منوی اصلی
سامان سلیمانی - گروه مشاوره کسب و کار
دانستن کافی نیست باید اقدام کرد ..
  • سامان سلیمانی یکشنبه 17 بهمن 1395 05:02 ب.ظ نظرات ()

    چرا کسب‌وکار آنلاین شما رشد نمی‌کند؟

    1استراتژی‌های شما قدیمی شده‌اند.

    فناوری‌ای که امروز استفاده می‌شود ممکن است دو ماه بعد کارایی نداشته باشد. تکیه بر روش‌های قدیمی برای رشد کسب‌وکار، حتی اگر درست باشد کافی نیست. از استراتژی‌های جدیدتری مانند سئو و یا شبکه‌های اجتماعی برای رشد کسب‌وکارتان استفاده کنید.

    .2تلاش می‌کنید تا از رهبران صنعت الگوبرداری کنید.

    الگوبرداری از یک کسب‌وکار موفق طبیعی‌ست اما مشکل اینجاست که دلیلی وجود ندارد که یک استراتژی موفق، برای کسب‌وکار شما هم موفق عمل کند.

    .3 به ایجاد ترافیک برای سایتتان توجه نکرده‌اید.

    مهم نیست که چه‌قدر وب‌سایت خوبی دارید و یا قیف‌های بازاریابی خود را چه قدر خوب تنظیم کرده‌اید، اگر ترافیک وب‌سایت نداشته باشید، درواقع کسب‌وکاری هم ندارید. برای ایجاد ترافیک از روش‌هایی مانند پادکست، مصاحبه، ارسال پست مهمان در وب‌سایت‌های دیگر و نوشتن برای نشریات معتبر و... استفاده کنید.

    .4بیش از اندازه به رسانه‌های_اجتماعی تکیه کرده‌اید.

    در چند سال اخیر، وضعیت رسانه‌های اجتماعی تغییر کرده است؛ شاید امروز مجبور شوید که برای کسب مخاطب هزینه پرداخت کنید، به دلیل اینکه بیشتر رسانه‌های اجتماعی محبوب نیاز دارند تا برای سهامدارانشان سود ایجاد کنند.

    .5 با مخاطبانتان ارتباط دوطرفه برقرار نکرده‌اید.

    اگر شخصی با شما یا پیامتان ارتباط برقرار نکند، احتمال کمی وجود دارد که بخواهد با شما تجارت کند. پس هر کاری که می‌توانید برای ایجاد ارتباط با مخاطبانتان انجام دهید. از شبکه‌های اجتماعی با تعداد کاربران بالا استفاده کنید و محتوایی جذاب را با مخاطبانتان به اشتراک بگذارید. نظرات مخاطبان را پی‌گیری کنید و این امکان را فراهم کنید که محتوای شما را به اشتراک بگذارند. از انواع مختلف محتوا مانند ویدئو، پادکست، اینفوگرافی و... که اشتیاق بیشتری را برای اشتراک‌گذاری محتوایتان به وجود می‌آورد استفاده کنید. تمام این کار‌ها باعث می‌شوند که بین شما و مخاطبانتان ارتباطی دوطرفه شکل بگیرد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 17 بهمن 1395 05:05 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
  • چه تبلیغی اثر گذار است؟


