییابد؟ قطعاً چنین نخواهد بود.

    آیا تیم مشاوری که این برنامه را تدوین کرده است از کیفیت بالایی برخوردار بوده است؟ آیا میدانید میزان مهارتها، سوابق و نبوغ افراد این تیم نقش بسزایی در موفقیت برنامه دارد؟
    آیا این برنامه با کیفیت مطلوب مورد نظر تیم مشاوره به اجرا در آمده است؟
    آیا زمانبندی اجرای برنامه بازاریابی که مهمترین نقش را بازی میکند بدرستی طرحریزی و انجام شده است؟
    آیا همه فرآیندهای عملیات بازاریابی ما بدرستی تدوین شده است و روابط میان این فرآیندها بارها و بارها بررسی شده است؟
    چه کسانی قرار است این برنامه را اجرا کنند؟ و یا عوامل اجرایی برنامه چه کسانی هستند؟
    آیا تیم مشاور همواره در کنار شما برای اعمال تغییرات احتمالی در برنامه بر اساس شرایط متغیر بازار و عملکرد رقبا است؟
    و بسیاری سئوالات دیگر

    در انتها باید بگویم اگر شما برنامه‌ای داشتید که شکست خورده است می‌بایست منصفانه دلایل شکست برنامه خود را بررسی کنید نه این‌که اعتقادتان به برنامه‌ریزی را از دست بدهید مطمئن شوید حکایت شما، حکایت آن مرد که شیرینی هوس کرده بود نشده است و اگر تا کنون برنامه‌ای برای بازاریابی محصولات و خدمات خود نداشته‌اید، باید بگویم که هیچ راه میانبری برای موفقیت پایدار در تجارتتان ندارید. ابتدا برنامه‌ای هر چند کوچک و کوتاه تدوین کنید و با اجرای صحیح آن برنامه، مطمئناً از نتایج فوق‌العاده آن شگفت زده خواهید شد.

    منبعwww.ibazaryabi.com

    آخرین ویرایش: سه شنبه 27 شهریور 1397 03:31 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی پنجشنبه 23 فروردین 1397 04:06 ب.ظ نظرات ()
    مهارت‌های غیرکلامی (زبان بدن) فروشنده و مشتری

    به جرات می‌توان گفت اکثر فروشنده‌ها نمی‌دانند که مشتریان براساس رفتارهای غیرکلامی (زبان بدن) آنان، قضاوت و تصمیم‌گیری می‌کنند و نه براساس آن‌چه فروشنده بر زبان می‌آورد؛ یعنی لحن و شکل سخن گفتن فروشنده، تن صدا، ژست بدن، فرم ایستادن و نشستن، برقراری تماس چشمی، خیره شدن، حرکات پلک چشم و مواردی از این دست در تصمیم‌گیری مشتری برای خرید، نقش موثری ایجاد می‌کند.

    زبان بدن فروشنده
    نگارنده اعتقاد دارد یک بازاریاب و فروشنده حرفه‌ای، باید در درک زبان بدن (Body Language) و رفتار مشتری تبحر داشته باشد؛ چرا که تاثیر مهارت‌های غیرکلامی (زبان بدن) پنج برابر بیشتر از مهارت‌های کلامی است.
    فروشندگان بدون آگاهی از مهارت‌های غیرکلامی نمی‌توانند یک ارتباط اثربخش با مشتریان برقرار کنند، ولی متاسفانه اکثر فروشندگان با مهارت‌های غیرکلامی آشنا نیستند یا آن را جدی نمی‌گیرند. آگاهی از مهارت‌های غیرکلامی، نقش مهم و موثری در برقراری یک ارتباط اثربخش دارد.
    فروشنده‌ای که در هنر تشخیص زبان بدن مهارت پیدا کند، بدون شک جزو فروشندگان سطح یک قرار می‌گیرد. با یادگیری مهارت‌های غیرکلامی، با مشتریان خود بسیار موثرتر ارتباط برقرار خواهید کرد.
    بازاریاب‌ها و فروشنده‌ها باید بتوانند قضاوت صحیح و درستی از زبان غیرکلامی مشتریان خود داشته باشند. پس از یادگیری مهارت‌های غیرکلامی، متوجه خواهید شد که تنها بر صحبت‌های مشتری نباید تکیه کرد و براساس آن نتیجه گرفت. مشتری نیز همین‌گونه است و صحبت‌های فروشنده را با حرکات بدن او مطابقت می‌دهد.

