تبلیغات
سامان سلیمانی - گروه مشاورین اجرایی کسب و کار - مطالب بازاریابی
منوی اصلی
سامان سلیمانی - گروه مشاورین اجرایی کسب و کار
دانستن کافی نیست باید اقدام کرد ..
  • سامان سلیمانی سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 01:06 ب.ظ نظرات ()

    پاسخ به اعتراض مشتریان در بازاریابی تلفنی

    برقراری تماس تلفنی برای بسیاری از افراد یکی از سخت‌ترین کارها است. به‌خصوص اگر فرد مقابل را نشناسیم و همچنین بخواهیم به او چیزی بفروشیم. بسیاری از بازاریابان تلفنی مهارت کافی در برقراری ارتباط از طریق تلفن را ندارند و فروش‌های بسیاری را از دست می‌دهند.

    دلیل این مشکل آن است که هنر مذاکره را یاد نگرفته‌اند و فکر می‌کنند که راز فروش تلفنی فقط آن است که تلاش‌هایشان بیشتر کنند. اگر بازاریابی تلفنی را به‌درستی انجام ندهید، خودتان سهوا موجب بروز اعتراضات فراوانی می‌شوید.

    اولین گام در بهبود بازاریابی تلفنی آن است که یاد بگیرید چطور به‌جای اینکه یک فروشنده ساده باشید، یک دوست، مربی و مشاور باشید. نباید به مشتریان به چشم متقاضی محصول‌تان نگاه کنید، بلکه باید به‌عنوان مشتری خودتان به آن‌ها نگاه کنید. باید قبل از هر چیز دیگری، خودتان را به آنها ثابت کنید.

    در ادامه به اشتباهات رایج بازاریابان که ممکن است موجب اعتراض مشتریان احتمالی شود اشاره کرده‌ و روش‌های اجتناب از آن‌ها را ذکر می‌کنیم. با استفاده از این استراتژی‌ها، فرایند تبدیل علاقه‌مند به مشتری آسان‌تر شده و منجر به فروش بیشتر و نهایتا رشد کسب‌و‌کار می‌شود.

      اعتراض 1: الان کار دارم و نمی‌توانم صحبت کنم، لطفا بعدا تماس بگیرید.

    مشکل: در واقع مخاطب به شما می‌گوید دارید مزاحمت ایجاد می‌کنید. بسیاری از بازاریابان تلفنی فکر می‌کنند که باید همه چیز را ظرف 10 ثانیه بیان کنند وگرنه مشتری تلفن را قطع می‌کند، درحالی‌که این موضوع بسیاری از مردم را فراری می‌دهد. شخصا با بازاریابانی برخورد می‌کنم که آنقدر سریع صحبت می‌کنند که این ذهنیت را ایجاد می‌کنند که صرفا تکلیف خود را انجام می‌دهند و باید متنی را از حفظ بگویند و کار را تمام کنند.  

    راه‌حل: در ابتدا خود را معرفی کنید. آهسته پیش بروید! بپرسید: آیا زمان مناسبی برای مکالمه  است؟ اگر پاسخ مشتری منفی بود، از او بپرسید کی می‌توانید دوباره تماس بگیرید؟ وقتی مردم اختیار این را دارند که خودشان زمانی را تعیین کنند، حتی اگر نسبت به قصد و نیت شما تردید داشته باشند، احساس راحتی بیشتری می‌کنند. اگر بازاریاب پرگویی کند و مخاطب احساس کند وقتش تلف می‌شود، سریعا بهانه‌ای برای قطع مکالمه می‌آورد یا گوشی را قطع می‌کند. با پرگویی و عدم کسب اجازه برای صحبت، شاید شخصی را از دست ‌دهید که ممکن است یکی از بهترین مشتریان شما شود.

    اعتراض 2: اگر لازم شد خودمان با شما تماس می‌گیریم.

    مشکل: مخاطب هیچ مطلب قابل‌توجه و باارزشی در صحبت‌های شما نیافته است. مخاطب احساس می‌کند شما فقط به ‌فکر فروش خود هستید و اگر با شما معامله کند، شما برنده می‌شوید و او به‌عنوان خریدار بازنده خواهد بود.