    شما به عنوان صاحب یک کسب و کار- چه نوپا و چه قدیمی- قصد دارید که کالا یا خدمات جدیدی را معرفی کنید. تمام کارهایی که می‌توانسته‌اید و آنها را موثر می‌دانسته‌اید، انجام داده و طرح بازاریابی این کالای جدید را تدوین کرده‌اید. کمی نگرانید و در واقع همه امید به موفقیت فروش این کالا و یا خدمات جدید را بر این طرح بازاریابی متمرکز کرده‌اید. شما هم مثل هر صاحب کسب و کار و بازاریابی، خواهان بهترین نتایج هستید و حاضرید هر کاری انجام دهید تا بهترین طرح بازاریابی را بنویسید و به کار گیرید. راه حل‌های چندی هستند که می‌توانید برای کنترل این نوشته و اطمینان از مفید بودن آن، مورد استفاده قرار دهید. ۱۰ پرسش کلیدی هستند که پاسخ‌هایشان در تعیین میزان کارایی و رفع مشکلات وکاستی‌های این طرح، کمک‌تان خواهند کرد.
    ۱-پرسش نخست درباره تیتر و عنوان آگهی شماست که با توجه به ملاحظات موجود در طرح بازاریابی، آن را طراحی کرده‌اید
    آیا این جمله یا عبارت به قدر کافی جالب توجه و جذاب هست؟ آیا می‌تواند کنجکاوی بیننده را برانگیزد؟ آیا به آن فایده یا امتیاز کالا یا فرایند فروش شما اشاره دارد؟ به طوری که بیننده دریابد که با چه طور کالا و کسب و کاری روبه روست؟ این اصل مهم را به یاد داشته باشید که تیتر و عنوان آگهی شما، تبلیغی برای آگهی شماست. نوشتن این جملات یا کلمات و عبارات کلیدی و تاثیرگذار به هیچ وجه آسان نیست.
    شاید لازم باشد که ده‌ها تیتر و عنوان گوناگون را بنویسید، هر کدام را تغییر داده، اصلاح کنید و از میان آنها چند تا را برگزینید و سرانجام با دقت فراوان یکی را انتخاب کنید
    اولین جمله بعد از تیتر هم بسیار مهم است. این عبارت یا جمله زیر تیتر است که می‌تواند همان عبارتی باشد که بعد از گزینه انتخابی شما قرار دارد. دقت کنید که انجام این مراحل پیش از نوشتن بدنه اصلی آگهی ضروری است و نباید از آنها بی دقت گذشت
    ۲-مسأله دیگر شکل ظاهری و محل قرار گرفتن این عبارت در صفحه است
    جدا از مفهوم و کلمات یک عنوان که باید با دقت و تعمق انتخاب شوند، نحوه مناسب جای دادن این عبارت در صفحه هم ملاحظه دیگری است که می‌تواند بر جذابیت و جلب توجه آن تاثیر بگذارد. زمانی که عبارت تیتر درست و با فاصله‌ای دقیق در وسط صفحه قرار بگیرد، اندازه و شکل حروف مناسب با متن باشد و یا در گیومه قرار گیرد، تاثیر آن به مراتب بیشتر خواهد شد.
    تیترهای طولانی خواننده را خسته می‌کنند و اگر خیلی بالای صفحه قرار گیرند هم تاثیر مثبتی را انتقال نخواهند داد. البته راهی برای استفاده بهتر از همین تیترهای طولانی هم وجود دارد. می‌توانید آن را در قالب چند تیتر کوتاه مجزا بنویسید.
    ۳- پس از تیتر و زیرتیتر نوبت به جمله اول می‌رسد. این شاید مهم ترین عنصر مورد توجه پس از تیتر باشد.
    اگر این جمله جالب توجه وکنجکاوی برانگیز باشد، خواننده را به مطالعه ادامه متن ترغیب می‌کند. در اصل این مطلب برای تک تک جملات صدق می‌کند.
    دقت کنید که این متن برای فروش کالای شما تدوین شده و هر جمله آن باید بتواند جملات و عبارات بعدی را به مشتری احتمالی آن کالا «بفروشد». شما با نوشتن این آگهی قصد دارید، کالای‌تان را به گونه ای معرفی کنید که ویژگی‌ها، مشخصات و فواید آن، بیش از قیمتش جلوه کرده، مشتری احتمالی را به سمت خرید و پرداخت پول هدایت کند.
    به همین جهت هر قدر که قیمت کالا یا خدمات کسب و کاری گرانتر باشد، بازاریاب و صاحب آن باید آگهی جذابتری نوشته و بیشتر زحمت بکشد
    ۴- سؤال بعدی درباره این‌ است که آیا آگهی شما می‌تواند به خواننده یا همان مشتری احتمالی بگوید که پس از خرید این کالا یا استفاده از این خدمات چه «احساسی» خواهد داشت؟ می‌تواند این آینده را برایش به تصویر بکشد؟ آیا قادر است به او بگوید پس از این که کالای شما نیازهایش را برآورده کرد یا مشکلاتش را حل کرد، چه حس خوب و آسودگی خاطری خواهد داشت؟ این توصیف «احساس» یک سوی این تصویرسازی است و سوی دیگر آن شرح و توضیح «منطقی» ویژگی‌ها و خصوصیات کارساز این کالاست. اگر به یکی از این دو بیش از حد پرداخته شود یا مشتری حس می‌کند که با یک داستان کودکانه روبه روست یا خسته می‌شود و از لغات فنی و علمی زیاده از حد، احساس سردرگمی می‌کند. «تعادل»، نکته ظریفی در این میان است که باید خوب به آن دقت کنید.