    توجیه فروشندگان
    فروشندگانی که با مهارت‌های زبان بدن آشنا هستند و در دوره‌های یادگیری مهارت‌های غیرکلامی شرکت می‌کنند، به این توانایی دست می‌یابند که حتی با شنیدن تن صدای یک فرد از طریق تلفن، زبان بدن او را پیش‌بینی کنند.
    فروشنده‌هایی که در مقابل مشتری با حالت دست به سینه ژست می‌گیرند و به نظر خود، ژست یک انسان مودب گرفته‌اند، به طور ناخودآگاه احساس ترس یا حالت مقاومت خود را در ذهن مشتری حک می‌کنند؛ هرچند که اکثر فروشنده‌ها از این نوع رفتار اطلاع‌ چندانی ندارند و برای همین است که اکثر آن‌ها در برخی فروش‌های خود ناموفق هستند و هرگز نخواسته‌اند علت عدم موفقیت خود را در یک فروش از زاویه دیگری بررسی کنند. اکثر آن‌ها خرید نکردن مشتری را براساس پیش‌فرض‌های ذهنی خود توجیه می‌کنند.
    برای بسیاری از ما اتفاق افتاده است که با خود این جملات را می‌گوییم: حدس می‌زنم که فروشنده دروغ می‌گوید یا احساس می‌کنم آن‌چه فروشنده در مورد ویژگی‌های کارش یا محصولات بیان می‌کند واقعیت ندارد. این گونه برداشت‌های مشتری زمانی اتفاق می‌افتد که زبان بدن فروشنده و گفتارش با هم مطابقت ندارند.
    فروشندگان هوشمند باید قادر باشند تضادهای بین گفتار و زبان بدن مشتری را تشخیص دهند. به طور مثال زمانی که مشتری از ارتباط با شما امتناع می‌کند یا حاضر به معامله با شما نیست ولی دست‌هایش باز است و کف دست‌های خود را نشان می‌دهد، باید نتیجه بگیرید که وی مشتری بالقوه‌ای است که حالت تهاجمی ندارد و با چندین بار ارتباط با وی می‌توانید او را به مشتری بالفعل تبدیل کنید.

    بازار پرازدحام و پیچیده امروزی
    برای انجام یک فروش خوب، ممکن است کالای شما قیمت مناسب، کیفیت عالی، زمان تحویل سریع، خدمات پس از فروش، شرایط مناسب پرداخت و بسیاری از فاکتورهای مهم و تاثیرگذار در فروش را داشته باشد. حتی فروشنده دقیقا بتواند تیپ شخصیتی مشتریان را به خوبی تشخیص دهد. چه بسا فروشنده در رعایت اصول مشتری‌مداری نیز تا سر حد وسواس اعتقاد داشته باشد و احترام قائل شود، به گونه‌ای حتی معتقد باشد در دنیای تجارت امروزی، مشتری صاحب کسب و کار است؛ چرا که رضایت و خشنودی او باعث بقای کسب‌ و کارمان می‌شود. این طور بیان کنم که از نظر خود فروشنده، همه چیز برای یک فروش موفق آماده و مهیا باشد؛ اما فروشنده به دریافت سفارش یا فروش، موفق نشود، چگونه ممکن است چنین اتفاقی بیفتد؟
    در بازار پرازدحام و پیچیده امروزی، تسلط و مهارت در برقراری ارتباط، یکی از عناصر کلیدی موفقیت در فروش است. بدون آگاهی از مهارت‌های غیرکلامی (زبان بدن)، نمی‌توانید پیام‌های غیرکلامی مشتری را که ممکن است با پیام‌های شفاهی او هم‌خوانی نداشته باشد، تشخیص دهید و در نتیجه، نتوانید ارتباطی اثربخش با مشتریان برقرار کنید.
    اکثر بازاریان، فروشندگان و حتی مدیران، مهارت‌های غیرکلامی را جدی نمی‌گیرند. با جرات بیان می‌کنم بیشتر همین افراد، از علائم زبان بدن و تاثیر آن اطلاع چندانی ندارند و به صورت حرفه‌ای نمی‌توانند زبان بدن طرف مقابل را بفهمند؛ حال آن‌که درک و تفسیر زبان بدن در مذاکرات خرید و فروش، بسیار حائز اهمیت است.

    تفاوت بین فروشنده سطح یک و فروشنده معمولی
    حتما برای شما مواردی پیش آمده است که برای خرید به فروشنده‌ای مراجعه می‌کنید و او شروع می‌کند به دادن اطلاعات درباره محصول و حتی شاید با نگاه به چشمان شما، از کالای مورد نظرش تایید و تمجید می‌کند. برای من و شما بارها پیش آمده است که گاه احساس می‌کنیم یا حدس می‌زنیم که فرد دروغ می‌گوید؛ یا این‌که می‌گویید: «نمی‌دانم چرا نمی‌توانم حرف‌هایش را باور کنم.» در واقع بین زبان بدن فروشنده و گفتارش سازگاری وجود نداشته است. فروشنده سطح یک، دارای مهارت و توانایی‌های لازم در این زمینه است، و بین گفتار و زبان بدن او تضادی وجود ندارد.
    تفاوت بین فروشنده سطح یک و فروشنده معمولی، در مهارت‌های غیرکلامی او نهفته است. ممکن است فروشنده سطح یک، در مقایسه با فروشندگان دیگر باهوش‌تر نباشد و از دانش آکادمیک هم برخوردار نباشد؛ اما این فروشنده قادر است علائم زبان بدن و رفتارهای غیرکلامی مشتری را به خوبی و با مهارت هر چه تمام درک کند و بفهمد که منظور مشتری چیست.

     

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 23 فروردین 1397 04:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...