    راه‌حل:  بسیاری از بازاریابان قبل از دریافت اطلاعات کافی درباره مخاطب شروع به توضیح دادن می‌کنند. راز بازاریابان موفق در سوال کردن است. سعی کنید در بازاریابی تلفنی گفتگو انجام دهید. گفتگو با سخنرانی فرق می‌کند. در گفتگو دو طرف صحبت می‌کنند و هر بخش از مکالمه با توجه به صحبت‌های شخص مقابل شکل می‌گیرد. در سخنرانی یک نفر صحبت می‌کند و طرف مقابل مجبور است گوش فرا دهد. با سوالات به‌موقع می‌توانید مخاطب را بهتر بشناسید و مزایای محصولات و خدمات خود را متناسب با نیازها و خواسته‌های مخاطب توضیح دهید.

    اعتراض 3: مسئولیت همه جلسات و تصمیمات مالی به عهده فرد دیگری است.

    مشکل: پس از مکالمات و تماس‌های مکرر با شخصی، درمی‌یابید که او هیچ نقشی در فرایند تصمیم‌گیری خرید ندارد و شما فقط وقت خود را تلف کرده‌اید. صرف اینکه فردی حاضر است به صحبت‌های شما گوش فرا دهد، نشان نمی‌دهد که قدرت خرید دارد.

    راه‌حل: مطمئن شوید با شخص مناسبی صحبت می‌کنید. معمولا بازاریابان برای فرار از دردسر و  مکالمات سخت با افرادی صحبت می‌کنند که قدرت تصمیم‌گیری ندارند و با اینکار وقت خود را تلف می‌کنند. بعضی خانم‌ها ترجیح می‌دهند برای تصمیم‌گیری خرید با شوهرانشان صحبت کنید. اگر در طول روز یا آخر هفته تماس بگیرید، ممکن است پرستار بچه و یا خدمتکار خانه به تلفن شما پاسخ دهد. همچنین، با فرهنگ‌های محدوده‌ای که تماس می‌گیرید آشنا شوید، در نتیجه شخص مقابل را نمی‌رنجانید.

    اعتراض 4: افراد زیادی هر روز با من تماس می‌گیرند و سعی می‌کنند چیزی بفروشند. چرا باید به شما اعتماد کنم.

    مشکل: مخاطب نمی‌تواند به‌راحتی به شما اعتماد کند. حتی اگر محصولی بی‌نظیر دارید و مخاطب با استفاده از آن سود می‌برد، پیش‌فرض مخاطب آن است که نمی‌توان به افراد ناشناس اعتماد کرد و بهتر است از محصولات و راه‌حل‌های قبلی استفاده کرد.

    راه‌حل: آقای ست گادین در کتابش با عنوان « تمامی بازاریابان درغگو هستند» توضیح می‌دهد  که پیش‌فرض غالب مشتریان آن است که شما دروغگو هستید. پس بسیار سنجیده صحبت کنید. کافی است در ابتدای مکالمه بگوئید: ما بزرگترین عرضه‌کننده ... هستیم. اگر مکالمه‌ای را اینگونه آغاز کنید، به احتمال زیاد امکان فروش را از دست داده‌اید. مخاطب همان ابتدای مکالمه با خود می‌گوید: درست فکر می‌کردم، این بازاریاب هم دروغگویی بیش نیست!

    در صحبت‌های خود کلی‌گویی نکنید. اگر از اعداد و ارقام و آمار استفاده می‌کنید، باید کاملا دقیق و قابل استناد باشد. بسیاری از بازاریابان می‌گویند: 90 درصد مشتریان از محصولات ما راضی هستند. آیا نظرسنجی دقیقی انجام شده است؟ جامعه آماری متشکل از چند نفر بودند؟

    فهرستی از مشتریان راضی و خشنود خود تهیه کنید و از آنان اجازه بگیرید که شماره تماس یا آدرس ایمیل‌شان را به مشتریان جدید بدهید. اگر لازم شد این فهرست را در اختیار مخاطبان جدید قرار دهید. هر چه بیشتر اعتبارسازی کنید، سریع‌تر می‌توانید کسب‌و‌کار خود را توسعه دهید. تبلیغات دهان‌به‌دهان یکی از سریع‌ترین راه‌های انجام این کار است.

    اعتراض 5:‌ قبلا سه بار برای این موضوع با من تماس گرفته‌اید. لطفا دیگر با من تماس نگیرید!