     ۵- این پرسش درباره احساسی است که متن آگهی شما به مشتری احتمالی منتقل می‌کند
    آیا باعث می‌شود که او انرژی مثبت گرفته و از این که با چنین کالا و خدماتی آشنا شده، خوشحال و هیجان زده شود؟ این آگهی می‌تواند به او برساند که چقدر خوش شانس بوده که می‌تواند این محصول خوب و مناسب نیازش را بخرد؟
    ۶- اختصار بهترین ترفند است، جملات کوتاه، پاراگراف‌های کوچک و حروف با اندازه متوسط، چشم مشتری بالقوه شما را خسته نمی کند.
    کلمات باید دقیق انتخاب شوند تا همان‌هایی باشند که ساده و رایج هستند و از همه مهم تر مطابق نیاز مشتری، کلمات کلیدی و مورد توجه خاص مشتریان بالقوه را درشت کنید یا زیرشان خط بکشید
    ۷- تا می‌توانید لغت «شما» را به کار ببرید. بدانید که خواننده هر نامه‌ای یا هر آگهی مشتاق است که بداند برای او چه نوشته‌اند.
    مراقب باشید که کلمه «ما» در این آگهی‌ها زیانبار است. شما باید به نیازها، خواسته‌ها و احساسات مخاطب‌تان بپردازید، نه این که افتخارات شرکت و خودتان را معرفی کنید. خواننده یک آگهی به طور ناخودآگاه کلمه «شما» را به «من» و «برای من» ترجمه می‌کند.
    ۸- پس از این که متن را نوشتید، آن را بخوانید و ببینید که آیا شما به عنوان یک مشتری احتمالی، حس می‌کنید که این متن را برای شخص «شما» نوشته‌اند؟ یا این که یک جمعیت بزرگ مخاطبان آن هستند؟ هر خواننده یا مشتری احـــتمالی، یک نفر است و دوست دارد که فقط با او صحبت کنید
    ۹- آیا این متن می‌تواند تخیل و ذهن مشتری بالقوه را فعال کند؟ آیا او می‌تواند در لابه لای این واژه‌ها و جملات تصویر «خودش» را ببیند که در حال خرید این کالاست؟ می‌تواند تجسم کند که از این کالا استفاده می‌کند و از خریدش لذت برده، راضی و خرسند است؟ زمانی که کلمات تصویری را پیش چشمان کسی نقاشی می‌کنند، ذهن به سختی می‌تواند بین آن تصویر و واقعیت تفاوت قایل شود. زمانی که کسی درباره چیزی احساسی پیدا می‌کند، به آن احتیاج دارد.
    زمانی که شخصی نیازی دارد، به دنبال راهی می‌گردد تا احتیاجش را برآورده کند. وقتی به فکر افتاد که برای نیل به خواسته‌اش و برآوردن نیازش راهی پیدا کند، به میدان عمل وارد شده و دست به کار می‌شود
    تشبیهات، استعاره‌ها، مثال‌ها، فعل‌ها و صفت‌های به کار رفته و مفاهیم کلیدی پررنگ در متن آگهی و چگونگی آنها می‌توانند به ثمربخشی بیشتر آن کمک کنند.
    ۱۰- برای سخنان‌تان مدرک و گواه ارائه کنید. آیا این آگهی فقط به حرف‌های خودتان اختصاص دارد یا این که کس دیگری غیر از شما هم ثمربخشی وکارآمدی و منافع کالا یا خدمات شما را تایید کرده است؟ گفته‌های مشتریان کنونی و سخنان کارشناسان و از همه مهم‌تر گارانتی، بهترین و مطمئن‌ترین شواهد هستند.

    آخرین ویرایش: جمعه 17 دی 1395 11:20 ق.ظ
    ارسال دیدگاه
  • سامان سلیمانی یکشنبه 14 آذر 1395 05:46 ب.ظ نظرات ()

    قانون صفر تبلیغات و تاثیر آن بر فروش  ...

     امروزه مصرف کنندگان با تبلیغات پر زرق و برق و واهی همواره در حال بمباران شدن هستند تا محصولی را بخرند. در این میان، ما چطور با کمترین هزینه، دیگر تبلیغات را برای مشتری ها خنثی کنیم و کاری کنیم فقط ما را ببیند؟

    در گذشته، تصمیم خرید حول دو معیار فقط گرفته میشدویژگی و مزایای محصول. اگر در 40 سال پیش زندگی میکردید، تنها کاری که باید میکردید تا مردم محصول شما را بخرند این بود که فقط به آنها بگویید چرا محصول شما از محصول رقیب تان بهتر است؟

    یعنی فقط باید از ویژگی ها و مزایای محصول نزد مشتری صحبت میکردید. فقط صحبت میکردید،صحبت میکردید وصحبت میکردید و اینگونه بود که شرکت های مختلف، مبنای کار فروش شان را از هر کانالی، فقط ترغیب مشتری به خرید شد.