    مشکل: صحبت‌های شما تکراری است و در نهایت فقط می‌خواهید محصول خود را بفروشید. خریداران هیچگاه دوست ندارند تحت فشار قرار گیرند. آنها از فروشندگان سمج فرار می‌کنند. آنها دوست دارند راهنمایی شوند، ولی تصمیم نهایی را خودشان بگیرند.

    راه‌حل: در هر تماس مطلب باارزش و جدیدی برای ارائه داشته باشید. فرض کنید یک بار با  مخاطب تماس گرفته‌اید. در تماس دوم بگوئید پیرو صحبت‌های قبلی شما به محصولمان علاقه‌مند بودید. ما مقاله جدیدی آماده کرده‌ایم که اشتباهاتی که خریداران مرتکب می‌شوند را توضیح می‌دهد. آیا مایلید این مقاله رایگان را فکس کنم یا از طریق پست برایتان بفرستم؟

    اگر محصولی را در یک بازار رقابتی می‌فروشید، باید بالاتر از بقیه باشید. بگذارید مشتریان تفاوت‌های شما و رقبایتان را به‌وضوح ببینند. به آن‌ها روش‌هایی نشان دهید تا محصولات دیگران را بررسی کنند. آمار و مشخصات جمعیت‌شناختی فعلی و به‌روز بازار را در اختیار داشته باشید.

    اعتراض 6: ببخشید، معذرت می‌خواهم اما در حال حاضر کارهای مهم‌تری دارم که باید انجام دهم.

    مشکل: شما به مدت یک دقیقه تلفنی با یک مشتری احتمالی صحبت می‌کنید و ناگهان آن‌ها می‌خواهند بروند. چه اتفاقی افتاده است؟ در اغلب مواقع مشتری به سخنان شما علاقه نشان می‌دهد، سپس شما شروع به صحبت می‌کنید و حوصله آنها را  سر می‌برید و کار به جایی می‌رسد که کاسه صبر مخاطب لبریز می‌شود.

    راه‌حل: هر موضوع را مختصر و دوستانه بیان کنید. اگر برای قطعی‌کردن قرار ملاقات هیجان‌زده  شوید و به حرافی درباره حرفه‌تان بپردازید، یک مشتری علاقه‌مند را از دست داده‌اید. موضوع بحث هر چه هست، چه خانواده، چه حوزه کاری و چه رویدادهای جاری، روش‌هایی برای مکالمه مختصر و کوتاه در تماس‌ها پیدا کنید. از تعارفات بیش از حد و اغراق‌آمیز بپرهیزید. این کار به مشتری کمک می‌کند تا بفهمد برای وقتش ارزش قائلید و آرامش بدهد. بیش از حد معمول آرام صحبت نکنید. این کار هم می‌تواند باعث خستگی مخاطب شود. صحبت را تا زمانی ادامه دهید که مخاطب با علاقه گوش می‌کند.

    آخرین ویرایش: سه شنبه 5 اردیبهشت 1396 01:12 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی پنجشنبه 17 فروردین 1396 02:05 ب.ظ نظرات ()

    بازاریابی انتظار

    آیا تا به حال برای شما اتفاق افتاده در حالی که در یک پمپ بنزین ایستاده اید مدتی را صرف تماشای یک آگهی کوچک کنید؟؟

    به این نوع از بازاریابی، بازاریابی انتظار یا Wait Marketing گفته می شود و شکلی از بازاریابی است که در حالی که برای چیزی منتظر هستید، شما در معرض تبلیغ قرار می گیرید.

    بازاریابی انتظار دقیقاً چیست؟

    بازاریابی انتظار

    درک بازاریابی انتظار دشوار نیست. در واقع، هر زمان که شما ایستاده و منتظر چیزی هستید و یک آگهی را می بینید، این یک کمپین بازاریابی انتظار است. مانند انتظار در مطب دکتر، ترافیک و بیلبوردهای خیابان، فرودگاه، ایستگاه قطار یا صف انتظار در یک فست فود و یا وقتی در حال دانلود یک ویدئو از اینترنت هستید و ….

    معمولاً در هنگام انتظار، مخاطبین ۲ تا ۳ مرتبه بیشتر از تبلیغات تلویزیونی آماده پذیرش تبلیغات هستند.

    انتظار بنده این است که هنگامیکه شما مفهوم بازاریابی انتظار را درک کنید، در هنگام شروع به آن توجه کرده  و هر آگهی را دوباره در ذهن خود بازسازی می کنید تا ببینید که چگونه در آن زمان خاص، بازاریابی انتظار روی شما تأثیر بیشتری می گذارد. موضوع شگفت انگیز این است که این نوع از بازاریابی را می توانید در مورد وب سایت و یا وبلاگ خود هم به صورت موثر استفاده کنید.

    چرا بازاریابی انتظار قدرتمند است؟

    بازاریابی انتظار

    بازاریابی انتظار یک فرم بسیار قدرتمند از بازاریابی است.اما چرا؟ چرا زمانی که ایستاده ایم و هیچ کار خاصی انجام نمی دهیم به تبلیغاتی که به ما نشان داده می شود واکنش نشان می دهیم؟

    دلیل آن ساده است: مغز ما نیاز به لذت فوری دارد.

    مغز انسان به جستجوی لذت متصل است و در سریعترین حالت ممکن به دنبال آن می گردد. هنگامی که چیزی خوشایند روی می دهد، سلول های خاصی در مغز دوپامین آزاد می کنند که باعث می شود احساس خوبی به ما دست بدهد و به بخش های دیگر مغز می گوید که این چیز خوبی برای انجام است. و سپس مانند ساخت یک یادداشت ذهنی به دنبال تجربه های مشابه بعدی خواهد بود.

    در جهان iPad ها، iPhone ها، اتومبیل های سریع و لوکس، فیلم های سینمایی، توییتر و فیسبوک، انسان ها نیاز به ارضاء و لذت سریع و سریع تر دارند. به یک کافه بروید و به مدت ۲۰ دقیقه بنشیند و به افراد خوب دقت کنید، آنها به محض نشستن سریع موبایل خود را بیرون می آورند و با آن مشغول می شوند به این دلیل که از منتظر بودن خسته می شوند و ترجیح می دهند با چیزی سرگرم باشند. و این پاسخ این سؤال است که چرا بازاریابی انتظار جواب می دهد.

    خودتان را وقتی در صف طولانی یک پمپ بنزین در انتظار به سر می برید به یاد آورید . شما دوست دارید زودتر از این شرایط کسالت بار خارج شوید. مغز شما به دنبال نوعی ارضاء است و به محض دیدن یک تبلیغات مخصوصاً اگر جالب هم باشد به شما می گوید که برای اینکه احساس بهتری داشته باشید به توجه به آن نیاز دارید و شما با آن سرگرم می شوید و کمی این اتلاف وقت برای شما جبران می شود.

    استراتژی بازاریابی انتظار شما باید اثرگذار باشد

    بازاریابی انتظار همیشه هم مؤثر نیست. صرفاً اینکه کسی در حال انتظار ایستاده است به این معنی نیست که با هر تبلیغی که شما در مقابلش قرار می دهید ارتباط برقرار می کند. این را هم در نظر بگیرید که مثلاً وقتی مردم در پمپ بنزین هستند در حالت صرفه جویی می باشند و یک تبلیغ تجملاتی مناسب نمی باشد.

    به منظور اثرگذارتر بودن هر چه بیشتر استراتژی بازاریابی، شما باید مواردی مانند آنچه در ادامه مقاله می آید را در نظر بگیرید:

    مخاطبان تبلیغات شما چه کسی هستند؟

    ابتدا باید از خود سئوال بکنبد که آگهی تبلیغاتی شما چه کسانی را هدف قرار می دهد؟ مادران، پدران و یا بچه ها در خانواده؟ نوجوانان و یا بازنشستگان؟

    بسیار دقیق در مورد کسلنی که می خواهید با آن ها ارتباط برقرار کنید، فکر کنید.

    مخاطبان شما در نقطه ی مشخصی از زمان و مکان چه می خواهند؟

    همه محصولات در تمام اوقات به کار نمی آیند. برخی از مردم چیزهای مختلف را در زمان های مختلف روز و در مکان های خاص می خرند. به عنوان مثال، احتمال فروش چیزی مانند سیگار در بازار میوه و تره بار خیلی کم است. پس برقراری ارتباط تبلیغاتی در مکان و زمان صحیح را به یاد داشته باشید.