    اما امروزه اوضاع فرق میکند. امروزه در عصر حاضر، به علت رقابت فوق العاده زیاد این مشتری است که حق انتخاب دارد بین دو محصول با ویژگی ها یکسان کدام را انتخاب کند ! بنابراین بدانید که امروزه مشتریان فقط نصف صحبت های شما را خواهند شنید ! چون از خودشان در حال پرسیدن این سوال مهم هستند : “چه چیزهایی در مورد این محصول وجود دارد که این افراد به من نمیگویند؟

    اگر دقت کنید، زمانی که وارد فروشگاهی با سیستم فروش سنتی میشوید هم همین اتفاق می افتد. فروشنده سعی میکند مدام از ویژگی های محصول به شما بگوید و شما را ترغیب به خرید کند اما در واقعیت شما فقط به نیمی از صحبت های او گوش میدهید، و بیشتر جستجو میکنید سرنخ هایی از چیزهایی در رابطه با محصول پیدا کنید که احساس میکنید فروشنده نمیخواهد شما بدانید.

    از 40 سال پیش اتفاقات مهمی برای ما مصرف کنندگان افتاد که بد نیست بدانید :

    ·         هنر ترغیب و ایجاد اضطرار برای خرید به صورت دیوانه وارد خلق شد (تبلیغات پر زرق و برق با صدای بلند وتعویض سریع تصاویر)

    ·         در غرب چنان این فرهنگ اوج گرفت و کسی از آن سخنی به میان نیاورد تا کاملا وارد ضمیرناخودآگاه مصرف کنندگان شد

    ·         به صورت آگاهانه بعد از چندبار به اصطلاح گزیده شدن خودمان را نسبت به این سبک تبلیغات واکسینه کردیم

    ·         اما دربرابر آنها اغتشاش نکردیم. فقط نیمه ی تاریک تبلیغات را بهتر دیدیم

    ·         به همین دلیل است که هر تبلیغی را معمولا انکار میکنیم

    ·         و هر روز نسبت به روز قبل در حال انکار بیشتری از تبلیغات هستیم

    بله این حقیقتی از واکنش مصرف کننده نسبت به تبلیغات از 40 سال قبل بود… اما امروز چطور؟
    امروزه نیز مصرف کننده در برابر هر تبلیغی واکسینه شده، دیگر تبلیغات به سبک  قدیمی نه تنها برای شرکت سودآور نیست، بلکه باعث میشود دید مصرف کننده نسبت به شرکت مورد نظر مشکوک شود و هرگز نخواهد محصول مورد نظر را امتحان کند حتی اگر در تبلیغات محصول هزاران دلیل برای خرید آن اعلام شود.

    و اما در این میان؛ شرکت هایی هستند که قانون صفرم تبلیغات پایبند هستند. این شرکت ها مانند Ferrari ،Apple ،Cisco و به ندرت تبلیغ میکنند. برای مثال شرکت Ferrari تا به امروز حتی 1 دلار هم برای تبلیغات بودجه ای اختصاص نداده پس چطور بدون تبلیغات این شرکت ها ابرقدرت به چنین جایگاهی نزد مشتریان دست پیدا کردند؟ دلیل آن استفاده از قانون صفرم تبلیغات است

     قانون صفرم تبلیغات در واقع حلقه گمشده فروش شرکت ها و کسب و کارهای عصر حاضر است. شما اگر کسب و کاری دارید چه بزرگ چه کوچک به کمک قانون صفرم تبلیغات تقریبا فروش تان را به طرز شگفت آوری میتوانید افزایش دهید

    قانون صفرم تبلیغات دقیقا همان تکنیک مورد استفاده تبلیغاتچی های حرفه ای است که با وجود ناکارآمد بودن تبلیغات برای شرکت ها به کمک قانون صفرم تبلیغات غوغا به پا میکنند.

    قانون صفرم تبلیغات چیست و چطور از آن استفاده کنیم؟  امروزه در عصر حاضر، به منظور ترغیب مصرف کننده برای تصمیم گیری خرید ملاک هایی مهم تر از ویژگی و مزایای محصول وجود دارد. امروزه مشتری بیشتر به ارزش ها، حس موجود و هماهنگی فروشنده و خریدار توجه میکند تا صرفا چند ویژگی لیست شده.

    امروزه در واقع مشتریان آنچه را می فروشید نمی خرند، بلکه آنچه را که هستید می خرند.