    چقدر خرج خواهند کرد؟

    همانطور که مردم محصولات مشابه در هر مکان خریداری نمی کنند، مقادیری که خرج می کنند هم به جایی که هستند بستگی دارد. این موضوع بسیار مهم است.

    دیدن آن چند بار نیاز است؟

    گاهی اوقات شما نیاز دارید یک شخص را با تبلیغ یک محصول اشباع کنید تا در بازاریابی آن غرق شود. یک خانم ممکن است برای تغییر برند مورد علاقه خود در لباس و یا لوازم آرایشی ۱۰ یا ۲۰ بار به دیدن آگهی شما نیاز داشته باشد. در نظر بگیرید که چقدر باید آگهی خود را نشان دهید تا بالاخره اثر کند.

    آخرین ویرایش: پنجشنبه 17 فروردین 1396 02:08 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی دوشنبه 14 فروردین 1396 10:46 ب.ظ نظرات ()
    شیوه ها و ایده های بازاریابی‌ در یک‌ اقتصاد ضعیف

    امروزه شرایط عمومی اقتصادجهانی چندان وضعیت مطلوبی نداشته و در این شرایط بحران جهانی از طرحها ، ایده های نوینی می بایست مددجست که ما دراینجا به چند مورد اشاره می کنیم.

    ۱- همواره‌ تفکر بازاریابی‌ داشته‌ باشید. یک‌ پوشه‌ برای‌ نگه‌داری‌ هر نوع‌ ایده‌خوبی‌ که‌ به‌ ذهنتان‌ می‌رسد، اختصاص‌ دهید و نمونه‌‌ی نامه‌های‌ مستقیم‌ پستی‌، آگهی‌های‌ تبلیغاتی‌ چشمگیر و هر نوشته‌ یا کاغذی‌ که‌ مربوط‌ به‌ امور تبلیغات‌ می‌شود را در آن‌ نگهداری‌ کنید تا در آینده‌ بتوانید در نتیجه‌ی‌ هر جرقه‌ای‌ در ذهن‌تان (اصطلاحاً طوفان‌ ذهنی‌ Brainstorm) از آنها استفاده‌ کنید.

    ۲ - بازار را هدف‌ گذاری‌ کنید. هر نوع‌ تحول‌، تغییر و توسعه‌ای‌ را در روند صنعت، اقتصاد و صنایع‌ در ارتباط‌ با حرفه‌ خود زیر نظر داشته‌ باشید. رقبای‌ خود را به‌ خوبی‌ بشناسید و پوشه‌ و فایلی‌ را برای‌ بررسی‌ عملکردهای‌ هریک‌ از آنان‌اختصاص‌ دهید.

    ۳ - محصولات‌، خدمات‌ و علایم‌ تجاری‌ خود را گسترش‌ دهید. محصول‌ یا خدمات‌ جدیدی‌ خلق‌ کنید و آنها را به‌ روز نگه‌ دارید. اسامی‌ و عناوین‌ تجاری ‌خوب‌ برای‌ محصولات‌ یا خدمات جدید بسیار حیاتی‌ هستند. محصولات‌ و خدمات‌ خود را همواره‌ نو و به‌هنگام‌ کنید تا مشتریان‌ پیشرفت‌ شما را مشاهده‌کنند.

    ۴ - یک‌ تیم‌ تشکیل‌ دهید. یک‌ تیم‌ مشاوران‌ بازاریابی‌ یا روابط‌ عمومی‌ متشکل‌ از کارکنان کلیدی‌ درون‌ سازمان‌ خود و خارج‌ از سازمان‌ تشکیل‌ دهید. در همایش‌های‌ تخصصی‌ شرکت‌ کنید. نشریات‌ تخصصی‌ بازاریابی‌ را مطالعه‌ کنید. به‌ منظور رسیدن‌ به‌ گزینه‌های صحیح، با متخصصان‌ بازاریابی‌ خارج‌ از سازمان‌تان‌ مشاوره‌ کنید.