    واقعیت امر این است که مشتریان عصر حاضر، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنید مشغله کاری و فکری دارند، آنها وقت آنرا ندارند بنشینند و ویژگی ها و مزایای محصول شما را با دیگران فروشنده ها مقایسه کنند آنها به دنبال کسی میگردند که به آنها اعتماد کنند.
    آیا تبلیغات شما میتواند مشتریانتان را متقاعد کند از شما خرید کنند؟

    قانون صفرم تبلیغات یعنی قانون صداقت محض
    شاید تمام آنچه را که درمورد محصولتان وجود دارد به مشتری در تبلیغات نگویید، اما هرآنچه را میگویید باید بر پایه صداقت برای جذب اعتماد باشد. برای این منظور میتوانید 3 مرحله زیر را اجرا کنید :

    1 . به چیزهایی در تبلیغاتتان اشاره کنید که مطمئنید مشتریانتان تجربه کرده اند
    مشتری شما باید مسائل و شرایطی را به تصویر در تبلیغ ببیند که خودش نیز آنها را قبلا تجربه کرده بود. برای مثال یکی از موفق ترین این تبلیغات شرکت One Hour Heat and Air است. این شرکت در تبلیغ خود مشتری به شرکت مورد نظر زنگ میزند و اعلام میکند لوله کشی خانه اش نیاز به تعمیرات دارد، پاسخگوی این شرکت اعلام میکند تا 1 ساعت برای شما نیرو می فرستیم تا مشکل شما را رفع کنند اگر 1 ساعت بیشتر طول کشید، هیچ پولی از شما دریافت نمیکنیم.
    نیروهای اعزامی تعمیرات دیرتر به مشتری میرسند و بدون گرفتن هیچ پولی تعمیراتشان را انجام میدهند. این تبلیغ باعث شد مشتری احساس کند یک شرکت وجود دارد که برایش ارزش قائل است ! شرکتی که میداند زمان مشتری طلاست.

    2 .  حقیقت را بگویید، حتی اگر باعث ناراحتی میشود
    مصرف کنندگان امروز در کشف حقایق گفته نشده توسط تبلیغات پر زرق و برق مختلف مهارت زیادی پیدا کرده. بنابراین در تبلیغاتتان از ویژگی ها، مزایا و کاستی های محصولتان برای مشتری تعریف کنید بله درست خواندید، کاستی ها !
    دقیقا کاستی های محصول تان را به مشتریتان بگویید. از این نترسید که مشتری با شنیدن آنها از شما خرید نمیکند، بلکه بدانید که مشتری به خاطر صداقت شما از شما خرید خواهد کرد.

    برای مثال یکی از شرکت هایی که از این تکنیک در تبلیغات خود استفاده کرده شرکت Apple است. زمانی که شرکت اپل گوشی های iphone 4 خودش را معرفی کرد بعد از چند روز وارد بازار شدن این محصول مشتریان ناراضی بودند که آنتن دهی گوشی ضعیف است. در تبلیغی جدید از Apple استیو جابز اعلام کرد کهما کامل نیستیم.Iphone 4  مزایایی دارد که تلفن های همراه دیگر ندارند اما آنتن دهی آن نیز ضعیف است که به زودی آنرا برطرف خواهیم کرد…”
    شاید این جمله باعث شده باشد خیلی ها که از مشکل اطلاعی نداشتند مطلع شوند اما نه تنها فروش آنها کاهش پیدا نکرد، بلکه بیشتر هم شد. زیرا مدیرعامل یک شرکت توانست اعتماد مردم را جلب کند.

    3 . به مشتریان دقیقا همان تجربیاتی را ارائه دهید که به آنها قول دادید
    رسانه های عمومی کاملا قابل کنترل هستند، زیرا تنها با یک مخاطب سروکار ندارند (مانند تلوزیون) اما رسانه های جدید مانند تلفن های همراه نه تنها عمومی نیستند بلکه کاملا یک به یک هستند !

    یعنی پیام یک کاربری به کاربر دیگر ،دیگری به دیگری، دیگری به دیگری و ادامه دارد و این پیام اگر مثبت باشد به سود شماست اگر منفی باشد به ضرر شما تمام میشود. یادتان باشد، امروزه عصر،عصر ارتباطات است، ما بیش از پیش به همدیگر نزدیک هستیم و این نزدیک بودن باعث سریع بودن انتقال پیام ها میشود.

    پس دقیقا آنچه را که تبلیغ کردید ارائه دهید. نه کمتر، اما اگر بیشتر بود بهتر ! تا مشتری چیزی برای صحبت کردن با دوستانش راجع به شما داشته باشد.

    آخرین ویرایش: یکشنبه 14 آذر 1395 06:10 ب.ظ
    ارسال دیدگاه
تعداد صفحات : 3 1 2 3