    ۵ - بودجه‌ اختصاص‌ دهید. در حال‌ حاضر چه‌ مقدار پول‌ یا بودجه‌ صرف‌ بازاریابی‌ می‌کنید؟ چه‌ مقدار تمایل‌ دارید که‌ بپردازید؟ درصدی‌ از درآمد ناخالص‌ را که‌ می‌تواند به‌ بازاریابی‌ اختصاص‌ داده‌ شود، تعیین‌ کنید. سعی‌ کنید که‌ یا از طریق‌آگهی‌ و تبلیغ‌ و چه‌ از طریق‌ روابط‌ عمومی‌ به‌ صورت‌ ماهانه‌ در بازار حضور خود را اعلام‌ کنید.

    ۶ - خود را در اذهان‌ زنده‌ و حاضر نگه‌ دارید. روزنامه‌ای‌ یا نشریه‌ای‌ منتشرکنید. مقالاتی‌ عرضه‌ کنید. وب‌ سایت‌ راه‌ اندازی‌ کنید. در پایین‌ هر پست‌ الکترونیکی‌که‌ می‌فرستید، بخش‌ متحدالشکلی‌ را که‌ شامل‌ اطلاعات‌ تماس‌، آدرس‌ وب‌ سایت‌ و شعار باشد را اختصاص‌ دهید. به‌ موکلان‌ یا مشتریان‌ خود، کارت‌ پستی‌ اعم‌ از تبریک‌، دعوت‌ یا غیره‌ و یا کارت‌ پستی‌ الکترونیکی‌ بفرستید تا ارتباط تان‌ با آنهاحفظ‌ شود.

    ۷ - با نشریات‌ ارتباط‌ داشته‌ باشید. بخشی‌ را برای‌ ارتباط‌ با نشریات‌ و کارخبری‌ تشکیل‌ دهند. اطمینان‌ حاصل‌ کنید که‌ با نشریه‌ای‌ کار کنید که‌ سرویس‌خبری‌ online دارد و دارای‌ صفحات‌ تصویری‌ با کیفیت‌ بالاست.

    ۸ - به‌ سازمانهای‌ اجتماعی‌ - محلی‌ و همچنین‌ گردهمایی‌ها بپیوندید. باسخنرانان‌ در کنفرانس‌هایی‌ که‌ شرکت‌ می‌کنید، تماس‌ بگیرید.

    ۹ - به‌ تماس‌ها و سفارشات‌ به‌ سرعت‌ پاسخ‌ دهید. اگر به‌ هر دلیلی‌ در دسترس‌نبودید، تماس‌ گیرنده‌ را به‌ شخص‌ دیگری‌ که‌ جانشین‌ شما هستند، ارجاع‌ دهید.

    بخشی‌ از وب‌ سایت‌ خود را به‌ نیازهای‌ مشتریان‌ اختصاص‌ دهید.

    اطمینان‌ حاصل‌ کنید که‌ برای‌ مراجعه‌ کنندگان‌ به‌ وب‌ سایت‌ و کلاً مردم‌، تماس‌با شما آسان‌ است‌. همیشه‌ و در همه‌ حال‌، تماسها و پیام‌ها را پی‌گیری‌ کنید.

    ۱۰ - تبلیغ‌ کنید. یک‌ بروشور جدید از محصولات‌ و خدمات‌ خود تهیه‌ کنید و یا آنها را در صورت‌ موجود بودن‌ به‌ شکل‌ بهتری‌ تغییر دهید. سعی‌ کنید شماره‌ تماسی‌ داشته‌ باشید که‌ به‌ راحتی‌ قابل‌ یادآوری‌ باشد. روی‌ تمام‌ محصولات‌تبلیغاتی‌، آدرس‌ وب‌، ایمیل‌ و شعار خود را همواره بگنجانید.

    ۱۱ - در نمایشگاه‌ها، حامی مالی غرفه‌های‌ معروف‌ شوید. گردهمائی‌هایی‌ را دردفتر خود ترتیب‌ دهید یا در یک‌ سمینار و کنفرانس‌ یا گردهمایی‌، سخنرانی‌ ایرادکنید.

    ۱۲ - برای‌ نشریات‌ یا روزنامه‌های‌ محلی‌، مجلات‌ بازرگانی‌ محلی‌ و نشریات ‌بازرگانی‌- تجاری‌ ستون‌ سرمقاله‌ای‌ بنویسید. مقاله‌ای‌ چاپ‌ کنید و آن‌ را برای‌صنف‌ خود بفرستید
    آخرین ویرایش: دوشنبه 14 فروردین 1396 10:49 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 8 1 2 3 4 5 6 7 ...